معامله فضولی یعنی چه و تقسیم‌ بندی معامله فضولی از لحاظ تحلیل اراده

https://telegram.me/legallovers                          

 

حقوق

                       

وكالت و نمايندگی در دعاوی حقوقی وکیفری

كليه مراجع قضایی،اداری،سازمانها و نهادهای دولتی و غير دولتی و عمومی توسط وکلای باتجربه و پایه یک دادگستری

دفتر:ملارد بلوار رسول اکرم خ دانش غربی نبش خ آینده سازان پ ۱

عالی خانی   کارشناس ارشد حقوق تجارت بین الملل

همراه؛ ۰۹۳۹۴۶۶۱۶۷۶=۰۹۱۲۲۴۸۵۸۷۶=۰۲۱۶۵۱۰۸۷۵۷

 

معامله فضولی به معامله‌ای گفته می‌شود که شخص برای دیگری یا با مال دیگری، معامله کند؛ بدون این که نماینده یا مأذون از طرف او باشد. این نوع معامله، ممکن است تملیکی یا عهدی باشد. در معامله فضولی تملیکی، شخصی مال فردی را بدون اذن مالک به دیگری می‌فروشد. معامله فضولی عهدی نیز به این معنا است که شخص به حساب فرد دیگری متعهد می‌شود که عملی را برای طرف دیگر معامله انجام دهد. کسی که بدون داشتن نمایندگی و اذن، برای دیگری معامله را تشکیل می‌دهد، در اصطلاح فضول، طرف معامله او را اصیل و شخص دیگر را که معامله برای او یا به مال او انجام شده است، غیر می‌گویند.

وضعیت و آثار معامله قبل از اجازه و رد

معامله فضولی پیش از آنکه از طرف مالک، تنفیذ یا رد شود، باطل نیست اما صحیح و معتبر نیز نبوده، بلکه یک عقد غیر نافذ است. ماده ۲۴۷ قانون مدنی می‌گوید:

«معامله به مال غیر، جز به عنوان ولایت یا وصایت یا وکالت، نافذ نیست؛ ولو این که صاحب مال باطناً راضی باشد اما اگر مالک یا قائم‌مقام او پس از وقوع معامله آن را اجازه کرد، در این صورت معامله، صحیح و نافذ می‌شود.»

تنها اثری که می‌توان برای آن شناخت، الزام اصیل به اجرای مفاد عقد در صورت تنفیذ غیر است. معامله‌ فضولی از جانب اصیل که اراده‌اش کامل بوده، عقدی لازم است. وضعیت عدم نفوذ معامله، تا زمانی که اجازه یا رد صادر نشده است، باقی خواهد بود.  ماده ۲۵۲ قانون مدنی اعلام می‌دارد: «لازم نیست اجازه یا رد فوری باشد و اگر تأخیر موجب تضرر طرف اصیل باشد، مشارالیه می تواند معامله را به هم بزند.» وضعیت عدم نفوذ معامله فضولی حتی پس از مرگ غیر، نیز باقی خواهد ماند و مطابق ماده ۲۵۳ قانون مدنی

 

«در معامله‌ فضولی اگر مالک قبل از اجازه یا رد فوت کند، اجازه یا رد، با وارث است.»

تقسیم‌بندی معامله فضولی از لحاظ تحلیل اراده

 

معامله فضولی از لحاظ تحلیل اراده ۲ دسته است:

  • معامل فضول به نام و حساب مالک معامله می‌کند

در اینجا وضع معامل فضول همانند وکیلی است که از حدود اختیارات خویش خارج شده است. بر اساس ماده ۶۷۴ قانون مدنی، «موکل باید تمام تعهداتی را که وکیل در حدود وکالت خود کرده است، انجام دهد. در مورد آن چه که در خارج از حدود وکالت انجام داده است، موکل هیچ گونه تعهدی نخواهد داشت؛ مگر این که اعمال فضولی وکیل را صراحتاً یا ضمناً اجازه کند.»

  • معامل فضول به نام و حساب خویش معامله کند

بر اساس ماده ۳۰۴ قانون مدنی، «اگر کسی که چیزی را مِن غیر حق دریافت کرده است، خود را محق می‌دانسته اما در واقع محق نبوده و آن چیز را فروخته باشد، معامله، فضولی و تابع احکام مربوط به آن خواهد بود.» تعهد به نفع ثالث را نباید از مصادیق معاملات فضولی دانست؛ زیرا در آن یکی از طرفین در  برابر طرف دیگر، اقدام  به کاری را از ناحیه ثالث تعهد می‌کند.

مثلا شخصی که می‌خواهد خانه‌ای را برای دیگری بخرد، تعهد می‌کند که مالک را راضی می‌کنم که خانه را به شما بفروشد.  بنابراین در تعهد به نفع ثالث به موجب قرارداد نه به موجب قانون، هیچ رابطه‌ای بین اصیل و ثالث نیست؛ در حالی که از مشخصات بارز معامله فضولی آن است که مالک بتواند با تنفیذ عمل فضولی آن را به نفع خود نافذ کند.

آثار معامله پس از اجازه

 

هرگاه مالک، معامله فضولی را اجازه کند، معامله کامل شده و آثار حقوقی خود را خواهد داشت. ماده ۲۴۸ قانون مدنی می‌گوید: «اجازه مالک نسبت به معامله فضولی حاصل می‌شود به لفظ یا فعلی که دلالت بر امضای عقد کند.» مانند آن که مالک پس از وقوع معامله فضولی، مال مورد معامله را به اصیل تسلیم کند.

همچنین طبق ماده ۲۴۹ قانون مدنی، «سکوت مالک ولو با حضور در مجلس عقد اجازه محسوب نمی‌شود.» هرگاه اصیل، ثمن معامله را به فضول پرداخت کرده باشد، مالک می‌تواند جهت اخذ ثمن به فضول یا اصیل مراجعه کند، چنانچه به اصیل مراجعه کند، اصیل خواهد توانست ثمن پرداختی به فضول را استرداد کند.

زمان پیدایش آثار قانونی

باید ببینیم عقد از چه زمانی آثار قانونی خود را خواهد داشت، ماده ۲۵۸ قانون مدنی مقرر می‌دارد:

«نسبت به منافع مالی که مورد معامله فضولی بوده است و همچنین نسبت به منافع حاصله از عوض آن، اجازه یا رد از روز عقد مؤثر خواهد بود.»

معاملات متعدد بر مال غیر

 

هرگاه مال غیر، مورد معامله فضولی قرار گیرد و قبل از آن که مالک آن را تنفیذ یا رد کند، معاملات دیگری نسبت به آن مال انجام شود، در این صورت مالک مختار است که هر یک از معاملات متوالی را اجازه دهد. در این صورت هر گاه مالک، اولین معامله فضولی را اجازه کند، آن معامله و تمام معاملات بعدی نافذ می‌شود و اگر معامله اخیر تنفیذ شود، تمام معاملات قبلی باطل خواهد شد.

شرایط اجازه

برای آن که اجازه غیر، تأثیر کرده ومعامله فضولی را کامل و نافذ کند، باید شرایطی داشته باشد که عبارت است از:

  1. اجازه مالک در صورتی عقد را کامل می‌کند که مسبوق به رد نباشد؛ در غیر این صورت، معامله با رد قبلی باطل شده و اجازه بعدی نمی‌تواند به ماهیت حقوقی باطل شده اعتبار بخشد.
  2. اجازه باید در زمان اهلیت اجازه‌دهنده صادر شود. در صورتی که مالک هنگام اجازه، صغیر، مجنون یا سفیه باشد، اجازه بی‌تاثیر خواهد بود.

وضعیت و آثار معامله پس از رد

ممکن است مالک، معامله فضولی را رد کند، در این صورت عقد برای همیشه از بین می‌رود و هیچ گونه آثار حقوقی نخواهد داشت. ماده ۲۵۱ قانون مدنی در این باره می‌گوید: «رد معامله فضولی حاصل می‌شود به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر عدم رضای به آن کند.» بدیهی است، رد مالک هنگامی عقد را باطل می‌کند که مبسوق به اجازه او نباشد.

در صورتی که فضول مال مورد معامله را به اصیل تسلیم کرده باشد و آن مال نزد او موجود باشد، مالک خواهد توانست با رد معامله، به او مراجعه کرده و عین مال خود را استرداد کند. هرگاه مال مورد معامله، نزد اصیل تلف شده باشد، مالک بدل مال و همچنین کلیه منافع و نمائات مال را از اصیل می‌گیرد؛ خواه آن منافع مورد استفاده قرار گرفته باشد یا خیر.

اسقاط کافه خیارات و انواع خیارات

https://telegram.me/legallovers                          

 

حقوق

                       

✋ وكالت و نمايندگی در دعاوی حقوقی وکیفری

كليه مراجع قضایی،اداری،سازمانها و نهادهای دولتی و غير دولتی و عمومی توسط وکلای باتجربه و پایه یک دادگستری

دفتر:ملارد بلوار رسول اکرم خ دانش غربی نبش خ آینده سازان پ ۱

عالی خانی   کارشناس ارشد حقوق تجارت بین الملل

همراه؛ ۰۹۳۹۴۶۶۱۶۷۶=۰۹۱۲۲۴۸۵۸۷۶=۰۲۱۶۵۱۰۸۷۵۷

 

” اسقاط کافه خیارات ولو خیار غبن فاحش ” در قراردادها چیست؟

در تمامی معاملات و قراردادها از جمله مبایعه نامه های مربوط به املاک و مسکن ، طرفین معامله تعهداتی را بر عهده می گیرندکه تا وقتی که به دلیلی از دلایل قانونی منحل نشده اند بین طرفین و قائم مقام آنها لازم الاتباع می باشد و طرفین می بایست به آن پایبند باشند و نکته ای که از اهمیت بسیار بالایی قرار دارد و طرفین در هنگام امضاء هر نوع قرارداد یا مبایعه نامه می بایست در نظر بگیرند ، توجه به بندهای مندرج در مبایعه نامه های چاپی و دستی است و اینکه مبایعه نامه ها در زمره اسناد عادی و در دادگاه قابل استناد می باشد و این مبایعه نامه ها در شرایطی حتی می تواند از سند رسمی نیز سلب اعتبار نمایند، بنابراین در تنظیم و امضاء چنین مواردی باید با دقت و آگاهی کامل رفتار کرد ، حال آنکه این مبایعه نامه ها بندهایی دارند که می تواند در صورت متضرر شدن خریدار یا فروشنده از انجام آن معامله ، امکان اعتراض یا شکایت را از فرد متضرر سلب کند . از جمله این بندها مورد ذکر عبارت ” اسقاط کافه خیارات ولو خیار غبن فاحش ” می باشد . اما به واقع ” خیارات ” چیست ؟ و ” اسقاط کافه ” آن یعنی چه ؟ و چه اهمیتی در قرارداد می تواند داشته باشد؟

حقوقی

در هر قراردادی برای طرفین شرایطی برای فسخ قرارداد وجود دارد که ممکن است از موارد پیش بینی شده قانونی یا در راستای توافقات طرفین باشد . ” خیار ” به معنای اختیار و توانایی فسخ و برهم زدن معامله و عقود است و مبنا خیارات اصولاً دفع ضرر می باشد و در واقع نوعی ضمانت اجرای پایبندی به قرارداد ، می باشد.

این خیارات شامل : خیار مجلس ، حیوان ، تاخیر ثمن ، رویت و تخلف از وصف ، غبن ، عیب ، تدلیس ، تبعض صفقه و خیار تخلف از شرط می باشد.

” اسقاط ” به معنای از بین بردن و ساقط نمودن ، می باشد و ” کافه ” به معنای تمام و کلیه ، می باشد ، بنابراین ” اسقاط کافه خیارات ولو خیار غبن فاحش ” به معنای ساقط نمودن کلیه اختیارات و توانایی بر هم زدن معامله می باشد حتی خیار غبن ( که به موجب آن هر شخصی که در معامله به واسطه عدم تعادل بین عوضین متضرر گردد می تواند در صورتی که حین معامله نسبت به قیمت عادله جاهل باشد معامله را بعد از علم به آن فسخ نماید ) ، به عبارتی طرفین کلیه اختیارات فسخ قرارداد ، از جمله ادعای متضرر شدن را از خود ساقط نموده و دیگر نمی توانند تحت هیچ شرایطی ادعای فسخ کنند حتی اگر این ضرر بزرگ و قابل چشم پوشی نباشد، مثلاً ادعای  : گران خریدن ، ارزان فروختن ، دارای عیوب و ایراد بودن یا فسخ به واسطه عدم پرداخت بها و ثمن معامله و مواردی از این قبیل مگر آنکه فروشنده تدلیس کرده باشد . بنابراین می بایست در صورت وجود چنین شرطی در قرارداد با نهایت دقت و آگاهی و بررسی هر یک از تعهدات و شرایط به طور کامل عقد یا قرارداد را امضاء نمود وگرنه برای جلوگیری از مشکلات آتی ، چنین بندی را از قرارداد حذف یا قبول ننمود.

معنی خیارات قانونی و انواع آن در معاملات تجاری

 

خیارات قانونی به چه معناست

 

 اشتراک‌گذاری

در تمامی معاملاتی که اساس و بنیان تجارت را تشکیل می­‌دهند، طرفین در مقابل یکدیگر تعهداتی را می‌­پذیرند که باید به‌درستی اجرا شود. در همین راستا قانونگذار ضمانت اجراهایی را برای انجام صحیح این معاملات در نظر گرفته است یا به‌عبارتی برای طرفین راه فراری قائل شده است تا هیچ کدام از آن­ها مغبون واقع نشود و در صورت سرپیچی یکی از طرفین از تعهدات خود، مجبور به قبول معامله و ادامه‌ی آن نشود. همراه ما باشید، می‌خواهیم شما را با مفهوم خیارات و انواع آن بیشتر آشنا کنیم.

 

خیارات چیست؟

اختیاراتی را که قانونگذار برای برهم زدن معاملات و در نتیجه بهبود شرایط آن برای متعاملین (طرفین معامله) بیان کرده است «خیارات» می‌نامند. این خیارات شامل: خیار مجلس، حیوان، تأخیر ثمن، رؤیت و تخلف از وصف، غَبن، عیب، تدلیس، تبعض صفقه، و خیار تخلف از شرط می‌­شود.

متعاملین می­‌توانند تمام یا بعضی از این خیارات را در هنگام انعقاد قرارداد از خود سلب کنند اما اگر سلب نکنند و همچنان باقی باشد هریک از آنها پس از فوتِ دارنده‌ی خیار به وراث او منتقل می‌شود مگر اینکه در ضمن معامله شرط شده باشد که اگر موجبی برای فسخ معامله پیش آمد، دیگری اختیار فسخ آن را داشته  باشد که در این صورت به وراث وی منتقل نخواهد شد. در ادامه توضیحات مختصری پیرامون هر کدام از خیارات بیان کرده‌ایم.

انواع خیارات

۱. خیار مجلس

هریک از متعاملین بعد از انعقاد معامله تا زمانی که متفرق نشده‌­اند، این اختیار را دارند تا معامله را به هر دلیلی که مایل باشند، فسخ کنند.

۲. خیار حیوان

این خیار تنها برای مشتری در نظر گرفته شده است. زمانی که جنس فروخته‌شده یا مبیع، حیوان باشد تا سه روز پس از معامله، خریدار می‌­تواند معامله را فسخ کند و حیوان را به فروشنده پس بدهد و ثمن معامله را بگیرد.

۳. خیار تأخیر ثمن

زمانی برای طرفین ایجاد می­‌شود که جنس فروخته شده یا مبیع، جنس خارجی مانند اتومبیل بوده و زمان پرداخت ثمن معامله و تسلیم مبیع موکول به زمان آینده نشده و حال باشد که در این صورت اگر سه روز از تاریخ معامله بگذرد و هیچ کدام از طرفینِ معامله به تعهد خود برای پرداخت ثمن یا تسلیم مبیع عمل نکنند، تنها فروشنده می‌­تواند معامله را فسخ کند. ولی در حالتی که فروشنده به هر طریقی ثمن معامله را مطالبه کند یا مشتری قصد پرداخت ثمن را داشته باشد اما فروشنده از دریافت آن خودداری کند، انگار از حق فسخ خود صرف‌نظر کرده است و به معامله پایدار است. خیار مجلس، حیوان و تأخیر ثمن صرفا در عقد بیع قابلیت اجرا دارد و در سایر انواع عقود جاری نمی­‌شود.

۴. خیار رؤیت و تخلف از وصف

گاهی اشخاص مالی را در صورتی که ندیده‌­اند یا در سابق دیده­‌اند و صرفا بر اساس اوصافی که از آن گفته شده است، خریداری می‌کنند. حال اگر بعد از مشاهده، آن مال دارای اوصاف ذکر شده نباشد، می‌­توانند یا معامله را به‌همان صورت که بوده قبول کنند یا فورا آن را فسخ کنند. این نوع خیار گاهی می‌­تواند برای فروشنده نیز ایجاد گردد؛ مانند اینکه فروشنده مالی را که می‌­فروشد، ندیده باشد و بعدا متوجه شود مالی را که فروخته، فاقد اوصاف ذکرشده است که در این صورت تنها فروشنده حق فسخ خواهد داشت. در اصل این نوع خیار تنها برای طرفی است که بدون رؤیت مال اقدام به خرید یا فروش آن کرده باشد.

نکته‌ی قابل ذکر این است که اگر قسمتی از مال مطابق اوصاف ذکر شده بوده اما قسمتی دیگر مطابقت نداشته باشد، فروشنده یا مشتری نمی‌تواند معامله را تقسیم کرده و قسمتی را فسخ کند و باید یا تمام معامله را قبول کرده یا تمام آن را فسخ کند.

۵. خیار غبن

غبن در لغت‌نامه‌ی معین به معنای «ضرر و زیان وارد کردن بر کسی در معامله» است و زمانی برای طرفین ایجاد می­‌شود که قیمت زائدی بر ارزش اقتصادی مال برای آن تعیین شود و طرف مقابل قرارداد به ارزش واقعی مال جاهل باشد و جهل او جهل مرکب بوده، به این معنا که نداند که قیمت مال را نمی‌داند. زیرا اگر بداند که قیمت مال را نمی­‌داند، خیار غبن برای وی ایجاد نخواهد شد. حتی در صورتی که غابن (کسی که طرف خود را مغبون کرده است) تفاوت قیمت را به مغبون بدهد، خیار ایجاد شده از بین نمی‌­رود مگر اینکه شخص مغبون به این معامله راضی شود.

۶. خیار عیب

اگر بعد از انجام معامله مشخص شود که جنس فروخته‌شده در هنگام انعقاد قرارداد معیوب بوده، مشتری دو راه دارد که فوری باید اقدام کند:

  1. معامله را فسخ کند؛
  2. جنس را به همان صورت بپذیرد و تنها تفاوت قیمت جنس سالم و معیوب را که اصطلاحا «ارش» گفته می­‌شود، از فروشنده دریافت کند.

خیارات قانونی به چه معناست

عیبی موجد حق فسخ می­‌شود که مخفی بوده باشد و تفاوتی نمی‌­کند که آن عیب واقعا مستور بوده یا اینکه ظاهر بوده اما خریدار متوجه آن نشده باشد. حتی اگر عیب بعد از انعقاد معامله و قبل از تسلیم جنس به مشتری، در مبیع حادث شود، مانند عیب سابق بوده و برای مشتری خیار فسخ ایجاد می‌­کند.

در مواقع زیر، مشتری نمی­‌تواند معامله را فسخ کند و تنها می‌­تواند ارش بگیرد:

  1. اگر جنس معیوب در دست مشتری تلف شود یا وی آن را به دیگری منتقل کند؛
  2. اگر در جنس فروخته‌شده تغییری ایجاد شود اعم از اینکه تغییر توسط مشتری حاصل شده باشد یا دیگری؛
  3. اگر بعد از تسلیم جنس فروخته‌شده، عیب دیگری در آن حادث شود به شرطی که آن عیب ایجاد شده در نتیجه‌ی عیب سابقی که در مبیع بوده، نباشد؛
  4. اگر فروشنده مسئولیت تمامی عیوب یا عیب خاصی در مبیع را از خود سلب کرده باشد و در هنگام انعقاد قرارداد بری شدن ذمه‌ی خود را ذکر کند، در صورت بروز هرگونه عیبی، مشتری حق رجوع به فروشنده را نخواهد داشت.

۷. خیار تدلیس

تدلیس به معنای فریفتن است و زمانی برای طرفین ایجاد می‌­شود که شخص مقابل با عملیاتی وی را برای انجام معامله فریب بدهد. مانند اینکه در عقد نکاح، مردی با تحصیلات دیپلمه خود را مهندسی دارای مدرک کارشناسی ارشد معرفی کند و با این روش طرف مقابل خود را فریب دهد. در خیار تدلیس نیز مانند خیار عیب و غبن و رؤیت، پس از آگاهی، فورا باید اقدام شود.

۸. خیار تبعّض صَفقه

تبعض صفقه نیز در معنای پاره‌پاره شدن آمده است. با این توضیح که گاهی ممکن است قرارداد نسبت به قسمتی از مال فروخته شده، به علتی باطل باشد، در این حالت مشتری حق خواهد داشت یا کل معامله را فسخ کند یا قسمتی از مال که معامله راجع به آن صحیحا واقع شده را قبول کرده و معامله مربوط به قسمت دیگر را فسخ کند. مانند زمانی که مقدار ده تن گندم معین و معلوم به شخصی فروخته می­‌شود، در حالی که دو تن از گندم فروخته شده، موجود نباشد، در این صورت معامله تقسیم یا پاره پاره می­‌شود که می­‌تواند برای خریدار خیار تبعض صفقه را در پی داشته باشد.

۹. خیار شرط

گاهی در ضمن قراردادهایی که منعقد می‌­گردد، شروطی نیز ذکر می­‌شود. این شروط انواعی دارد؛ ازجمله‌ی آن شرط صفت است که مربوط به کمیت و کیفیت مورد معامله است. مانند اینکه فردی به شرط طلا بودن انگشتری آن را خریداری می‌­کند. حال اگر شرط ذکر شده رعایت نگردد، کسی که شرط به نفع اوست (مشروط‌له) می‌­تواند معامله را فسخ کند.

نوع دیگری از شروط، شرط فعل نامیده می‌­شود و آن زمانی است که در ضمن قرارداد کسی ملتزم به انجام کار یا ترک آن شده باشد. مانند آنکه در هنگام خرید خانه‌­ای شرط شود که فروشنده خانه را نقاشی کند، حال اگر فروشنده به شرط عمل نکند، خریدار در ابتدا باید وی را اجبار به انجام شرط کند و اگر پاسخی حاصل نشد و همچنین انجام آن شرط توسط دیگران با هزینه‌ی فروشنده یا کسی که باید آن شرط را انجام دهد، مقدور نبود، برای خریدار یا کسی که شرط به نفع وی بوده است، حق فسخ ایجاد خواهد شد.

نکته‌ی پایانی

فسخ معامله با هر لفظ یا فعلی که دلالت بر فسخ کند، حاصل می­‌شود و همچنین در صورتی که هر دو طرف معامله، خیار فسخ به هر عنوانی که در بالا ذکر شد، داشته باشند، اگر یکی از آن­ها به معامله راضی بوده و دیگری فسخ کند، معامله از بین خواهد رفت زیرا فسخ معامله اولویت دارد.

 

رای شماره ۲۸۱۵ مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۳ هیات عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع ابطال بخشنامه شماره ۹۵/۲۸۷۱۳ ـ ۱

https://telegram.me/legallovers                          

 

حقوق

                       

✋ وكالت و نمايندگی در دعاوی حقوقی وکیفری

كليه مراجع قضایی،اداری،سازمانها و نهادهای دولتی و غير دولتی و عمومی توسط وکلای باتجربه و پایه یک دادگستری

دفتر:ملارد بلوار رسول اکرم خ دانش غربی نبش خ آینده سازان پ ۱

عالی خانی   کارشناس ارشد حقوق تجارت بین الملل

همراه؛ ۰۹۳۹۴۶۶۱۶۷۶=۰۹۱۲۲۴۸۵۸۷۶=۰۲۱۶۵۱۰۸۷۵۷

رای شماره ۲۸۱۵ هیات عمومی دیوان عدالت اداری

 

تاریخ دادنامه: ۱۳۹۸/۱۰/۳    شماره دادنامه: ۲۸۱۵    شماره پرونده: ۹۸۰۲۱۷۶

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

شاکی: آقای محمد رستم زاده

موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره ۹۵/۲۸۷۱۳ ـ ۱۳۹۵/۲/۱۵ معاون امور املاک و کاداستر سازمان ثبت اسناد و املاک کشور

گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی ابطال بخشنامه شماره ۹۵/۲۸۷۱۳ ـ ۱۳۹۵/۲/۱۵ معاون امور املاک و کاداستر سازمان ثبت اسناد و املاک کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

«احتراماً با بذل توجه به رعایت ماده ۱۰، ۱۱ و ۳۴ قانون دیوان عدالت اداری معروض می‌دارم: نظر به  اینکه ماده ۹ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۳۹۴/۹/۶ مجلس شورای اسلامی رسیدگی به اموال غیرمنقول اراضی و املاک را از صلاحیت شورا در آینده سلب نموده بلکه هیچ گاه عطف بماسبق نگردیده که آراء و اجراییه سابق‌الصدور سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ را در صورت استعلام قاضی اجرای احکام مدنی شورا توسط روسای واحدهای ثبتی استانها خصوصاً ثبت استان خراسان رضوی که بر اساس بخشنامه فوق‌الذکر دستور قضایی را به چالش می‌کشد و پاسخ داده نمی‌شود کـه ویژگیهای سالم قضایی و احکام سابق الصدور توسط قاضی فعلی و زیر سـوال بودن اقتدار حاکمیت آرمانی قاضی عملاً موجب تعطیلی اجرای حکم شورا شده بدین وسیله از مقام دیوان عدالت اداری بدواً دستور موقت و سپس تقاضای رسیدگی و صدور حکم به ابطال بخشنامه موصوف را بر اساس مواد قانونی دیوان عدالت اداری استدعا دارم. »

متن بخشنامه مورد اعتراض به قرار زیر است:

«مدیرکل محترم ثبت اسناد و املاک استان

با سلام

احتراماً به استحضار می‌رساند به موجب ماده ۹ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۳۹۴/۹/۶ مجلس شورای اسلامی، رسیدگی به اموال غیرمنقول (اراضی و املاک) خارج از صلاحیت شورا تشخیص داده شده است و مسئولیت شوراها به «دعاوی مالی راجع به اموال منقول»، «دعاوی مربوط به تخلیه عین مستاجره» و «تبدیل اجاره بها با شرط عدم اختلاف در اصل اجاره ۲۲» «صدور گواهی حصر وراثت، تحریر ترکه»، «ادعای اعصار از پرداخت محکوم‌به»، «و دعاوی راجع به جهیزیه، مهریه و نفقه تا مبلغ دویست میلیون ریال» محدود شده است. لذا شوراهای حل اختلاف صرفاً در چارچوب مسئولیتهای تعیین شده جدید می‌توانند مالکیت اشخاص را از بانک جامع املاک استعلام نمایند. بنابراین مراتب به روسای واحد ثبتی ابلاغ و تأکید شود استعلام‌های دریافتی را دقیقاً بررسی و در صورت انطباق با قانون و احراز ثبت شکایت در شورا و ضرورت استعلام، با هماهنگی جنابعالی پاسخ داده شود. ـ معاون امور املاک و کاداستر »

علی‌رغم ارسال نسخه ثانی شکایت و ضمائم آن برای طرف شکایت تا زمان رسیدگی به‌پرونده در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری هیچ پاسخی از طرف شکایت واصل نشده است.

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۸/۱۰/۳ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

رأی هیأت عمومی

بخشنامه شماره ۹۵/۲۸۷۱۳ ـ ۱۳۹۵/۱۲/۱۵ معاونت امور املاک و کاداستر سازمان ثبت به دلیل اینکه پاسخ به استعلام ثبتی املاک غیرمنقول از ناحیه قاضی شورای حل اختلاف را به بررسی و انطباق با قانون و ضرورت پاسخ گویی منوط کرده است، به جهت اینکه در حدود صلاحیت و اختیارات شورای حل اختلاف محدودیت ایجاد شده است مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال شد.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ـ محمدکاظم بهرامی

قرار منع تعقیب متهم به «ایجاد مزاحمت از طریق نوازندگی گیتار»

https://telegram.me/legallovers                          

 

حقوق

                       

✋ وكالت و نمايندگی در دعاوی حقوقی وکیفری

كليه مراجع قضایی،اداری،سازمانها و نهادهای دولتی و غير دولتی و عمومی توسط وکلای باتجربه و پایه یک دادگستری

دفتر:ملارد بلوار رسول اکرم خ دانش غربی نبش خ آینده سازان پ ۱

عالی خانی   کارشناس ارشد حقوق تجارت بین الملل

همراه؛ ۰۹۳۹۴۶۶۱۶۷۶=۰۹۱۲۲۴۸۵۸۷۶=۰۲۱۶۵۱۰۸۷۵۷

قاضی شعبه ۶۳۳ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب مشهد با صدور دادنامه‌ای جوانی را که در خیابان به نواختن ساز مشغول بود دارای وصف مجرمانه ندانست و قرار منع تعقیب متهم را صادر کرد.

متهم این پرونده بر اساس گزارش مرجع انتظامی به ایجاد مزاحمت از طریق نوازندگی با ساز گیتاردر خیابان، تکدی‌گری، مقاومت در برابر مامورین نیروی انتظامی و تظاهر به فعل حرام در انظار عمومی متهم شده بود.

دادیار پرونده عمل این متهم در فرار از دست مأمورانی که قصد هدایت او به خودروی نیروی انتظامی داشتند را نیز مصداق تمردی که در قانون مجازات اسلامی جرم‌انگاری شده ندانست.

رأی مورخ ۱۳۹۸/۱۱/۲۴ شعبه ۶۳۳ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب مشهد را در ادامه می‌خوانید:

 «قرار منع تعقیب»

دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان مشهد

در خصوص اتهام آقای پژمان ………. دائر بر ۱. ایجاد مزاحمت از طریق نوازندگی با ساز گیتاردر خیابان و ۲. تکدی‌گری ۳. مقاومت در برابر مامورین نیروی انتظامی ۴. تظاهر به فعل حرام در انظار عمومی موضوع گزارش مرجع انتظامی، به این توضیح که مامورین گشت کلانتری سجاد مشهد، حسب گزارش مورخ ۲۳/۱۱/۱۳۹۸ اعلام نموده اند، بر اساس اعلام مرکز پیام مبنی بر ایجاد مزاحمت از طریق نوازندگی با گیتار و تکدی‌گری واقع در بلوار سجاد، در محل حاضر که متهم یاد شده در حالی که گیتار در دست داشته رویت و نامبرده را به همراه گیتار به سمت خودروی گشتی هدایت تا به کلانتری منتقل نمایند که متهم ابتدا اقدام به فرار از دست مامورین نموده و پس از تعقیب ایشان، نامبرده را دستگیر که با مقاومت و تمرد متهم مواجه شده و وسایل نوازندگی متهم (شامل یک دستگاه گیتار و باند گیتار و پاور بانک و مبلغی وجه نقد و قطعات یدکی گیتار) را توقیف کرده‌اند، متهم در دفاع از خود در مرجع انتظامی عینا اظهار داشته: «به هیچ وجه قصد تکدی‌گری نداشته و فقط نوازندگی می‌کرده و برای کسی هم مزاحمتی نداشته است… »

علیهذا با عنایت به این که ۱. ایجاد مزاحمت در قانون مصادیقی عینی و حصری دارد به طوری که قانونگذار در مواد ۶۱۹و ۶۴۱ و ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی (کتاب تعزیرات)، مزاحمت برای کودکان و بانوان در معابر عمومی و مزاحمت تلفنی و مزاحمت ملکی را جرم انگاری کرده و هر رفتاری را نمی‌توان مشمول عناوین جزایی مزاحمت دانست ولو آن که موجب رنجش خاطرکسی هم گردد مگر آن که با یکی از مصادیق مجرمانه قانونی مطابقت داشته باشد در حالی که رفتار متهم با اوصافی که در گزارش مرجع انتظامی آمده فاقد عنصر قانونی در قوانین جزایی می‌باشد و شخص خاصی هم به عنوان شاکی خصوصی شکایتی از او نداشته است، لذا از حیث اتهامی متوجه متهم نمی‌باشد ۲. نظر به آن ضابطین دادگستری صرفا در جرایم مشهود حق مداخله و جلوگیری از رفتار متهم را دارند حال آن که مامورین یاد شده بدون توجیه کافی و بدون وجود شاکی خصوصی و بر اساس تشخیص نادرست از عناوین مجرمانه در حالی که رفتار متهم هیچگونه وصف مجرمانه ای نداشته است، اقدام به دستگیری متهم یاد شده نموده‌اند و او نیز صرفا تلاش در جهت رهاسازی خود داشته در حالی که بنا بر دفاعیات خود اعتقاد راسخ بر عدم مجرمانه بودن رفتارش داشته است و نوع رفتار او نیز با توجه به آن چه در گزارش کلانتری آمده است مصداق معاونت یا تمردی که در قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده نمی‌باشد، لذا از این حیث نیز اتهامی متوجه متهم نخواهد بود ۳. صرف نظر از میزان مجازات بزه تکدی‌گری در ماده ۷۱۲ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، با عنایت بر آن که در مانحن فیه و مستندا به مواد ۲۱۸ و ۳۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری با عنایت به اتهامات متعدد متهم و نوع رفتار ایشان این دادیاری خود را صالح به اظهارنظر می‌داند، در ما نحن فیه، هیچگونه رفتاری که دلالت بر تکدی‌گری از سوی متهم نماید رخ نداده، چه آن که در تعریف تکدی‌گری باید گفت رفتاری است که حس ترحم در میان افراد جامعه را برانگیخته و فرد متکدی به گدایی و دریوزگی بپردازد، به عبارتی تکدی‌گری به معنای درخواست کمک و پول از مردم جامعه با التماس و بسیاری ترفندهای مختلف است در حالی که در این پرونده، متهم صرًفا اقدام به نوازندگی با گیتاردر کنار خیابان می‌کرده و هیچ گونه التماس و یا درخواستی هم از شهروندان جهت پرداخت وجه به خود نکرده است هر چند ممکن است برخی شهروندان وجوهی را نه به عنوان کمک به یک متکدی بلکه به عنوان دستمزد نوازندگی ایشان و انبساط خاطری که از آن داشته اند، به او پرداخت کرده باشن د.بنابراین از این حیث نیز، اتهامی متوجه متهم نمی‌باشد ۴. از سوی دیگر رفتار متهم مشمول عنوان جزایی موضوع ماده ۲ قانون نحوه مجازات افرادی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیرمجاز می‌نمایند هم نخواهد شد، چه آن که هر چند مطابق ماده ۲ این قانون مصوب ۱۳۸۶ انجام هرگونه فعالیت در زمینه امور سمعی و بصری که جنبه تجاری دارد و فعالیت تجاری محسوب می‌شود، نیازمند اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌باشد، لیکن اگر این نوازندگی از روی تفنن و به صورت تفریحی باشد نیازی به مجوز ندارد، در این میان هرچند می‌توان نوازندگی خیابانی رانو عی فعالیت موسیقایی سمعی و بصری به شمار آورد، لیکن نظر به آن که مطابق مقررات این قانون تنها افرادی لازم است نسبت به اخذ مجوز اقدام نمایند که از این راه امرار معاش کرده و فعالیت تجاری انجام می‌دهند و به عبارتی شغل اصلی آنها فعالیت سمعی و بصری باشد، لذا این گونه نوازندگان به لحاظ آن که فعالیتشان عرًفا هم شغل و تجارت محسوب نمی‌شود، نیازی به اخذ مجوز ندارند، لذا در مانحن فیه نیز که متهم اظهار داشته صرًفا با دوستانش در حال تمرین نوازندگی بوده مشمول این عنوان جزایی نمی‌گردد و از این نظر هم اتهامی متوجه متهم نمی‌باشد.

۵. از سوی دیگر رفتار متهم مشمول عنوان جزایی موضوع ماده ۶۱۸ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی هم نخواهد بود، چه آن که در این ماده قانونی، قانونگذار کسی را مستوجب مجازات شناخته است که با هیاهو و جنجال و یا حرکات غیرمتعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی گردد، حال آن که در ما نحن فیه رفتار متهم در نوازندگی با گیتار نه تنها هیاهو و جنجال و حرکات غیرمتعارف نبوده بلکه به فردی هم تعرض نکرده و کسی را نیز از کسب و کار باز نداشته و آرامش و آسایش عمومی را هم از بین نبرده و اخلالی هم در نظم اجتماع ایجاد نکرده است. ۶. در بررسی رفتار متهم و انطباق آن با سایر عناوین مجرمانه، باید گفت نامبرده با استفاده از ابزار موسیقی(گیتار) در کنار خیابان در حال نوازندگی بوده است بر این اساس موضوع را از این حیث نیز باید بررسی کرد که آیا می‌توان آن را مشمول ماده ۶۳۸ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی هم دانست یا خیر؟ در توضیح این امر باید گفت ماده یاد شده تظاهر به عمل حرامی که در قانونبرای آن جرم انگاری شده است را واجد وصف کیفریو قابل مجازات دانسته استو چنانچه نفس عمل حرام دارای وصف کیفری و عنصر قانونی نباشد صرفا در صورتی قابل تعقیب و مجازات است که عفت عمومی را جریحه دار کند. در ما نحن فیه نیز باید دید آیا رفتار متهم عمل حرامی تلقی می‌گردد یا خیر و اگر اصل آن حرام است آیا در قانون جرم انگاری شده یا خیر و اگر جرم انگاری نشده آیا ارتکاب آن، عفت عمومی را جریحه دار می‌کند یا خیر؟ به نظر می‌رسد بنا به دلایل ذیل اساسا شمول مقررات صدر و ذیل این ماده قانونی بر رفتار متهم، محل تامل و تردید شده است، چه آنکه در حرمت نفس فعل نوازندگی به صورت اطلاق نمی‌توان حکم داد بلکه فقهای عظام حرمت نوازندگی را ناظر به مواردی دانسته‌اند که موسیقی لهوی بوده و مخصوص مجالس فساد باشد، در غیر این صورت حرام نخواهد بود. در مورد این که نوای گیتار جز موسیقی‌های لهوی است و مخصوص مجالس فساد است یا خیر، و آیا جزء سازهای مختص لهو و فساد است یا جزو سازهای مشترک محسوب می‌شود؛ به نظر با برداشتی که از عقاید فقها می‌توان داشت که تشخیص غنا و لهو را بر عهده مکلف و عرف (مومنین) قرار داده اند، موضوع از موارد تردید است و قدر متیقن آن است که در این پرونده، متهم، از آن در راه لهو و فساد استفاده نکرده است. بر همین اساس به نظر، نزدیک تر به صواب آن است که آن را جزو سازهای مشترک دانست و نوای آن را (در موضوع این پرونده)، نیز جزو موارد مشکوک تلقی نمودکه مشخص نیست آیا جزو موارد لهو بوده است یا خیر (به خصوص آن که هیچ گونه حواشی هنجارشکنانه یا فایل صوتی یا تصویریاز موسیقی نواخته شده ارائه نشده و گزارش واصله نیز حکایتی از آن ندارد)، که در این صورت موضوع جزو شبهات بوده و با عنایت به آن که در شبهات تحریمیه مصداقیه، اصل بر برائت می‌باشد، نمی‌توان اصل برائت را بر رفتار متهم جاری نکرد. از سوی دیگر ولو فرض نماییم با رجوع به عرف چنانچه نوای برانگیخته شده، جزو موسیقی‌های لهوی و حرام هم، تلقی گردد با عنایت بر آن کهدر هیچ ماده قانونی نوازندگی موسیقی ولو آن که حرام باشد، جرم انگاری نشده و کیفری برای آن تعیین نشده است، لذا نظر به آن که این دادیاری عقیده دارد مراجعه به اصل ۱۶۷ قانون اساسی با توجه به پذیرش اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها در نظام حقوقی ایران منصرف از مواردی است که به خلق جرم و مجازات منجر گردد، موضوع از شمول قسمت نخست ماده ۶۳۸ مرقوم خارج خواهد بود. و بر این اساس باید دید آیا مشمول قسمت ذیل این ماده می‌گردد یا خیر؟ در این قسمت از ماده تظاهر به فعل حرام در صورتی مستوجب مجازات است که عفت عمومی را جریحه دار نماید، عفت عمومی نیز امری نسبی بوده از زمانی به زمان دیگر و از مکانی به مکان دیگر متفاوت است و از طرفی عفت عمومی را با عنایت و با استفاده از مفاد تبصره ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی کیفری (الحاقی ۱۳۹۴) باید ناظر به جرایم منافی عفت دانست که منظور از آن جرایم جنسی حدی و همچنین جرایم رابطه نامشروع تعزیری مانند تقبیل یا مضاجعه است. بالاخص آن که ماده ۶۳۸ یاد شده نیز اساسا ذیل فصل جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی آمده است، در حالی که نمی‌توان نفس اقدام به نوازندگی را در شمول تعریف تبصره ماده  ۳۰۶ قانون آیین دادرسی کیفری با رفتار خلاف اخلاق عمومی دانست. بنابراین هر چند ممکن است نواختن موسیقی از نظر شرعی در برخی موارد و با دارا بودن برخی شرایط، گناه تلقی گردد لیکن اولاً هر گناهی را نمی‌توان جرم دانست و ثانیاً ارتکاب هر گناهی لزوماً موجب جریحه‌دار شدن عفت عمومی نخواهد شد و هر چند مطابق آیه شریفه «ان‌الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی‌الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا والآخره و الله یعلم و انتم لا تعلمون.» (نور/۱۹) اشاعه فحشا و علنی کردن آن حرام است لیکن مبنای حرمت اشاعه فحشا هم در این پرونده کاربرد ندارد، چرا که باز قدر متیقن فحشاء به گناهان کبیره و مهم باز می‌گردد و هر گناهی را در بر نخواهد گرفت.

بنابراین مجموعه رفتار متهم از نظر این دادیاری هیچگونه وصف کیفری نداشته و جرم تلقی نمی‌گردد و لذا مستنداً به اصل قانونتی بودن جرایم و مجازاتها و اصل اباحه و برائت و همچنین ماده ۱۲ و ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و مواد ۴ و ۲۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ قرار منع تعقیب متهم صادر و اعلام می‌گردد. قرار صادره با عنایت به فقدان شاکی خصوصی منصرف از مفاد ماده۲۷۰ قانون آیین دادرسی کیفری تلقی می‌گردد و در صورت تأیید از سوی دادستان محترم قطعی خواهد بود.

شعبه ۶۳۳ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب مشهد  – حسین بیابانگرد

حکم برائت از اتهام حمل مشروبات الکلی به جهت عدم رعایت ضوابط و مقررات در تهیه گزارش ضابطان

https://telegram.me/legallovers                          

 

حقوق

                       

✋ وكالت و نمايندگی در دعاوی حقوقی وکیفری

كليه مراجع قضایی،اداری،سازمانها و نهادهای دولتی و غير دولتی و عمومی توسط وکلای باتجربه و پایه یک دادگستری

دفتر:ملارد بلوار رسول اکرم خ دانش غربی نبش خ آینده سازان پ ۱

عالی خانی   کارشناس ارشد حقوق تجارت بین الملل

همراه؛ ۰۹۳۹۴۶۶۱۶۷۶=۰۹۱۲۲۴۸۵۸۷۶=۰۲۱۶۵۱۰۸۷۵۷

 

حکم برائت از اتهام حمل مشروبات الکلی به جهت عدم رعایت ضوابط و مقررات در تهیه گزارش ضابطان

دادرس شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری دو بخش رودهن با توجه به تاکید قانون گذار بر رعایت ضوابط و مقررات از سوی ضابطان قضایی، و همچنین عدم اختیار ایشان در بازرسی خودسرانه خودروها، گزارش ظابطان مبنی بر کشف مشروبات الکلی که بدون رعایت این موازین انجام شده بود را غیر قابل توجه دانست و حکم بر برائت متهم صادر کرد.

از ویژگی های مهم قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲، تلاش برای تنظیم حدود اختیارات ضابطان قضایی است، همان طور که در این دادنامه نیز اشاره شده است، برای تحقق اهداف قانون گذار در گام نخست باید ضابطان و مسوولان مربوطه به آگاهی و باور کافی برسند و از سوی دیگر شهروندان نیز از حقوق قانونی خود حتی در جایگاه متهم و یا مرتکب جرم به خوبی آگاه باشند.

از دکتر حامد رحمانیان دادرس شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری دو بخش رودهن مقالات متعددی در زمینه حقوق جزا منتشر شده است که از طریق پایگاه مجلات تخصصی نور در دسترس هستند.

 

دادنامه شماره  9809972214500064  مورخ ۱۳۹۸/۱/۲۸ شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری دو بخش رودهن

در خصوص اتهام آقای آیدین. دائر بر حمل سه لیتر مشروبات الکلی دست ساز موضوع گزارش مرجع انتظامی که در آن آمده است: «در حین گشت زنی به خودروی سواری سمند سورن مشکی رنگ مشکوک شده با رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی خودرو را متوقف نموده و بعد از رویت مدارک خودرو با کسب اجازه از مالک خودرو در قسمت جلوی صندلی جلو سمت شاگرد ظرف پلاستیکی حاوی حدود سه لیتر مشروب الکلی دست ساز رویت شد.» صرفنظر از اینکه ماموران گشت انتظامی صلاحیت اعمال مقررات راهنمایی و رانندگی و متوقف کردن خودرو ها به این بهانه را ندارند با عنایت به اینکه اولا به تصریح ماده ۱۳۷ قانون آیین دادرسی کیفری تفتیش و بازرسی اشیاء و از جمله خودروی شهروندان حتی در مواردی که حسب قرائن و امارات، ظن قوی به کشف آلات و ادله وقوع جرم در آن وجود دارد باید با دستور مقام قضایی و با قید جهات ظن قوی انجام شود و در نتیجه ضابطان نمی توانند به صورت خودسرانه و به بهانه مشکوک شدن، مبادرت به بازرسی خودرو نمایند ثانیا هر چند تفتیش خودرو پس از درخواست ضابطان، با رضایت مالک صورت گرفته است اما از آنجا که این رضایت یا از روی ترس یا ناآگاهی یا اضطرار مالک حاصل شده است در حکم عدم رضایت است. چرا که در جامعه ای که این رویه غیر قانونی آنقدر مرسوم و متداول است که که حتی خود ضابطان و مقامات قضایی هم از غیر قانونی بودن آن بی اطلاع اند قطعا شهروندان عادی نیز از این امر بی اطلاع بوده و در برابر درخواست ماموران جهت بازرسی خودرو یا از روی ناآگاهی یا ترس از متمرد محسوب شدن یا اضطرار به جهت جلوگیری از عواقب بعدی، تن به این خواسته غیر قانونی ضابطان می دهند 

ثالثا به موجب اصل بیست و دوم قانون اساسی تعرض به اموال و حریم خصوصی اشخاص فقط در حدود مجوزهای قانونی امکان پذیر است و بدیهی است اقدام ضابطان در این پرونده بدون مجوز قانونی بوده است. 

رابعا این توجیه و استدلال که اگر ضابطان بدین شکل عمل نکنند هیچ جرمی کشف نمی شود و حقوق جامعه به خوبی صیانت نمی گردد، آشکارا مردود است چرا که به تصریح اصل نهم قانون اساسی هیچ مقامی حق ندارد حتی به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند چه برسد به نام و به بهانه کشف جرم، 

خامسا به موجب ماده ۳۶ قانون آئین دادرسی کیفری گزارش ضابطان در صورتی معتبر است که بر اساس ضوابط و مقررات قانونی تهیه و تنظیم شده باشد و لذا در این پرونده، گزارش ضابطان که تنها دلیل وقوع جرم است فاقد اعتبار و کان لم یکن تلقی می گردد. بنابه مراتب فوق دادگاه به لحاظ فقدان دلیل مشروع برای اثبات وقوع جرم و به استناد اصل برائت منعکس در اصل سی و هفتم قانون اساسی رای بر برائت متهم صادر و اعلام می نماید . رای صادره حضوری است و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر استان تهران می باشد.

دکتر حامد رحمانیان – دادرس شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومی رودهن