ابطال ماده ۴۸ دفترچه یکپارچه‌سازی ضوابط محاسبات درآمدی موضوع مصوبه شماره ۶۰۱۴/۹۱/۳/ش ـ ۱۳۹۱/۱۲/۲۲ شو

رأی شماره ۱۸۸۴ مورخ ۱۳۹۷/۰۹/۲۷ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری 

https://telegram.me/legallovers

با موضوع: ابطال ماده ۴۸ دفترچه یکپارچه‌سازی ضوابط محاسبات درآمدی موضوع مصوبه شماره ۶۰۱۴/۹۱/۳/ش ـ ۱۳۹۱/۱۲/۲۲ شورای اسلامی شهر مشهد

تاریخ دادنامه: ۱۳۹۷/۹/۲۷      شماره دادنامه:۱۸۸۴    شماره پرونده: ۱۳۴۶/۹۶

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

شاکی: آقای علی اکبر هوشمندی

موضوع شکایت و خواسته: ابطال ماده ۴۸ دفترچه یکپارچه‌سازی ضوابط محاسبات درآمدی موضوع مصوبه شماره ۳/۹۱/۶۰۱۴/ش ـ ۱۳۹۱/۱۲/۲۲ شورای اسلامی شهر مشهد

گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی، ابطال ماده ۴۸ دفترچه یکپارچه‌سازی ضوابط محاسبات درآمدی موضوع مصوبه شماره ۳/۹۱/۶۰۱۴/ش ـ ۱۳۹۱/۱۲/۲۲ شورای اسلامی شهر مشهد را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

«ریاست محترم دیوان عدالت اداری

احتراماً با اهداء سلام به استحضار می‌رسانم: شورای اسلامی شهر مشهد مستند به‌صورت جلسه مورخ ۱۳۶۷/۱۲/۲۰ کمیسیون ماده ۵قانون شورای عالی شهرسازی و معماری مشهد مبادرت به تصویب ماده ۴۸ دفترچه یکپارچه‌سازی ضوابط محاسبات درآمدی به موجب مصوبه شماره ۳/۹۱/۶۰۱۴/ش ـ ۱۳۹۱/۱۲/۲۲ نموده که بنا به جهات آتی، استدعای طرح مسئله در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری و تقاضای ابطال ماده ۴۸ دفترچه یکپارچه‌سازی ضوابط محاسبات درآمدی موضوع مصوبه شماره ۳/۹۱/۶۰۱۴/ش شورای اسلامی شهر مشهد را  می‌نمایم:

https://telegram.me/legallovers

الف ـ شرح مصوبه مورد اعتراض

اولاً: مستند مصوبه شورای اسلامی شهر مشهد صورتجلسه مورخ ۱۳۶۷/۱۲/۲۰ کمیسیون ماده ۵ شورای عالی شهرسازی و معماری مشهد می‌باشد که با استناد به آن مصوب نموده است که در عوض ملک در مسیر، تراکم تشویقی به مالک اعطاء می‌شود در حالی که برابر بند ۱ صورتجلسه مورخ ۱۳۶۷/۱۲/۲۰، کمیسیون ماده ۵ سیاست تشویقی جهت تشویق مردم به واگذاری املاک در مسیر را مصوب نموده است بدین معنی که علاوه بر اینکه مالک بهاء ملک خود را دریافت می‌نماید به جهت تشویق، شهرداری موظف است پروانه را بر مبنای عرصه قبل از مسیر و با در نظر گرفتن تراکم مجاز صادر نماید نه اینکه مالک در عوض بهاء ملک خود، تراکم تشویقی دریافت نماید! که اگر منظور از مصوبه مذکور این برداشت باشد سیاست تشویقی معنایی پیدا نمی‌کند.

ثانیاً: برفرض محال که برداشت شورای شهر مشهد از مصوبه مذکور صحیح باشد، شهرداری مشهد مستند به ماده ۴۸ مصوبه مورد اعتراض  بشرح ذیل عمل می‌نماید:

چنانچه شخصی دارای ملکی بوده که قسمتی از آن در مسیر واقع گردیده باشد و فاقد اولویت تملک باشد هنگام مراجعه به شهرداری جهت اخذ پاسخ یا مجوز اعم از پاسخ جهت انتقال یا تقاضای پروانه و…، شهرداری مشهد ارائه پاسخ یا صدور مجوز به مشارالیه را منوط به واگذاری اراضی واقع در مسیر به موجب صلح نامه نموده (به عبارتی دیگر به اجبار مراجعه‌کننده باید صلح‌نامه تحمیلی را امضاء کند) و در ازای واگذاری عرصه  در مسیر معادل ۱/۳ برابر تراکم مجاز نسبت به عرصه در مسیر (تراکم مجاز * (عرصه قبل از مسیر + ۳۰% عرصه در مسیر) را به صورت تراکم مازاد به عنوان معوض به متقاضی اعطا می‌کند به معنای دیگر چنانچه شخصی دارای ملکی به مساحت ۳۰۰ مترمربع باشد که ۱۰۰ متر آن در مسیر واقع گردیده باشد، شهرداری مشهد در ازای تملیک ۱۰۰ مترمربع واقع در مسیر، مبادرت به اعطای تراکم تشویقی  به نسبت ۱۳۰ متر به مالک می‌نماید.

ب ـ روش اجرا و اعمال مصوبه مذکور به شرح ذیل می‌باشد:

به عنوان مثال در زمین مربوط به خیریه انصارالرضا علیه السلام مقدار ۷۸/۳۷ مترمربع عرصه در مسیر وجود دارد که با توجه به ارزش روز ملک مذکور به مبلغ هر مترمربع ۱۰ تا ۱۲  میلیون تومان، ارزش واقعی کل ملک در مسیر حدود ۸۰۰ میلیون تومان است در حالی که ارزش روز تراکم تشویقی برابر تبصره ۱ ماده ۴۸ (ماده مورد اعتراض) به صورت زیر محاسبه می‌گردد:

https://telegram.me/legallovers

۲۹۴/۱۸۱/۳۸۷=۳/۵۰۰/۰۰۰*۳۳%*۲۵۰%*۱/۳*۷۸/۳۷

(ارزش تراکم معوض = ارزش منطقه‌ای روز املاک (پپریم) * ضریب تبصره ۴ ماده ۱۴*تراکم مجاز*۱/۳*مساحت در مسیر)

همان گونه که در فوق مشاهده می‌شود ارزش تراکم معوض ادعایی شهرداری حدود ۳۰۰ میلیون تومان است (که بخش عمده‌ای از آنرا شهرداری موظف است برابر ردیف الف بند ۱ صورتجلسه مورخ ۱۳۶۷/۱۲/۲۰ علاوه بر بهاء عادلانه زمین به عنوان تراکم تشویقی اعطاء نماید)، در حالی که قیمت واقعی ملک در مسیر حدود ۸۰۰  میلیون تومان است و این زیان فاحش ناشی از اعمال ماده ۴۸ مصوبه مورد اعتراض، توسط شهرداری مشهد می‌باشد.

ج ـ دلایل عدم صحت و وجاهت مصوبات مذکور نیز بشرح ذیل احصاء می‌گردد:

۱ـ قاعده لاضرر

بی‌نیاز از توضیح است که برابر جعل و تصریح شرع انور و اصل حرمت مالکیت اشخاص، تملک اموال و مایملک افراد، صرفاً در قبال پرداخت ارزش واقعی آن، امکان‌پذیر است و دریافت و تملیک اموال اشخاص، بدون پرداخت ارزش واقعی آن، موجب ورود ضرر فاحش به مالک می‌گردد و این در حالیست که برابر قاعده  فقهی «لاضرر و لاضرار فی الاسلام» وارد آوردن ضرر به مالکین غیرصحیح می‌باشد.

۲ـ قانون نحوه تقویم ابنیه و املاک مورد نیاز شهرداریها مصوب ۱۳۷۰/۸/۲۸

برابر وحدت ملاک متخذ از قانون مذکور، خریداری املاک و اراضی مورد نیاز شهرداریها و تملک اراضی واقع در مسیر، صرفاً با پرداخت ارزش و بهاء عادله روز که توسط هیأت کارشناسان مشخص می‌گردد، ممکن و میسور است.

۳ـ لایحه قانونی نحوه خرید و تملک اراضی مصوب ۱۳۵۸

برابر وحدت ملاک متخذ از لایحه قانونی مذکور، خریداری املاک و اراضی مورد نیاز شهرداریها و تملک اراضی واقع در مسیر صرفاً با پرداخت ارزش و بهاء عادله روز و برابر نظریه کارشناسان ممکن و میسور است.

۴ـ عمومات شرعی و قانونی

۱ـ ۴ـ بی‌نیاز از توضیح است که برابر تصریحقانون مدنی، استقرار موازنه عرفی فیمابین مبیع و ثمن ـ مورد صلح و مال الصلح و… الزامی و عدم رعایت آن موجب و موجد غبن برای اصحاب معامله و غیرصحیح است.

۲ـ ۴ـ بی‌نیاز از توضیح است که برابر جعل شرع انور، انجام بیع غرری و معاملات غرری حرام و باطل و غیرصحیح می‌باشد.

بنا به آنچه گذشت، مستند به مواد ۱۳ و۸۰ تا ۹۷  قانون دیوان عدالت اداری، استدعای ملاحظه عرایض، صدور دستور دایر بر طرح مسئله در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری و مآلاً ابطال مصوبه مذکور از زمان تصویب را می‌نمایم.»

https://telegram.me/legallovers

متن مصوبه مورد اعتراض به قرار زیر است:

«جناب آقای مهندس پژمان

شهردار محترم مشهد

موضوع: بودجه سال ۱۳۹۲ شهرداری مشهد

سلام علیکم

با احترام، لایحه شماره ۲۱/۱۶۶۴۶۰ـ ۱۳۹۱/۱۰/۲۶ شهرداری مشهد در زمینه بودجه سال ۱۳۹۲ شهرداری مشهد در جلسه علنی مورخ ۱۳۹۱/۱۲/۲۰ شورای اسلامی شهر مشهد مطرح شد و به شرح زیر تصویب گردید.

ماده ۱:………………..

………………

……………..

ماده۴۸: در خصوص املاک دارای عرصه واقع در مسیر طرح‌های شهرداری که فاقد اولویت تملک هستند، به استناد صورت جسله مورخ ۱۳۶۷/۱۲/۲۰ کمیسیون ماده پنج شورای عالی شهرسازی و معماری مشهد، حقوق مؤدیان در ازای عرصه در مسیر رعایت شده؛ صرفاً به صورت تراکم تشویقی قابل تهاتر بوده و نهایتاً تراکم قابل اعطا به مؤدیان (با کاربری مجاز طرح تفصیلی ملک) برای احداث بنا در این قبیل املاک عبارتست از:

(۳۰% مساحت مقدار عرصه در مسیر+ مساحت عرصه قبل از تعریض)× درصد تراکم مجاز طرح تفصیلی (که کمتر از ۱۰۰% عرصه نمی‌شود)

تبصره۱ـ ارزش ریالی معادل تراکم تشویقی این قبیل املاک، بر اساس ضرایب p مندرج در جدول تبصره ۴ ماده ۱۴ و بر حسب p زمان اعطای تراکم محاسبه خواهد شد.

تبصره۲ـ در مواردی که تمام یا بخشی از تراکم تشویقی به لحاظ فنی قابل اعطا در همان ملک نباشد، معادل ارزش ریالی آن تراکم‌ها به عنوان طلب مؤدی منظور گردد.

تبصره۳ـ با توجه به اینکه ارزش گذاری تراکم‌ها به ازای عرصه در مسیر (تراکمی معادل ۱۰۳ برابر مساحت عرصه در مسیر × درصد تراکم مجاز طرح تفصیلی) بر اساس ضرایب p صورت می‌پذیرد، در صدور مجوز احداث بنا؛ این متراژ تراکم برای یک نوبت از پرداخت عوارض زیربنای مسکونی معاف می‌باشد.

 تبصره۴ـ کل تراکم‌های اعطا شده به این قبیل املاک (با هر نوع بهره‌برداری)؛ بابت واگذاری عرصه در مسیر آنها به شهرداری با عنوان تراکم تشویقی ملک پادار و دائمی بوده و در ساخت و سازهای بعدی، این تراکم‌ها صرفاً مشمول عوارض زیربنای مربوطه خواهند شد.»

در پاسخ به شکایت مذکور، شورای اسلامی شهر مشهد مقدس، به موجب لایحه شماره ۵/۹۷/۲۵۱/ش ـ ۱۳۹۷/۱/۱۴ توضیح داده است که:

«با احترام، بازگشت به دادخواست جناب آقای علی اکبر هوشمندی موضوع پرونده شماره ۹۶۰۹۹۸۰۹۰۵۸۰۱۱۲۷ مبنی بر درخواست ابطال ماده ۴۸ دفترچه یکپارچه ضوابط محاسبات درآمدی مصوبه شماره  ۳/۹۱/۶۰۱۴/ش ـ ۱۳۹۱/۱۲/۲۲ به استحضار می‌رساند:

چگونگی اجرای طرح‌های احداث و توسعه معابر و سایر زیرساختهای شهری، از مواردی است که همواره مورد توجه قانونگذاران و متولیان تأمین خدمات مورد نیاز شهروندان بوده؛ و به همین جهت نحوه اجرای آن در طول زمان دستخوش تحولاتی بوده است. جناب آقای هوشمندی درخواست ابطال ماده ۴۸ دفترچه ضوابط محاسباتی مصوب شورای اسلامی شهر مشهد در خصوص املاک دارای عرصه در مسیر طرح‌های شهرداری که فاقد اولویت هستند (موضوع ماده ۴۵ مصوبه شماره ۳/۹۱/۶۰۱۴/ش ـ ۱۳۹۱/۱۲/۲۲) را نموده است. همان گونه که در لوایح قبلی این شورای اسلامی به استحضار رسیده، این دفترچه در حقیقت جمع‌آوری و یکپارچه‌سازی مجموعه قوانین و مستندات مربوط به کاربردی ترین موضوعات مورد تعامل شهرداریها است، که با هدف سرعت در پاسخگویی، و اطلاع شهروندان از مستندات و محاسبات شهرداری تهیه، تصویب و متعاقباً انتشار یافته است. بنابراین چگونگی پاسخگویی به املاک در مسیر (موضوع ماده ۴۸ دفترچه) نیز از این قاعده مستثنی نبوده است و به نظر می‌رسد دادخواست تقدیم شده ناشی از عدم دقت در مصوبه و قوانین موضوعه باشد، لذا توضیحاتی برای رفع ابهام از برخی ایرادات مطرح شده از سوی شاکی به شرح زیر تقدیم می‌شود.

این ماده دستورالعمل قدیمی است که با استناد به مصوبه مورخ ۱۳۶۷/۱۲/۲۰ کمیسیون ماده ۵ قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری صادر شده است، این دستورالعمل سابق بر این توسط مشاور استاندار خراسان و مدیر کل دفتر ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات مورد اعتراض قرار گرفته، و طی دادنامه شماره ۸۵/۴۹۶ ـ ۱۳۸۵/۷/۹ به تأیید هیأت عمومی دیوان عدالت اداری رسیده است. (سال‌ها بعد از قوانین تعیین وضعیت املاک واقع در طرح‌های دولتی و شهرداریها ۱۳۶۷/۸/۲۹ و نحوه تقویم ابنیه، املاک و اراضی مورد نیاز شهرداریها ۱۳۷۰/۸/۲۸). لذا با عنایت به اینکه تصویب‌نامه کمیسیون به عنوان مبنای مصوبه شورای اسلامی شهر به تأیید هیأت عمومی رسیده است با این حال، دفاعیات زیر تقدیم حضور می‌شود:

در پاسخ به قسمت اولاً: بند الف دادخواست شاکی مبنی بر ادعای عدم پرداخت بهای عرصه‌هایی که به شهرداری واگذار می‌شود: قوانین تعیین وضعیت املاک واقع در طرح‌های دولتی و شهرداریها مصوب ۱۳۶۷/۸/۲۹ و نحوه تقویم ابنیه، املاک و اراضی مورد نیاز شهرداریها مصوب ۱۳۷۰/۸/۲۸ (که به صورتی هدفمند تنها بخشهایی از آنها به‌گونه‌ای خاص بیان شده است) چگونگی تحصیل املاک در مسیر طرح‌های توسعه شهری و معابر را مشخص می‌کند.

۱ـ در قانون تعیین وضعیت املاک واقع در طرح‌های دولتی و شهرداریها، تنها حکم به پرداخت بهای املاک (و یا عوض) در مسیر طرح‌هایی که ضرورت اجرای آنها توسط وزیر یا بالاترین مقام دستگاه اجرایی با رعایت ضوابط مربوطه، تصویب و اعلان شده باشد، دیده می‌شود که می‌باید ظرف مدت ۱۸ ماه این مهم صورت گیرد و اجرای طرح آغاز شود و برای سایر املاک (تا زمانی که ضرورت اجرای طرح آن‌ها به تصویب نرسیده است) روش‌های دیگری مقرر شده است تا ضمن اینکه مالکان حق انتخاب برای بهره‌مندی از حقوق کامل مالکانه خود را داشته باشند، از تحمیل هزینه‌های ناشی از احداث بنا و تأسیسات جدید در این املاک به شهرداریها پیشگیری شود. هم اکنون در شهرداری مشهد مقدس، پاسخگویی به املاک در مسیر که ضرورت اجرای طرح آنها به تصویب می‌رسد برابر قانون صورت می‌گیرد و هر گونه اقدامی مبنی بر تصرف و تحصیل حریم پس از پرداخت بهای ملک و یا عوض آن انجام می‌شود. لذا با عنایت به اینکه موضوع ماده ۴۸ مورد اعتراض «املاک دارای عرصه واقع در مسیر  طرح‌های شهرداری که فاقد اولویت تملک هستند…» می‌باشد، اجرای مصوبه به دلیل خروج موضوعی از قانون یاد شده، مغایرتی با آن قانون ندارد.

https://telegram.me/legallovers

۲ـ در قانون نحوه تقویم ابنیه، املاک و اراضی مورد نیاز شهرداریها که مؤخر و خاص شهرداریها می‌باشد، اولویت اصلی، توافق بین شهرداری و مالک است و در صورت عدم توافق، تقویم ابنیه، املاک و اراضی بر اساس قیمت روز، موضوعیت می‌یابد؛ لذا با عنایت به اینکه موضوع ماده ۴۸، صرفاً چگونگی پاسخگویی به «املاک فاقد اولویت تملک» است و اجرای آن (ماده ۴۸) در حقیقت مدیریت و تعیین گردش کار اجرای تباصر قانون تعیین وضعیت املاک واقع در طرح‌های دولتی و شهرداریها به صورتی هماهنگ (و با اختیار تنفیذ شده برای توافق) با قانون نحوه تقویم ابنیه، املاک و اراضی مورد نیاز شهرداریها است؛ بنابراین انجام توافق که محور اصلی ماده ۴۸ دفترچه و همچنین قانون مذکور است؛ هدف قانونگذار را تأمین می‌نماید.

۳ـ علیرغم ادعای مطرح شده، در تباصر ماده ۴۸ دفترچه ضوابط محاسبات درآمدی، علاوه بر برخی امتیازات تشویقی (مانند یک نوبت معافیت از پرداخت عوارض پروانه، کاهش نصاب حداقل تفکیک عرصه و اعیان، اعطای تراکم مقدار در مسیر به علاوه تراکم تشویقی مازاد بر تراکم کل عرصه‌ی قبل از در مسیر واقع شدن)، چگونگی تعیین قیمت عرصه در مسیر و همچنین محاسبه ریالی تراکم اعطایی و نحوه تهاتر آنها براساس قیمت روز املاک ( P ) مشخص شده است.

در پاسخ به قسمت ثانیاً: بند الف دادخواست شاکی، مبنی بر ادعای تحمیل صلحنامه:

صرف نظر از اینکه توافق با مالکان، محور اصلی قانون نحوه تقویم ابنیه، املاک و اراضی مورد نیاز شهرداریها است و تلاش شهرداریها برای دستیابی به توافقی که مبنای قانونی داشته باشد مورد تأکید است، ادعای مطرح شده در خصوص تحمیل صلحنامه، صحیح نمی‌باشد؛ زیرا پاسخگویی به املاکی که عرصه در مسیر طرح‌های فاقد اولویت دارند، برابر قوانین فوق‌الاشاره بوده و آنچه به موجب ماده ۴۸ صورت می‌گیرد، مساعدت شهرداری با مالکان برای بهره‌مندی از ارزش افزوده ناشی از امتیاز تراکم تشویقی مازاد و امکان بازسازی و نوسازی املاک قبل از اجرای طرح است، البته این اقدام، موجب بهره‌مندی شخص مالک و کلیه شهروندان از بازگشایی معبر و همچنین تشویق سایر مالکان برای همکاری با شهرداری تسریع در اجرای پروژه‌های تحصیل حریم با امتیاز تراکمی و بدون پرداخت وجه نقد می‌شود. نکته مهمتر آن که اساسا، ارزش افزوده‌ای که از اجرای طرح توسعه و تعریض یک معبر از عرض کمتر به عرض بیشتر، ایجاد می‌شود، موجب افزایش ارزش ملک مذکور نسبت به ارزش آن قبل از اجرای تعریض کوچه و خیابان می‌شود که بخش زیادی از ارزش مقداری که در مسیر طرح، قرار گرفته را جبران می‌کند و جبران مابقی آن نیز با اعطای تراکم‌های تشویقی صورت می‌پذیرد.

در پاسخ به موارد مطرح شده در بند ب دادخواست شاکی:

آنچه در این بند آورده شده مثالی است که هیچ‌گونه مستندی برای اثبات آن دیده نمی‌شود و با چالش‌های زیر مواجه است:

۱ ـ قیمتی که برای زمین، به هنگام محاسبه ارزش مقدار در مسیر بیان شده، ۱۲ میلیون تومان برای هر مترمربع است (که ممکن است در نزدیک ترین نقطه به حرم مطهر و با کاربری تجاری موضوعیت پیدا کند) در حالی این قیمت غیرواقعی، مستند قرار گرفته که شاکی به هنگام محاسبه ارزش ریالی امتیازات اعطائی شهرداری، قیمت روز ( p ) ملک را ۵ و ۳ میلیون تومان در فرمول قرار داده است.

۲ـ دریافت تراکم مازاد، یکی از سود آورترین امتیازاتی است که مالکان و فعالان بخش ساختمان به دنبال آن هستند و هر چه قیمت عرصه ملک بیشتر باشد، این امتیاز نیز با ارزش‌تر و سودآورتر است. به عبارت دیگر؛ سود ساختمان در طبقه یا طبقات اضافه (تراکم مازاد) محقق می‌شود، زیرا تنها با هزینه کردن برای احداث بنا در طبقات فوقانی، به هنگام فروش همین طبقات، قیمتی معادل (و حتی بیشتر) از سایر طبقات مبادله می‌شود، در حالی که این ارزش افزوده ناشی از اعطای تراکم تشویقی توسط شهرداری، از سوی شاکی نادیده گرفته شده است.

۳ـ همان گونه که در توضیحات ارائه شده برای بند الف به استحضار رسید، این ماده قانونی صرفاً برای املاک در مسیر طرح‌های فاقد اولویت اجرا بوده و در صورت درخواست مالک، موضوعیت می‌یابد، در عین حال مالکان این املاک همواره می‌توانند حقوق خود را برابر قوانین یاد شده (قانون تعیین وضعیت املاک واقع در طرح‌های دولتی و شهرداریها، و قانون نحوه تقویم ابنیه، املاک و اراضی مورد نیاز شهرداریها) مطالبه نمایند و ضمن بهره‌مندی از تمامی حقوق مالکانه خود، به هنگام تأیید ضرورت و اولویت اجرای طرح، ارزش مقدار در مسیر ملک خود را بر اساس قیمتی که کارشناسان رسمی دادگستری مشخص می‌کنند دریافت نمایند؛ لیکن ارزش این امتیازات به قدری زیاد است که بر خلاف ادعای شاکی، نه تنها شهرداری به دنبال تحمیل صلحنامه نیست، بلکه مالکان این‌گونه املاک درخواست و اصرار بر توافق (تنظیم صلحنامه) و دریافت تراکم مازاد دارند. ضمن اینکه اگر توافق بر سر امتیازات تشویقی تراکمی صورت نگیرد، اجرای مسیر بازگشایی در شهرها به هیچ وجه با بودجه‌های سالانه شهرداری امکان‌پذیر نخواهد بود و شهرها هیچ گاه رنگ و بوی نوسازی و عمران به خود نخواهند گرفت در حالی که تعریض معابر به صورت تدریجی با توجه به ضروریات دسترسی مناسب برای تردد وسایل نقلیه و امداد رسانی به موقع در شرایط بحرانی و اتفاقات ناگوار، امری اجتناب ناپذیر برای توسعه شهرها می‌باشد.

در پاسخ به موارد مطرح شده در بند ج دادخواست شاکی:

۱ـ صرف نظر از اینکه پاسخگویی به مالکان املاک در مسیر طرح‌های شهرداری برابر قوانینی صورت می‌گیرد که پس از انقلاب شکوهمند اسلامی وضع شده‌اند و اجرایی شدن آنها پس از تأیید شورای نگهبان قانون اساسی مبنی بر عدم مغایرت با سایر قوانین و شرع مقدس اسلام است، معروض می‌دارد مالکان می‌توانند برابر قانون (پس از اولویت یافتن اجرای طرح) بهای مقدار در مسیر ملک خود را براساس قیمت تعیین شده توسط کارشناسان رسمی دادگستری دریافت نمایند.

۲ و ۳ـ توضیحات کامل مبنی بر اجرای قوانین مورد استناد، طی بند‌های ۱ و۲ قسمت «در پاسخ به قسمت اولاً: بند الف دادخواست شاکی مبنی بر ادعای عدم پرداخت بهای عرصه‌هایی که به شهرداری واگذار می‌شود»، ارایه شده است.

۴ـ با توجه به اینکه موارد مطرح شده در بند ۴ به هنگام تصویب قوانین مربوطه مدنظر قانونگذار بوده است (قوانین تعیین وضعیت املاک واقع در طرح‌های دولتی و شهرداریها، و نحوه تقویم ابنیه، املاک و اراضی موردنیاز شهرداریها)، لذا بیان و پاسخگویی به آن، خارج از حوصله مقامات دیوان می‌باشد.

با عنایت به مراتب فوق، خصوصاً تأیید مصوبه مورخ ۱۳۶۷/۱۲/۲۰ کمیسیون ماده ۵ قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری (که اساس ماده ۴۸ دفترچه ضوابط محاسبات درآمدی است) به موجب دادنامه شماره ۸۵/۴۹۶ ـ ۱۳۸۵/۷/۹ توسط هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، مستدعیست نسبت به صدور حکم به رد دادخواست شاکی عنایت نموده و شورای اسلامی شهر مشهد مقدس را در پیشبرد اهداف والای مدیریت شهری پایتخت معنوی ایران یاری فرمایند.»

در خصوص ادعای شاکی مبنی بر مغایرت مصوبه مورد اعتراض با شرع مقدس اسلام، قائم مقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره ۹۷/۱۰۲/۶۶۱۳ـ ۱۳۹۷/۵/۲۲ اعلام کرده است که:

https://telegram.me/legallovers

«رییس محترم هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

با سلام و تحیت

 عطف به نامه شماره ۲۸۲/۶۵۸۸ـ ۱۳۹۷/۳/۶؛ موضوع ماده ۴۸ مصوبه شماره ۳/۹۱/۶۰۱۴/ش ـ ۱۳۹۱/۱۲/۲۲ شورای اسلامی شهر مشهد در خصوص اهداء تراکم تشویقی در ازای دریافت عرصه، در جلسه مورخ ۱۳۹۷/۵/۱۸ فقهای معظم شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت که به شرح ذیل اعلام نظر می‌گردد:

ماده مورد شکایت خلاف شرع دانسته شد. توضیح این که گرفتن اراضی مالکین بدون رضایت ایشان خلاف شرع می‌باشد و اعطاء تراکم تشویقی به صورت تهاتر بدون رضایت مالکین نمی‌تواند رافع ایراد شرعی باشد.»

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۷/۹/۲۷ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

رأی هیأت عمومی

نظر به اینکه قائم مقام دبیر شورای نگهبان طی نامه شماره ۹۷/۱۰۲/۶۶۱۳ـ ۱۳۹۷/۵/۲۲ اعلام کرده است که ماده ۴۸ مصوبه شماره ۳/۹۱/۶۰۱۴/ش ـ ۱۳۹۱/۱۲/۲۲ شورای اسلامی شهر مشهد توسط فقهای شورای نگهبان خلاف شرع اعلام شده است. بنابراین در اجرای حکم تبصره ۲ ماده ۸۴ و ماده ۸۷ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ و به تبعیت از نظر فقهای شورای نگهبان و نیز احکام مقرر در بند ۱ ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون پیش‌گفته حکم بر ابطال ماده ۴۸ از مصوبه مورد اعتراض از تاریخ تصویب صادر می‌شود. با ابطال مصوبه از بعد شرعی موجبی برای اتخاذ تصمیم از بعد ادعای مغایرت با قانون وجود ندارد.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ـ محمدکاظم بهرامی

مطالب مرتبط :

رأی شماره‌های۱۶۲۷ الی ۱۶۲۹ هیأت‌عمومی دیوان عدالت اداری

رأی شماره ۱۸۷۹ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

رأی شماره ۱۸۷۸ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

رأی شماره ۱۹۲۳ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

رأی شماره ۱۹۲۷ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

 

قانون داوری نمونه آنسیترال ۱۹۸۵

 

https://telegram.me/legallovers    

فصل اول. مقررات عمومی

ماده 1. قلمرو اجرا (۱)

این قانون، با رعایت هرگونه  موافقت نامه معتبری که بین این کشور و یا کشورهای دیگر وجود دارد شامل داوری تجاری[2]  بین المللی خواهد بود.

مقررات این قانون، به استثنای مواد 8، 9، 35، 36 ، در صورتی قابل اجرا است که محل داوری در قلمرو این کشور باشد.

داوری در صورتی بین المللی است که:

الف ـ مرکز تجارت طرفین موافقت نامه داوری، در زمان انعقاد قرارداد مذکور،‌ در کشور‌های مختلف باشد،‌ یا،

ب ـ‌ یکی ار محلهای زیر،‌ خارج از کشوری باشد که مرکز تجارت طرفین در آن کشور واقع است:

یک. محل داوری، در صورتی که موافقت نامه داوری (تصریح) یا به موجب آن تعیین شده با شد،

دو. هر محلی که قسمت اساسی تعهدات ناشی از روابط تجاری بایستی در آن محل اجرا شود یا محلی که موضوع اصلی اختلاف نزدیکترین ارتباط را با آن محل دارد،‌یا

ج. طرفین صریحاً توافق کرده باشند که موضوع اصلی موافقت نامه داوری به بیش از یک کشور ارتباط دارد.

4- به منظور (اجرای) بند سه این ماده:

الف ـ  چنانچه طرفی بیش از یک مرکز تجارت داشته باشد، مرکزی که نزدیکترین رابطه را با موافقت نامه داوری دارد، مرکز تجارت او خواهد بود،

ب- چنانچه طرفی مرکز تجارت نداشته باشد، محل سکونت معمولی او ملاک است.

5- این قانون نسبت به سایر قوانین این کشور که به موجب آنها اختلافات خاصی را نمی‌توان به داوری ارجاع نمود و یا منحصراً‌ برحسب مقررات دیگری غیر از این قانون قابل ارجاع به داوری هستند،تأثیری نخواهد داشت.

 

ماده 2. تعاریف و قواعد تفسیر

به منظور (اجرای)‌ این قانون:

الف ـ‌ منظور از « داوری» هرنوع داوری است، اعم از اینکه توسط یک مؤسسه دایمی‌اداره (و تصدی ) شود یا نه،

ب ـ‌ « دیوان داوری»‌، به معنای داور و احد یا گروه داوران می‌باشد،‌

ج. منظور از دادگاه،‌عضو یا ارگانی از سیستم قضایی یک کشور است.

د. در مواردی که به موجب یکی از مقررات فصلهای سوم، چهارم یا پنجم این قانون،‌طرفین در اتخاذ تصمیم نسبت به موضوع خاصی مختار دانسته شده اند،‌این اختیار شامل حق طرفین در تفویض اتخاذ تصمیم به شخص ثالث از  آن جمله  هر سازمانی،‌ نیز می‌باشد،

ﻫ ـ هر کجا که در هر یک از مقررات این قانون به توافق قبلی یا بعدی طرفین اشاره شده، یا به هر نحو دیگری به موافقت نامه فیمابین طرفین اشاره می‌شود، موافقت نامه مذکور شامل هر نوع مقررات داوری مذکور در آ ن قرارداد نیز خواهد بود.

ماده 3. دریافت (ابلاغ) مراسلات کتبی

به جز مواردی که توافق دیگری بین طرفین وجود داشته باشد:

الف – هرگونه مراسلات کتبی،‌ به شرط آنکه به شخص گیرنده تسلیم شود و یا به مرکز تجارت، محل سکونت معمولی یا نشانی پستی وی تسلیم گردد،‌ دریافت (ابلاغ) شده محسوب می‌گردد.در صورتی که پس از انجام تحقیق معقول هیچکدام از این نشانی‌ها به دست نیاید، مراسله کتبی در صورتی دریافت (ابلاغ) شده تلقی می‌شود که با پست سفارشی یا با هر وسیله دیگری که اهتمام در تسلیم مراسله را ثابت کند،‌ به (هرکدام از) آخرین محل سکونت معمولی یا به آخرین نشانی پستی که از گیرنده در دست (از او شناخته شده) تسلیم شده باشد،

ب ـ‌ مراسله در همان روز تسلیم به شرح فوق، ابلاغ شده تلقی می‌شود.

2-  مقررات این ماده، شامل مراسلات در جریان رسیدگی نخواهد بود.

ماده 4. انصراف از حق ایراد

چنانچه هریک از طرفین با علم به این که بعضی مقررات این قانون یا الزامات ناشی از داوری که طرفین می‌توانند از آن عدول کنند، رعایت نشده مع الوصف داوری را ادامه دهد و ایراد خود به این امر را بدون تاخیر غیر موجه عنوان ننماید،‌ یا اگر مهلتی تعیین شده باشد، در مهلت مقرر ایراد نکند،‌ چنین تلقی خواهد شد که از این حق خود صرف نظر نموده است.

ماده 5. حدود مداخله دادگاه

هیچ دادگاهی نمی‌تواند در موضوعات مشمول این قانون دخالت کند، مگر در موردی که به موجب این قانون پیش بینی شده است.

ماده 6.  دادگاه یا سایر مراجعی که عهده دار پاره ای تکالیف جهت مساعدت و نظارت در داوری هستند.

وظایف مندرج در مواد 11 (3و 4) 13(3)، 14 و 34(2) به عهده ….(هرکشوری که این قانون نمونه را تصویب می‌کند، دادگاه یا دادگاهها یا مرجع صالح دیگری را برای انجام این وظایف مشخص می‌کند). گذارده می‌شود.

 

https://telegram.me/legallovers    

فصل دوم. موافقت نامه داوری

ماده 7. تعریف و شکل موافقت نامه داوری

«موافقت نامه داوری» توافقی (قراردادی) است بین طرفین که به موجب آن تمام یا بعضی اختلافات بوجود آمده در مورد یک رابطه حقوقی معین اعم از قراردادی یا غیر قراردادی یا اختلافاتی را که ممکن است (در رابطه با آن ارتباط حقوقی معین) پیش آید به داوری ارجاع می‌شود. موافقت نامه داوری ممکن است به صورت شرط داوری در یک قرارداد یا به صورت موافقت نامه جداگانه باشد.

موافقت نامه داوری بایستی به صورت کتبی باشد. موافقت نامه در صورتی کتبی است که طیّ سندی (نوشته ای) به امضای طرفین رسیده باشد، یا طی مبادله نامه‌ها، تلکس،‌تلگرام یا سایر وسایل مخابراتی که وجود موافقت نامه را اثبات نماید،‌ آمده باشد،‌ یا یکی از طرفین طیّ‌ مبادله دادخواست یا دفاعیه، وجود آن را ادعا کند و طرف دیگر آن را تکذیب ننماید. تصریح در قرارداد به سندی (خارج از قرارداد) که متضمن شرط داوری است به منزله موافقت نامه داوری خواهد بود، مشروط بر این که قرارداد مذکور به صورت کتبی بوده و تصریح نیز به نحوی باشد که شرط (داوری) را جزیی از قرارداد بنماید.

ماده 8. موافقت نامه داوری و دعوای ماهوی نزد دادگاه

دادگاهی که نزد او در خصوص امر موضوع موافق نامه داوری طرح دعوی شده، مکلف است در صورت درخواست یکی از طرفین که دیرتر از تسلیم نخستین لایحه او در ماهیّت اختلاف به عمل نیامده باشد، طرفین را به داوری احاله (و هدایت) نماید، مگر اینکه احراز نماید موافقت نامه (داوری) باطل و ملغی الاثر یا غیر قابل اجرا می باشد.

هرگاه دعوای مذکور در بند (1) فوق طرح شده باشد، ‌در عین حال که این دعوی تحت رسیدگی دادگاه است، مع الوصف جریان رسیدگی داوری نیز می‌تواند آغاز شده یا (در صورتی که قبلاً شروع شده) ادمه یابد، و رأی نیز صادر شود.

 

 

https://telegram.me/legallovers    

ماده 9. موافقت نامه داوری و دستور موقت (قرار تأمین) دادگاه

تقاضای یکی از طرفین، قبل یا حین دادرسی داوری ، از دادگاه مبنی بر صدور دستور موقت (قرار تأمین)، همچنین صدور چنین دستوری از جانب دادگاه، معارض موافقت نامه داوری نخواهد بود.

فصل سوم. ترکیب دیوان داوری

ماده 10 . تعداد داوران

طرفین در تعیین،‌ تعداد داوران، آزاد هستند.

در صورت عدم تعیین،‌ تعداد داوران سه (عضو) خواهد بود.

ماده 11. تعیین داوران

هیچ کس را نمی‌توان به علت ملیتش از داور شدن ممنوع کرد، مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

طرفین آزادند که با توجه و رعایت مقررات بند‌های 4 و 5 این ماده، در مورد روش تعیین داور یا داوران توافق نمایند.

در صورت نبودن چنین توافقی:

الف. در داوری سه نفره، هرطرف یک داور را انتخاب می‌کند و دو داور منصوب طرفین،‌داور سوم را تعیین خواهند کرد،‌ اگر یکی از طرفین ظرف 30 روز از تاریخ دریافت درخواست طرف مقابل در این خصوص،‌داور خود را تعیین نکند، یا اگر دو داور (منصوب طرفین) نتوانند ظرف 30 روز از تاریخ انتخاب شدن درباره انتخاب داور سوم توافق نمایند، بنا به تقاضای یکی از طرفین تعیین (داور مربوط) توسط دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 مشخص گردیده، انجام خواهد شد،

ب. در داوری یک نفره،‌ اگر طرفین نتوانند درباره انتخاب داور توافق نمایند، (داور) بنا به تقاضای یکی از طرفین توسط دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 مشخص شده، تعیین خواهد شد.

4- هرگاه، حسب روش تعیین (داور) که موردتوافق طرفین قرار گرفته،

الف. یکی از طرفین به کیفیتی که به موجب آن روش مقرر شده،‌ اقدام (لازم) ننماید،‌ یا

ب. طرفین، یا دوداور،‌ نتوانند به توافقی که حسب روش فوق الذکر مورد نظر است، دست یابند، یا

ج. شخص ثالث، از آن جمله هر سازمانی، نتواند به وظیفه ای که به موجب روش مذکور به او محول شده، عمل نماید،

(در این صورت) هرکدام از طرفین می‌تواند از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 تعیین شده، ‌درخواست کند قدام لازم را انجام دهد، مگر اینکه روش تعیین (داور) مورد توافق بین طرفین، طرق دیگری جهت تأمین (این هدف،‌ یعنی) تعیین داور پیش بینی کرده باشد،

تصمیم اتخاذ شده در مورد موضوعاتی که به موجب بندهای 3 یا 4 این ماده به عهده دادگاه یا مرجع دیگر مذکور در ماده 6  گذارده شده، قابل اعتراض نیست. دادگاه یا مرجع دیگر بایستی در تعیین داور به کلیه شرایطی که طرفین در موافقت نامه برای داور لازم دانسته اند و همچنین به ملاحظاتی که احتمالاً جهت تأمین (هدف) تعیین داور مستقل و بی طرف وجود داشته توجه کافی معمول دارد، و هنگامی‌که داور واحد یا داور سوم را تعیین می‌نماید، علاه بر موارد فوق،‌ اولی بودن انتخاب داور با ملیتی غیر از ملیت طرفین را نیز ملحوظ نماید.

 

https://telegram.me/legallovers    

[1]  – عناوین مواد صرفاً جهت تسهیل در (اشاره و) ارجاع است و نباید به منظور تفسیر به کار گرفته شوند.

[2]  – اصطلاح «تجاری» بایستی در مفهوم وسیع آن تفسیر شود،‌ به نحوی که موضوعات ناشی از هرگونه رابطه را که دارای ماهیت تجاری است، اعم از قراردادی یا غیر قراردادی، شامل شود. منظور از روابط دارای ماهیت تجاری،   بدون قید انحصار، عبارت است از تهیه یا مبادله کالا یا خدمات، قرارداد توزیع،‌نمایندگی یا کارگزاری،‌ حق العمل کاری، اجاره به شرط تملیک، ساختمان پروژه‌ها،‌ مشاوره،‌مهندسی،‌پروانه امتیاز،‌سرمایه گذاری،‌تأمین اعتبار،‌بانکداری بیمه، قرارداد بهره برداری یا امتیاز انحصاری یا مشارکت مدنی و انواع دیگر همکاری صنعتی یا تجاری،  حمل و نقل کالا یا مسافر از طریق هوا، دریا، راه آهن یا جاده.

ماده 12. موارد جرح (داور)

هرگاه شخصی از حیث امکان انتخاب به عنوان داور مورد مراجعه (و پیشنهاد) قرار گیرد، بایستی هرگونه اوضاع و احوالی را که موجب بروز تهدیدهای موجهی در مورد بی طرفی و استقلال او می‌گردد،‌افشاء نماید. از موقع انتصاب به عنوان داور و در طول جریان داوری (نیز)، داور بایستی بدون تأخیر(بروز) چنین اوضاع و احوالی را به طرفین اطلاع دهد مگر اینکه ایشان توسط وی از اوضاع و احوال مذکور از قبل مطلع شده باشند.

داور صرفاً در صورتی می‌تواند جرح شود که اوضاع و احوال موجود باعث تردیدهای موجهی در خصوص بی طرفی و استقلال او گردد، یا واجد اوصافی که مورد توافق (و نظر) طرفین بوده،‌نباشد. هر طرف صرفاً به استناد عللی که پس از تعیین داور،‌از آنها مطلع شده،‌می‌تواند داوری را که خود تعیین کرده یا در جریان تعیین او مشارکت داشته،‌جرح کند.

ماده 13. تشریفات جرح

1- طرفین آزادند که با رعایت مفاد بند 4 این ماده،‌ در مورد تشریفات جرح داور توافق نمایند.

2- در صورت نبودن چنین توافقی،‌ طرفی که قصد جرح داور را دارد،‌ بایستی ظرف 15 روز از تاریخ اطلاع از تشکیل دیوان داوری یا اطلاع هرگونه اوضاع و احوال مذکور در ماده 12 (2)، دلایل جرح را طی لایحه ای کتبی به دیوان داوری اعلام کند. دیوان داوری در مورد جرح اتخاذ تصمیم می‌کند، مگر اینکه داور مورد جرح از سمت خود کناره گیری کند و یا طرف مقابل نیز جرح را بپذیرد.

3- چنانچه جرحی که با رعایت تشریفات مورد توافق طرفین یا تشریفات مقرر در بند دو این ماده،‌ به عمل آمده،‌ مورد قبول قرار نگیرد،‌ طرفی که (داور را) جرح کرده می‌تواند ظرف سی روز پس از دریافت اخطاریه حاوی تصمیم مربوط به رد جرح،‌ از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 پیش بینی شده،‌ در خواست نماید که نسبت به جرح (رسیدگی و) اتخاذ تصمیم کند. این تصمیم قابل اعتراض نیست. مادام که چنین درخواستی تحت رسیدگی است،‌ دیوان داوری همراه با داور مورد جرح،  می‌تواند رسیدگی داوری را ادامه داده و رأی (نیز) صادر کند.

ماده 14. کوتاهی یا عدم امکان انجام وظیفه

اگر داور به حکم قانون یا عملاً (de jure or de facto) نتواند وظایف خود را انجام دهد یا بنا به علل دیگری از انجام این وظایف بدون تأخیر غیرموجه،‌ ناتوان گردد، چنانچه خود از سمت (داوری) کناره گیری کند یا اگر طرفین توافق نمایند، (سمت و) مأموریت او پایان می‌پذیرد. در غیر این صورت، چنانچه در مورد هریک از موارد فوق،‌ (بین طرفین) اختلاف نظر وجود داشته باشد،‌ هرکدام از طرفین می‌تواند از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 مقرر گردیده درخواست کند که در مورد ختم مأموریت داور اتخاذ تصمیم نماید، این تصمیم قابل اعتراض نیست.

در مواردی که داور طبق این ماده یا ماده 13(2) از کار خود کناره گیری می کند یا یکی طرفین در مورد ختم مأموریت او موافقت می‌نماید، به معنای قبول اعتبار (و صحت دلایل) موارد مذکور در این ماده یا ماده 12(2) نخواهد بود.

ماده 15. تعیین داور جانشین

در مواردی که مأموریت داور به لحاظ مواد 13 یا 14،‌ یا به جهت کناره گیری خود او بنا به علل دیگری،‌ یا به لحاظ توافق طرفین در خصوص لغو مأموریت او (به عنوان داور)، یا ب علت سایر موارد ختم مأموریت، خاتمه می‌پذیرد بایستی داور جانشین،‌ مطابق مقررات قابل اجرا درباره تعیین داوری که تغییر مکند، معین گردد.

فصل چهارم. صلاحیت دیوان داوری

ماده 16. صلاحیت دیوان داوری برای اتخاذ تصمیم در مورد صلاحیت خود

دیوان داوری می‌تواند در مورد صلاحیت خود،‌ همچنین درباره وجود یا اعتبار موافقت نامه داوری اتخاذ تصمیم کند. برای این منظور،‌ شرط داوری  که (به صورت) جزیی از یک قرارداد (مقرر شده) باشد،‌ به عنوان موافقت نامه ای مستقل از سایر شرایط قرارداد به شمار می‌رود. تصمیم دیوان داوری مبنی بر اینکه قرارداد باطل و ملغی الاثر است،‌ فی نفسه به معنای عدم اعتبار شرط داوری (مندرج در آن قرارداد) نخواهد بود.

ایراد به اینکه دیوان داوری فاقد صلاحیت است، ‌بایستی حداکثر تا قبل از تسلیم لایحه دفاعیه مطرح شود. هیچ طرفی به صرف اینکه داوری را تعیین کرده یا در تعیین او مشارکت داشته، از طرح چنین ایرادی محروم نخواهد بود. ایراد به اینکه دیوان داوری از چارچوب صلاحیت خود تجاوز کرده، بایستی به محض اینکه موضوع خارج از صلاحیت در جریان رسیدگی داوری مطرح می شود، عنوان گردد. دیوان داوری می‌تواند در هرکدام از موارد (مذکور)، ایراد خارج از موعد را نیز بپذیرد، به شرط آنکه تأخیر را موجه تشخیص دهد.

دیوان داوری می‌تواند نسبت به ایرادات مذکور در بند دو فوق، به عنوان یک امر مقدماتی،‌ و یاد رأی ماهوی خود، اتخاذ تصمیم کند. در صورتی که دیوان داوری به صورت یک امر مقدماتی به صلاحیت خود نظر بدهد،‌ هر کدام از طرفین می‌توانندظرف 30روز پس از ابلاغ این تصمیم از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده شش پیش بینی شده درخواست کند که نسبت به موضوع (رسیدگی و) اتخاذ تصمیم نماید. این تصمیم قابل اعتراض نیست، ‌در اثنای رسیدگی به این درخواست، دیوان داوری می‌تواند به دادرسی خود ادامه داده و رأی نیز صادر کند.

ماده 17. اختیار دیوان داوری درباره صدور دستور موقت

دیوان داوری می‌تواند بنا به درخواست هرکدام از طرفین،‌ مقرر نماید طرف دیگر اقدامات تأمینی را که دیوان با توجه به موضوع اصلی اختلاف ضروری تشخیص می‌دهد، انجام دهد،‌ مگر طرفین طور دیگری توافق کرده باشند. دیوان داوری می‌تواند مقرر نماید که هرکدام از طرفین در رابطه با چنین اقداماتی،‌ تأمین مناسب بسپارند.

 

https://telegram.me/legallovers    

فصل پنجم. نحوه رسیدگی

ماده 18. رفتار مساوی با طرفین

رفتار با طرفین بایستی به نحو مساوی باشد و به هرکدام از ایشان فرصت کامل جهت ارایه و طرح دعاوی داده شود.

ماده 19. تعیین قواعد رسیدگی

طرفین آزادند که در مورد تشریفاتی که بایستی جهت انجام رسیدگی توسط دیوان داوری رعایت شود، با توجه به مقررات این قانون توافق نمایند.

در صورت نبودن چنین توافقی، دیوان داوری می‌تواند با رعایت مقررات این قانون، داوری را به نحوی که مقتضی تشخیص می‌دهد اداره و تصدی نماید. اختیاری که دیوان داوری در این موارد دارد، شامل اختیار او در تشخیص قابل قبول بودن، ارتباط، موضوعیت یا ارزش هرگونه دلیل نیز می‌باشد.

ماده 20. محل داوری

طرفین آزادند که در مورد محل داوری توافق کنند. در صورت نبودن چنین توافقی محل داوری با توجه به اوضاع و احوال دعوی، من جمله سهولت (دسترسی) طرفین، توسط دیوان داوری تعیین می‌شود.

صرف نظر از مفاد بند (1) این ماده، دیوان داوری می‌تواند برای شور بین اعضاء استماع شهادت شهود،‌ کارشناسان طرفین، ‌یا بازرسی کالا و سایر اموال یا اسناد و مدارک،‌ در هر محلی که خود مقتضی بداند تشکیل یابد، ‌مگر طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

ماده 21. شروع جریان داوری

رسیدگی داوری در خصوص یک دعوای خاص، در تاریخی که درخواست ارجاع اختلاف به داوری به خوانده ابلاغ شده است شروع می‌شود مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

ماده 22. زبان

طرفین آزادند که در مورد زبان یا زبانهای مورد استفاده در رسیدگی داوری توافق نمایند. در صورت نبودن چنین توافقی، دیوان داوری در مورد زبان یا زبانهای مورد استفاده در داوری اتخاذ تصمیم می‌کند. توافق طرفین یا تصمیم دیوان داوری (در این مورد) شامل هرگونه لایحه مکتوب طرفین،‌ هرگونه جلسه رسیدگی یا (صدور) رأی، تصمیم یا سایر مراسلات دیوان داوری خواهد بود، مگر اینکه طور دیگری مقرر شده باشد.

دیوان داوری می‌تواند مقرر کند که ادله کتبی با ترجمه آنها به زبان یا زبانهایی که مورد توافق طرفین قرار گرفته یا خود دیوان داوری تعیین کرده،  همراه باشد.

ماده 23. دادخواست و دفاعیه

خواهان بایستی ظرف مهلتی که طرفین توافق کرده اند یا توسط دیوان داوری تعیین شده، واقعیاتی را که ادعای او را تأیید می‌کند، نکات مورد اختلاف و خواسته یا خسارت مورد درخواست را تقدیم نماید، خوانده نیز بایستی دفاعیات خود در خصوص موارد مذکور را (در مهلت مورد توافق یا تعیین شده توسط دیوان داوری) تسلیم کند، مگر این که طرفین در خصوص مندرجات (و عناوین) مقرر در درخواست و دفاعیه، طور دیگری توافق کرده باشند. طرفین  می‌توانند کلیه مدارکی را که مرتبط تشخیص می‌دهند و یا فهرست مدارک یا سایر ادله ای که در نظر دارند (بعداً) تسلیم نمایند، همراه با دادخواست یا دفاعیه خود تقدیم نمایند.

چنانچه بین طرفین ترتیب دیگری توافق نشده باشد هرکدام از آنها می توانند دادخواست یا دفاعیه خود را در طول رسیدگی داوری اصلاح یا تکمیل نمایند، مگر این که دیوان داوری مصلحت نداند که چنین اصلاحیه ای را با توجه به تأخیری که در تهیه آن رخ داده، بپذیرد.

ماده 24. جلسه رسیدگی و دادرسی به صورت کتبی

جز در مواردی که طرفین توافق دیگری کرده باشند دیوان داوری در خصوص این که آیا جهت ارایه  ادله یا استدلالات شفاهی،‌ جلسه رسیدگی شفاهی برگزار شود یا اینکه رسیدگی براساس مدارک و سایر موارد ادامه یابد، اتخاذ تصمیم خواهد کرد. مع الوصف در صورتی  که یکی از  طرفین در مقطع مناسبی از رسیدگی درخواست نماید،‌ دیوان داوری بایستی جلسه رسیدگی شفاهی را برگزار کند، مگر این که طرفین توافق کرده باشند که هیچ نوع جلسه رسیدگی شفاهی تشکیل نشود.

دیوان داوری بایستی قبل از تشکیل هرگونه جلسه رسیدگی  یا اجلاس دیوان به منظور بازرسی کالا یا سایر اموال یا مدارک، طرفین را طی اخطاریه ای مطلع نماید.

کلیه لوایح‌،‌ مدارک یا سایر اطلاعاتی که توسط یکی از طرفین به دیوان داوری تسلیم شده‌،‌ بایستی برای طرف مقابل نیز ارسال گردد. همچنین گزارش کاشناسی یا ارزیابی مدارک که ممکن است دیوان داوری هنگام اتخاذ تصمیم به آنها استناد نماید،‌ بایستی برای طرفین ارسال شود.

ماده 25. قصور هرکدام از طرفین

مگر در مواردی که توافق دیگری بین طرفین باشد، چنانچه بدون ارایه دلیل کافی:

الف. خواهان در تقدیم دادخواست خود براساس ماده 23 (1) کوتاهی نماید،‌ دیوان داوری رسیدگی را ختم خواهد کرد.

ب. خوانده در تقدیم دفاعیه خود براساس ماده 23 (1)، کوتاهی نماید،‌ دیوان داوری بدون اینکه این کوتاهی را فی نفسه،‌ به معنای قبول ادعاهای خواهان تلقی نماید،‌ رسیدگی را ادامه خواهد داد.

ج. هرکدام از طرفین از حضور در جلسه رسیدگی یا تهیه ادله مستند،  کوتاهی کند،‌ دیوان داوری می‌تواند دادرسی را ادامه داده و براساس مدارکی که نزد او است مبادرت به صدور رأی کند.

 

https://telegram.me/legallovers    

ماده 26. کارشناس منصوب از طرف دیوان داوری

دیوان داوری می‌تواند:

الف. جهت تقدیم گزارش در مورد موضوع خاصی که توسط دیوان داوری مشخص می‌شود، یک کارشناس یا بیشتر را تعیین نماید،

ب. مقرر نماید که هرکدام از طرفین هرگونه اطلاعات مرتبط را در اختیار کارشناس قرار دهد، یا موجبات دسترسی کارشناس به مدارک مربوط، کالا، یا سایر اموال را جهت انجام بازبینی (و کارشناسی) فراهم نماید،

مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

در صورتی که یکی از طرفین درخواست کند و یا خود دیوان داوری ضروری تشخیص دهد،‌ کارشناس بایستی پس از تقدیم گزارش کتبی یا شفاهی خود، در جلسه رسیدگی نیز شرکت کند. در جلسه مذکور، طرفین نیز این فرصت را خواهند داشت که از کارشناس سوالاتی بنماید و شاهد کارشناس خود را به منظور ادای شهادت در خصوص نکات مورد اختلاف، معرفی کنند، مگر این که طرفین به طور دیگری توافق کرده باشند.

ماده 27. مساعدت دادگاه برای تحصیل (جمع آوری) دلیل

دیوان داوری، یا هرکدام از طرفین با در دست داشتن موافقت دیوان داوری، می‌تواند از هر دادگاه صلاحیتدار این کشور درخواست کند که در مورد تحصیل (جمع آوری) دلیل مساعدت نماید. دادگاه می‌تواند در چارچوب صلاحیت خویش و با رعایت مقررات خود درباره تحصیل (جمع آوری) دلیل، این درخواست را (اجابت و) اجرا کند.

 

https://telegram.me/legallovers    

فصل ششم . صدور رأی و ختم دادرسی

ماده 28. قواعد قابل اعمال در مورد ماهیت اختلاف

دیوان داوری برحسب قواعد حقوقی که طرفین به عنوان قواعد قابل اعمال در مورد ماهیت اختلاف برگزیده اند، در خصوص اختلاف (دعوی) اتخاذ تصمیم خواهد کرد. هرگونه تعیین قانون یا سیستم حقوقی یک کشور مشخص، به عنوان ارجاع مستقیم به قوانین ماهوی آن کشور تلقی خواهد شد و نه قواعد حل تعارض آن، مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

در صورت عدم تعیین (قانون ماهوی) از جانب طرفین، دیوان داوری قانونی را اجرا خواهد کرد که به موجب قواعد حل تعارضی که خود مناسب تشخیص داده، تعیین می‌گردد.

دیوان داوری صرفاً درصورتی براساس عدل و انصاف (ex acque et bono) یا به عنوان میانجیگری دوستانه (amiable compositure) اتخاذ تصمیم می‌کند که طرفین صراحتاً چنین اجازه ای به او داده باشند.

دیوان داوری، در کلیه موارد براساس شرایط قرارداد اتخاذ تصمیم خواهد کرد، و عرف بازرگانی قابل اجرا در معامله مربوط را مورد نظر قرار خواهد داد.

ماده 29. اخذ تصمیم توسط هیأت داوران

در دادرسی‌هایی که توسط بیش از یک داور صورت می‌گیرد، هر تصمیم دیوان داوری بایستی با اکثریت کلیه اعضای دیوان داوری اتخاذ شود، مگر طرفین طور دیگری توافق کرده باشند. مع ذلک، موضوعات مربوط به آیین دادرسی توسط داور رییس (سرداور) مورد تصمیم قرار می‌گیرد،‌ مشروط بر این که طرفین یا کلیه اعضای دیوان داوری چنین اجازه ای داده باشند.

ماده 30 . سازش

چنانچه طرفین در جریان دادرسی،‌ اختلافات خود را از طریق سازش حل کنند، دیوان داوری رسیدگی را ختم خواهد نمود،‌و چنانچه طرفین تقاضا نمایند و مورد اعتراض دیوان داوری (نیز) نباشد،‌ موافقت نامه سازش را به صورت رأی داوری براساس شرایط مرضی الطرفین (صادر و) ثبت می‌نماید.

رأی براساس شرایط مرضی الطرفین بایستی مطابق مقررات ماده 31 صادر شود و تصریح گردد که رأی به شمار می‌رود. چنین رأیی همان وضعیت و اثری را دارد که هر رأی ماهوی دیگری دارااست.

ماده 31. شکل و محتوی رأی

رأی بایستی به صورت کتبی بوده و به امضای داور یا داوران برسد. در رسیدگی داوری توسط بیش از یک داور، امضای اکثریت کلیه اعضای دیوان داوری کافی خواهد بود،‌ مشروط بر اینکه علت امضای محذوف تصریح شود.

کلیه دلایلی که رأی مبتنی بر آن است بایستی در متن رأی آورده شود،‌ مگر اینکه طرفین توافق کرده باشند که دلایل رأی ذکر نشود یا رأی براساس شرایط مرضی الطرفین به موجب ماده 30 صادر شده باشد.

رأی بایستی حاوی تاریخ و محل داوری که مطابق ماده 20 (1) تعیین شده، (نیز) باشد. رأی،‌ صادر شده در همان محل محسوب می گردد.

پس از امضای رأی، رونوشت آن که مطابق بند (1) این ماده توسط داوران امضا شده، بایستی به هرکدام از طرفین تسلیم شود.

ماده32. ختم رسیدگی

رسیدگی داوری به موجب رأی نهایی یا به موجب دستور دیوان داوری که مطابق بند (2) این ماده صادر می‌شود، ‌ختم می‌گردد.

دیوان داوری در موارد زیر،‌ دستور ختم رسیدگی داوری را مصادره می‌نماید:‌

الف. ‌خواهان دعوای خود را مسترد کن، مگر اینکه خوانده نسبت آن اعتراض نماید و دیوان داوری و نیز برای او منافع مشروع و موجهی به حل و فصل نهایی اختلاف، تشخیص دهد.

ب. طرفین در مورد ختم رسیدگی توافق کنند .

ج. دیوان داوری ادامۀ  رسیدگی را به هر دلیل دیگری، غیر لازم یا غیر ممکن یابد.

3- با توجه و رعایت مقررات مواد 33 و 34 (4) یا ختم رسیدگی، وظیفه دیوان داوری (نیز) پایان می‌پذیرد.

ماده 33. اصلاح و تفسیر رأی، رأی الحاقی

مشروط براینکه مهلت دیگری بین طرفین توافق نشده باشد،‌ ظرف سی روز پس از دریافت رأی:

الف. هرکدام از طرفین، می‌تواند ضمن ارسال اخطاریه به طرف دیگر،  از دیوان داوری درخواست کند که هرگونه اشتباه در محاسبه، املاء یا (تحریر و) ماشین نویسی یا اشتباهات مشابه در رأی را اصلاح نماید.

ب. چنانچه بین طرفین توافق شده باشد، هرکدام از ایشان می‌تواند با ارسال اخطاریه به طرف دیگر،‌ از دیوان داوری درخواست کند که نکته مشخص یا قسمتی از رأی را تفسیر کند.

چنانچه دیوان داوری چنین تقاضاهایی را موجه تشخیص دهد، اصلاح یا تفسیر (لازم) را ظرف 30 روز از وصول درخواست،‌ به عمل خواهد آورد. تفسیر رأی جزیی از آن محسوب می‌شود.

هرکدام ا ز طرفین  می‌تواند ضمن ارسال اخطاریه برا ی طرف دیگر،‌ ظرف سی روز از تاریخ دریافت رأی از دیوان داوری تقاضا کند که نسبت به ادعاهایی که اقامه کرده ولی در رأی مسکوت مانده است، رأی الحاقی صادر نماید، مگر اینکه بین طرفین طور دیگری توافق شده باشد. چنانچه دیوان داوری این درخواست را موجه تشخیص دهد، ظرف 60 روز نسبت به صدور رأی الحاقی اقدام می‌نماید.

دیوان داوری می‌تواند در صورت لزوم،‌مهلتی را که ظرف آن بایستی رأیی را مطابق بند 1 یا 3 این ماده اصلاح یا تفسیر کند یا رأی الحاقی صادر نماید، تمدید کند.

مقررات ماده 31 در مورد اصلاح،  تفسیر یا رأی الحاقی لازم الاجرا است.

فصل هفتم. اعتراض به رأی

ماده 34. درخواست ابطال، به منزله تنها (وسیله ) اعتراض به رأی

مراجعه به هر دادگاهی برای اعتراض به رأی داوری صرفاً به صورت درخواست ابطال آن مطابق بندهای 2و 3 این ماده ممکن است.

رأی داوری ممکن است صرفاً در موارد زیر توسط دادگاه مندرج در ماده 6 ابطال شود:

الف. طرفی که چنین درخواستی می‌نماید، دلایلی ارایه نماید که:

یک. طرف (او در) موافقت نامه داوری مذکور در ماده 7، فاقد پاره ای اهلیت های لازم بوده است،‌ یا موافقت نامه مذکور به موجب قانونی که طرفین حاکم بر آن دانسته اند، یا در صورتی که چنین قانونی تعیین نشده باشد، به موجب قانون، این کشور معتبر نیست، یا

دو. طرفی که چنین درخواستی می‌نماید،‌ در مورد تعیین هر داور یا رسیدگی داوری اخطاریه صحیحی دریافت نکرده باشد،‌ یا به هر جهت دیگری قادر به ارایه (و اقامه) دعوایش نشده باشد،

سه. رأی نسبت به اختلافی که به موجب شرط رجوع به داوری مورد نظر نبوده یا در چارچوب شرایط مذکور نمی‌گنجد وارد رسیدگی شده،‌ یا حاوی تصمیم درباره موضوعی باشد که خارج از قلمرو (شرط) رجوع به داوری است، مشروط بر اینکه، اگر تصمیم متخذه نسبت به موضوعات ارجاع شده به داوری از موضوعاتی که ارجاع نشده قابل تفکیک باشد، بتوان آن قسمت از رأی را که حاوی تصمیم درباره موضوعاتی است که به داوری ارجاع نشده ابطال کرد، یا

چهار. ترکیب دیوان داوری یا آیین (دادرسی) داوری مطابق موافقت نامه (داوری) نباشد، مگر اینکه موافقت نامه مذکور با یکی از مقررات این قانون که طرفین نمی توانند از آن عدول نمایند در تعارض باشد، و یا اگر موافقت نامه ای  وجود نداشته باشد (ترکیب دیوان داوری یا آیین دادرسی داوری) مطابق مفاد این قانون نبوده باشد، یا

ب. دادگاه احراز کند که:

یک. موضوع اصلی اختلاف، به موجب قوانین این کشور قابل حل و فصل از طریق داوری نیست، یا

دو. رأی (داوری) مخالف نظم عمومی‌این کشور است.

درخواست ابطال (رأی) پس از انقضای سه ماه از تاریخ دریافت آن توسط طرفی که چنین درخواستی می‌نماید،‌ یا چنانچه براساس ماده 33 تقاضایی شده باشد (ظرف 3 ماه ) از تاریخی که در مورد تقاضای  مذکور توسط دیوان داوری تعیین تکلیف شده، مسموع نیست.

داد گاه می‌تواند، در مواردی که از او تقاضای ابطال رأی داوری شده، در صورت اقتضا و درخواست یکی از طرفین، به منظور ایجاد فرصت برای دیوان داوری جهت از سرگیری رسیدگی یا سایر اقدامات مشابه که به نظر دیوان داوری دلایل ابطال را منتفی می‌سازد،  رسیدگی به تقاضای مذکوررا برای مدتی که خود تعیین می‌کند،  معلق نماید.

 

https://telegram.me/legallovers    

فصل هشتم. شناسایی و اجرای آرای (داوری)

ماده 35. شناسایی و اجرا

رأی داوری، صرف نظر از کشوری که در (قلمرو) آن صادر شده،‌بایستی لازم الاجرا شناخته شود، و در صورت تقاضای کتبی از دادگاه صلاحیتدار، با رعایت مفاد این ماده و ماده 36 قانون حاضر، به مورد اجرا گذارده خواهد شد.

طرفی که به رأی استناد می‌کند یا درخواست اجرای آن را می‌کند،‌ بایستی نسخه اصل رأی را که به طور کامل تایید شده یا کپی تصدیق شده آن را همراه با نسخه اصل موافقت نامه داوری مذکور در ماده 7 یا نسخه تصدیق شده آن تسلیم نماید. چنانچه رأی یا موافقت نامه به زبان رسمی‌این کشور نباشد، بایستی ترجمه کاملاً مصدق آنها به زبان رسمی‌مذکور را نیز تسلیم کند.[1]

 

 

ماده 36. موارد عدم شناسایی یا عدم اجرا

(تقاضای) شناسایی یا اجرای رأی داوری را،‌ صرف نظر از کشوری که در آنجا صادر شده،‌ صرفاٌ  در موارد زیر می‌توان رد کرد:

الف. به درخواست طرفی که علیه او (به رأی) استناد شده، مشروط بر اینکه طرف مذکور به دادگاه صلاحیتداری که درخواست شناسایی یا اجرا از او به عمل آمده،‌ ادله ای ارایه کند که:

یک. طرف (او در) موافقت نامه داوری مندرج در ماده 7، از بعضی جهات فاقد اهلیت (لازم) بوده است، یا موافقت نامه مذکور،‌ به موجب قوانینی که حسب توافق ایشان،‌ موافقت نامه مشمول آن بوده یا در صورت عدم تعیین قانون حاکم به موجب قانون کشوری که رأی در قلمرو آن صادر شده،‌ معتبر نباشد، یا

دو. طرفی که علیه او به رأی استناد شده، به طور صحیح از تعیین داور (ها) یا جریان رسیدگی داوری مطلع نشده و یا به هر علت دیگری قادر به ارایه ادعاهای خود نشده باشد.

سه. رأی نسبت به اختلافی که به موجب شرایط رجوع به داوری مورد نظر بوده یا در چارچوب شرایط مذکور نمی‌گنجد، وارد رسیدگی شده یا حاوی تصمیم درباره موضوعی باشد که خارج از قلمرو (شرط) رجوع به داوری است، مشروط بر اینکه، اگر تصمیم متخذه نسبت به موضوعات ارجاع شده به داوری از موضوعات ارجاع نشده،‌ قابل تفکیک باشد، بتوان آن قسمت رأی را که حاوی تصمیماتی در مورد موضوعات ارجاع شده به داوری است،‌ شناسایی و اجرا نمود، ‌یا

چهار. ترکیب دیوان داوری یا آیین (دادرسی) داوری مطابق موافقت نامه فیمابین طرفین نبوده باشد،‌ یا در صورت نبود چنین قانونی، مطابق قانون کشور محل انجام داوری نباشد، یا

پنج. رأی داوری هنوز نسبت به طرفین الزام آور نشده باشد، یا توسط دادگاه کشوری که در آن صادر شده یا طبق قانونی که به موجب آن صادر گردیده، ابطال یا معلق شده باشد، یا

ب. در صورتی که دادگاه احراز کند که:

یک. موضوع اصلی اختلاف به موجب قوانین این کشور از طریق داوری قابل حل و فصل نیست ، یا

دو. شناسایی یا اجرای رأی،‌ برخلاف نظم عمومی‌این کشور خواهد بود.

2- اگر از دادگاه مذکور در بند یک ـ «الف» ـ پنج،  این ماده درخواست موقوف الاجرا شدن یا تعلیق رأی داوری شده باشد،‌ دادگاهی که از  او تقاضای شناسایی یا اجرای رأی به عمل آمده،‌ در صورتی که مصلحت تشخیص دهد می‌تواند تصمیم خود را به تأخیر اندازد و همچنین می‌تواند در صورت درخواست متقاضی شناسایی یا اجرای رأی،‌ مقرر نماید که طرف مقابل تأمین مناسب بسپرد.

 

https://telegram.me/legallovers    

———————–

۱. منظور از شرایط مقرر در این بند آن است که حداکثر ضوابط پیش بینی شده باشد، لذا چنانچه کشوری شرایط سهل تری در این خصوص وضع نماید،‌ منافاتی با هماهنگی مورد نظر از این قانون نمونه،‌نخواهد داشت

قانون داوری تجاری بین المللی

 

https://telegram.me/legallovers    
‌فصل اول - مقررات عمومی
‌ماده 1 - تعاریف و قواعد تفسیر
‌تعریف اصطلاحاتی که در این قانون به کار رفته است به قرار ذیل می‌باشد:
‌الف - " داوری " عبارت است از رفع اختلاف بین متداعیین در خارج از دادگاه بوسیله
شخص یا اشخاص حقیقی یا حقوقی مرضی‌الطرفین و یا‌انتصابی.
ب - داوری بین‌المللی عبارتست از اینکه یکی از طرفین در زمان انعقاد موافقتنامه
داوری به موجب قوانین ایران تبعه ایران نباشد.
ج - " موافقتنامه داوری" توافقی است بین طرفین که به موجب آن تمام یابعضی از
اختلافاتی که در مورد یک یا چند رابطه حقوقی معین اعم از‌قراردادی یا غیر قراردادی
به وجود آمده یا ممکن است پیش آید، به داوری ارجاع می‌شود. موافقتنامه داوری ممکن
است به صورت شرط داوری در‌قرارداد و یا به صورت قرارداد جداگانه باشد.
‌د - " داور" اعم از داور واحد و یا هیات داوران است.
ه- منظور از "‌دادگاه" در این قانون یکی از دادگاههای تشکیلات قضایی جمهوری اسلامی
ایران می‌باشد.
‌و - در هر موردی که در این قانون به توافق موجود بین طرفین یا توافقی که بعد حاصل
شود اشاره شده باشد، مراتب مشمول مقررات داوری مصرحه در‌آن توافق نیز خواهد بود.

‌ماده 2 - قلمرو اجرا
1- داوری اختلافات در روابط تجاری بین‌المللی اعم از خرید و فروش کالا و خدمات،
حمل و نقل، بیمه، امور مالی، خدمات مشاوره‌ای،‌سرمایه‌گذاری، همکاریهای فنی،
نمایندگی، حق‌العمل‌کاری، پیمانکاری و فعالیتهای مشابه مطابق مقررات این قانون
صورت خواهد پذیرفت.
2- کلیه اشخاصی که اهلیت اقامه دعوا دارند می‌توانند داوری اختلافات تجاری
بین‌المللی خود را اعم از اینکه درمراجع قضایی طرح شده یا نشده‌باشد و در صورت طرح
در هر مرحله که باشد با تراضی، طبق مقررات این قانون به داوری ارجاع کنند.

‌ماده 3 - ابلاغ اوراق و اخطاریه‌ها
‌در صورتی که بین طرفین راجع به نحوه و مرجع ابلاغ اوراق مربوط به داوری توافقی
صورت نگرفته باشد، به یکی از طرق ذیل عمل خواهد شد:
‌الف - در داوری سازمانی، نحوه و مرجع ابلاغ مطابق مقررات سازمان مزبور خواهد بود.
ب - داور می‌تواند راسا" نحوه ومرجع ابلاغ را مشخص کند و بر اساس آن اوراق داوری
را برای طرفین ارسال دارد.
ج - متقاضی داوری می‌تواند درخواست ارجاع امر به داوری را از طریق نامه سفارشی دو
قبضه ، پیام تصویری، تلکس و تلگرام و اظهارنامه و نظایر آن‌برای طرف دیگر ارسال
دارد ، درخواست مزبور وقتی ابلاغ شده محسوب می‌شود که :
1 - وصول آن به مخاطب محرز باشد.
2 - مخاطب بر طبق مفاد درخواست اقدامی کرده باشد.
3 - مخاطب نفیاً یا اثباتاً پاسخ مقتضی داده باشد.

‌ماده 4 - شروع جریان داوری
‌الف - داوری از زمانی شروع می‌شود که درخواست داوری براساس مفاد ماده (3) این
قانون به خوانده داوری ابلاغ شده باشد، مگراینکه طرفین به نحو‌دیگری توافق کرده
باشند.
ب - جز در مواردی که ترتیب دیگری بین طرفین مقرر شده باشد، درخواست داوری باید
حاوی نکات ذیل باشد:
1 - درخواست ارجاع اختلاف به داوری.
2 - نام و نشانی طرفین.
3 - بیان ادعا و خواسته آن.
4 - شرط داوری و یا موافقتنامه داوری.
‌درخواست داوری ممکن است حاوی اطلاعاتی در مورد تعداد داوران و چگونگی انتخاب آنان
به شرح مذکور درفصل سوم این قانون و همچنین راجع‌به موافقتنامه‌ها، قراردادها و یا
وقایعی که موجب بروز اختلاف شده است، باشد.

‌ماده 5 - انصراف از حق ایراد
‌در صورتی که هریک از طرفین باعلم به عدم رعایت مقررات غیرآمره این قانون و یا
شرایط قابل عدول موافقتنامه داوری، داوری را ادامه دهد و ایراد‌خود را فورا" و یا
در مهلتی که به این منظور تعیین شده است، اقامه نکند، چنین تلقی خواهد شد که از حق
ایراد صرف نظر کرده است.

‌ماده 6 - مرجع نظارتی
1 - انجام وظایف مندرج در ماده (9)، بندهای (3) و (4) ماده (11) بند (3) ماده (13)
، بند (1) ماده (14) ، بند (3) ماده (16) ، ماده (33) و ماده (35)‌به عهده دادگاه
عمومی واقع در مرکز استانی است که مقر داوری در آن قرار دارد، وتازمانی که مقر
داوری مشخص نشده، به عهده دادگاه عمومی تهران‌است.
‌تصمیمات دادگاه دراین موارد قطعی و غیرقابل اعتراض است.
2- در داوری‌های سازمانی انجام وظایف مندرج در بندهای (2) و (3) ماده (11) بند (3)
ماده (13) وبند (1) ماده (14) به عهده سازمان داوری مربوط‌است.

‌فصل دوم - موافقتنامه داوری

‌ماده 7 - شکل موافقتنامه داوری
‌موافقتنامه داوری باید طی سندی به امضای طرفین رسیده باشد، یا مبادله نامه، تلکس،
تلگرام، یانظایر آنها بر وجود موافقتنامه مزبور دلالت نماید. یا‌یکی از طرفین طی
مبادله درخواست یا دفاعیه، وجود آنرا ادعا کند و طرف دیگر عملا" آنرا قبول نماید.
ارجاع به سندی در قرارداد کتبی که متضمن‌شرط داوری باشد نیز به منزله موافقتنامه
مستقل داوری خواهد بود.

‌ماده 8 - موافقتنامه داوری و دعوای مطروحه نزد دادگاه
‌دادگاهی که دعوای موضوع موافقتنامه داوری نزد آن اقامه شده است باید درصورت
درخواست یکی از طرفین تا پایان اولین جلسه دادگاه، دعوای‌طرفین را به داوری احاله
نماید، مگر اینکه احراز کند که موافقتنامه داوری باطل و ملغی‌الاثر یا غیر قابل
اجرا می‌باشد.
‌طرح دعوا در دادگاه مانع شروع و یا ادامه جریان رسیدگی داوری و صدور رای داوری
نخواهد بود.

‌ماده 9 - موافقتنامه داوری و قرار تامین یا دستور موقت
‌هریک از طرفین، قبل یا حین رسیدگی داوری می‌تواند از رییس دادگاه موضوع ماده (6)
صدور قرار تامین و یا دستور موقت را درخواست نماید.
‌فصل سوم - ترکیب هیات داوری

‌ماده 10 - تعداد داوران
‌تعیین تعداد داوران بر عهده طرفین اختلاف است. در صورت عدم تعیین، هیات داوری
مرکب از سه عضو خواهد بود.

‌ماده 11 - تعیین داوران
1 - طرفهای اختلاف می‌توانند با توجه و رعایت مقررات بندهای (3) و (4) این ماده در
مورد روش تعیین داور توافق نمایند. طرف ایرانی نمی‌تواند‌مادامی که اختلاف ایجاد
نشده است به نحوی از انحا ملتزم شود که در صورت بروز اختلاف حل آنرا به داوری یک
یا چند نفر مرجوع نماید که آن‌شخص یااشخاص دارای همان تابعیتی باشند که طرف یا
اطراف وی دارند.
2 - در صورت نبودن چنین توافقی به ترتیب زیر اقدام خواهد شد:
‌الف - برای تعیین هیات داوری، هرطرف داور خود را انتخاب می‌کند و داوران منتخب،
سرداور راتعیین خواهند کرد. چنانچه یکی از طرفین ظرف سی(30) روز از تاریخ شروع
داوری، داور خود را تعیین و قبولی وی را تحصیل نکند یا اگر داوران منتخب نتوانند
ظرف سی (30) روز از تاریخ انتخاب در‌مورد سرداور توافق و قبولی وی را تحصیل
نمایند، بنا به تقاضای یکی از طرفین حسب مورد تعیین داور طرف ممتنع یا سرداور طبق
مقررات ماده (6)‌صورت خواهد گرفت.
ب - در داوری یک نفره، اگر طرفین نتوانند در مورد انتخاب داور به توافق برسند،
داور بنابه تقاضای یکی ازطرفین توسط مرجع موضوع ماده (6) تعیین‌خواهد شد.
3 - هرگاه براساس روش تعیین داور که مورد توافق طرفین قرار گرفته است، یکی ازطرفین
اقدام ننماید یا طرفین و یا داوران منتخب به توافق نرسند ویا‌اینکه شخص ثالث، اعم
از حقیقی یاحقوقی به وظیفه‌ای که دراین خصوص به وی محول شده است، عمل ننماید،
هرکدام ازطرفین می‌تواند برای اتخاذ‌تصمیم به مرجع موضوع ماده (6) مراجعه نماید
مگراینکه طریق دیگری مورد توافق طرفین قرار گرفته باشد.
4- مقام ناصب باید کلیه شرایطی راکه طرفین در موافقتنامه برای تعیین " داور" مقرر
داشته‌اند رعایت نموده واستقلال و بی‌طرفی " داور" راملحوظ‌نماید. در هر صورت
سرداور را باید از اتباع کشور ثالث انتخاب نماید و داور طرف ممتنع از بین اتباع
کشور طرف دیگر منصوب نخواهد شد.
5 - هرگاه در موافقتنامه داوری طرفین ملتزم شده باشند که در صورت بروز اختلاف شخص
یا اشخاص معینی داوری نمایند و آن شخص و یا اشخاص‌نخواهند یا نتوانند به عنوان
داور رسیدگی کنند، موافقتنامه داوری ملغی‌الاثر خواهد بود مگر آنکه طرفین به داوری
شخص یا اشخاص دیگری تراضی‌کنند یا به نحوی دیگر توافق کرده باشند.
6- در مواردی که داوری بیش از دو طرف داشته باشد و طرفها به‌نحو دیگری توافق
ننموده باشند هیات داوری به‌ترتیب زیر تعیین خواهد شد:
‌الف - خواهان یک داور تعیین خواهد کرد و در صورت تعدد، خواهانها مشترکا" یک داور
تعیین خواهند کرد. داور خوانده یا خواندگان نیز به همین‌روش تعیین می‌شود.
‌چنانچه خواهانها یا خواندگان در مورد داور خود به توافق نرسند داور هریک از طرفین
( خواهانها یا خواندگان) بوسیله مرجع موضوع ماده (6) تعیین‌خواهد شد.
ب - تعیین سرداور بر عهده داوران منتخب است و در صورتی که به توافق نرسند سرداور
توسط مرجع موضوع ماده(6) تعیین می‌شود.
ج - هرگاه در مورد خواهان یا خوانده بودن یک یا چند طرف داوری،‌اختلاف باشد هیات
داوری مرکب از سه نفر به انتخاب مرجع موضوع ماده (6)‌خواهد بود.
‌د - سایر موارد در داوریهای چندجانبه از جمله جرح و قصور تابع مقرراتی است که
برای داوریهای دو جانبه مقرر شده است.

 

https://telegram.me/legallovers    

‌ماده 12 - موارد جرح داور
1 - "‌داور" در صورتی قابل جرح است که اوضاع و احوال موجود باعث تردیدهای موجهی در
خصوص بی‌طرفی و استقلال او شود، و یا اینکه واجد‌اوصافی که مورد توافق و نظر طرفین
بوده است، نباشد. هر طرف صرفا" به استناد عللی که پس از تعیین " داور" از آنها
مطلع شده، می‌تواند داوری را که‌خود تعیین کرده و یا در جریان تعیین او مشارکت
داشته است، جرح کند.
2 - شخصی که به عنوان داور مورد پیشنهاد قرار می‌گیرد، باید هرگونه اوضاع و احوالی
را که موجب تردید موجه در مورد بی‌طرفی و استقلال او‌می‌شود، افشا نماید. "‌داور"
باید از موقع انتصاب به عنوان "‌داور" و در طول جریان داوری نیز بروز چنین اوضاع و
احوالی را بدون تاخیر به طرفین اطلاع‌دهد، مگر اینکه قبلا" آنان را از اوضاع و
احوال مذکور مطلع نموده باشد.

‌ماده 13 - تشریفات جرح
1 - طرفین می‌توانند در مورد تشریفات جرح "‌داور" توافق نمایند.
2 - در صورت نبودن چنین توافقی، طرفی که قصد جرح "‌داور" را دارد باید ظرف (15)
روز از تاریخ اطلاع از تشکیل "‌داوری" یا اطلاع از هر گونه‌اوضاع و احوال مذکور در
بند (1) ماده (13) دلایل جرح را طی لایحه‌ای به "‌داور" اعلام کند. "‌داور" در
مورد جرح اتخاذ تصمیم می‌کند، مگر اینکه"‌داور" مورد جرح از سمت خود کناره‌گیری
کند و یا طرف مقابل نیز جرح را بپذیرد.
3 - جرحی که با رعایت تشریفات بندهای (1) و (2) این ماده به عمل آمده است اگر مورد
قبول قرار نگیرد، طرفی که "‌داور" را جرح کرده می‌تواند ظرف‌سی(30) روز پس از
دریافت اخطاریه حاوی تصمیم مربوط به رد جرح، از مرجع موضوع ماده (6) درخواست نماید
که نسبت به جرح، رسیدگی و‌اتخاذ تصمیم کند. مادام که چنین درخواستی تحت رسیدگی است
"‌داور" می‌تواند جریان داوری را ادامه داده و رای نیز صادر کند.

‌ماده 14 - قصور و یا عدم امکان انجام وظیفه
1 - اگر یک داور به موجب قانون یا عملا قادر به انجام وظایف خود نباشد و یا بنابه
علل دیگری موفق به انجام وظایفش بدون تاخیر موجه نشود،‌مسوولیت وی خاتمه می‌یابد.
چنانچه در تحقق موارد مذکور بین طرفین اختلاف باشد هریک از آنها می‌تواند از مرجع
مذکور در ماده (6) درخواست‌کند که در مورد ختم ماموریت " داور" مزبور اتخاذ تصمیم
نماید.
2 - صرف کناره‌گیری و یا موافقت طرف دیگر یا ختم ماموریت " داور"، به معنای قبول
اعتبار و صحت دلایل جرح، قصور، یا عدم قدرت برانجام‌وظیفه نخواهد بود.

‌ماده 15 - تعیین داور جانشین
‌هرگاه ماموریت یک "‌داور" به موجب مواد (13)‌یا(14) یا به علت کناره‌گیری، یا به
لحاظ توافق طرفین در خصوص لغو ماموریت او و یا به جهات و‌دلایل دیگری خاتمه پذیرد
"‌داور" جانشین مطابق مقررات حاکم بر تعیین داوری که تغییر یافته است، تعیین
می‌شود.
‌فصل چهارم - صلاحیت "‌داور"

‌ماده 16 - اتخاذ تصمیم در مورد صلاحیت
1 - "‌داور" می‌تواند در مورد صلاحیت خود و همچنین درباره وجود و یا اعتبار
موافقتنامه داوری اتخاذ تصمیم کند. شرط داوری که به صورت جزیی از‌یک قرارداد باشد
از نظر اجرای این قانون به عنوان موافقتنامه‌ای مستقل تلقی می‌شود، تصمیم "‌داور"
در خصوص بطلان و ملغی‌الاثر بودن قرارداد‌فی‌نفسه به منزله عدم اعتبار شرط داوری
مندرج در قرارداد نخواهد بود.
2 - ایراد به صلاحیت "‌داور" نباید موخر از تسلیم لایحه دفاعیه باشد. صرف تعیین
"‌داور" و یا مشارکت در تعیین وی توسط هریک از طرفین مانع از‌ایراد صلاحیت نخواهد
بود ایراد به خروج "‌داور" از حدود صلاحیت در جریان رسیدگی داوری باید به محض بروز
آن عنوان شود "‌داور" می‌تواند در هر‌کدام ازموارد مذکور، ایراد خارج ازموعد را
نیز بپذیرد، مشروط برآنکه تاخیر را موجه تشخیص دهد.
3 - در صورت ایراد به اصل صلاحیت و یا به وجود و یا اعتبار موافقتنامه داوری ( جز
در صورتی که طرفین به نحو دیگر توافق کرده باشند)"‌داور" باید‌به عنوان یک امر
مقدماتی، قبل از ورود به ماهیت دعوی نسبت به آن اتخاذ تصمیم کند، اتخاذ تصمیم در
مورد ایراد خروج "‌داور" از حدود صلاحیت که‌سبب آن در حین رسیدگی حادث شود ممکن
است در ضمن رای ماهوی به عمل آید. چنانچه "‌داور" به عنوان یک امر مقدماتی به
صلاحیت خود نظر‌بدهد، هریک از طرفین می‌تواند ظرف سی (30) روز پس از وصول ابلاغیه
آن از دادگاه مندرج در ماده (6) درخواست کند که نسبت به موضوع رسیدگی‌و اتخاذ
تصمیم نماید. مادام که درخواست مزبور در دادگاه تحت رسیدگی است "‌داور" می‌تواند
به رسیدگی خود ادامه دهد و رای نیز صادر کند.

‌ماده 17 - اختیار "‌داور" برای صدور دستور موقت
"‌داور" می‌تواند در امور مربوط به موضوع اختلاف که محتاج به تعیین تکلیف فوری
است، به درخواست هرکدام از طرفین دستور موقت صادر نماید،‌مگر آنکه طرفین به نحو
دیگری توافق کرده باشند "‌داور" می‌تواند مقرر نماید که متقاضی تامینی مناسب
بسپارد. در هر دو صورت چنانچه طرف دیگر‌تامینی بدهد که متناسب با موضوع دستور موقت
باشد " داور" از دستور موقت رفع اثر خواهد کرد.
‌فصل پنجم - نحوه رسیدگی داوری

‌ماده 18 - رفتار مساوی با طرفین
‌رفتار با طرفین باید به نحو مساوی باشد و به هر کدام از آنان فرصت کافی برای طرح
ادعا یا دفاع و ارایه دلایل داده شود.

‌ماده 19 - تعیین قواعد رسیدگی
1 - طرفین می‌توانند به شرط رعایت مقررات آمره این قانون در مورد آبین رسیدگی
داوری توافق نمایند.
2 - در صورت نبودن چنین توافقی "‌داور" با رعایت مقررات این قانون، داوری را به
نحو مقتضی اداره و تصدی می‌نماید. تشخیص ارتباط، موضوعیت‌و ارزش هرگونه دلیل بر
عهده "‌داور" است.

‌ماده 20 - محل داوری
1 - داوری در محل مورد توافق طرفین انجام می‌شود. در صورت عدم توافق ، محل داوری
با توجه به اوضاع و احوال دعوا، و سهولت دسترسی‌طرفین، توسط "‌داور" تعیین می‌شود.
2 - "‌داور" می‌تواند برای شور بین اعضا ، استماع شهادت شهود و کارشناسان طرفین،
یا بازرسی کالا و سایر اموال و یا اسناد و مدارک، در هر محلی که‌خود مقتضی بداند
تشکیل جلسه دهد، مگر طرفین به نحو دیگری توافق کرده باشند.

‌ماده 21 - زبان
‌طرفین می‌توانند در مورد زبان یا زبانهای مورد استفاده در رسیدگی داوری توافق
نمایند. در غیر این صورت "‌داور" زبان یا زبانهای مورد استفاده در داوری‌را تعیین
می‌کند. توافق طرفین یا تصمیم "‌داور" در این مورد شامل هرگونه لایحه ، مدرک و
دلیل طرفین، مذاکرات جلسات رسیدگی، مراسلات "‌داور" و‌صدور رای خواهد بود.

‌ماده 22 - درخواست و دفاعیه
1 - خواهان باید ظرف مهلتی که طرفین توافق کرده‌اند یا توسط "‌داور" تعیین شده
است، تعهدات یا جهات دیگری که به موجب آن خود را مستحق‌می‌داند، همچنین نکات مورد
اختلاف و خواسته یا خسارت مورد درخواست را ارایه کند، و خوانده نیز باید دفاعیه
خود در خصوص موارد مذکور را‌ظرف مهلت مورد توافق یا تعیین شده توسط "‌داور" تسلیم
کند.
‌طرفین می‌توانند کلیه مدارکی را که مرتبط تشخیص می‌دهند و یا فهرست مدارک یا سایر
ادله‌ای که درنظر دارند بعدا" تسلیم کنند همراه با درخواست یا‌دفاعیه خود تقدیم
دارند.
2 - چنانچه بین طرفین ترتیب دیگری مقرر نشده باشد، هریک از آنها می‌تواند دادخواست
یا دفاعیه خود را در طول رسیدگی داوری اصلاح یا تکمیل‌کند، مگر آنکه "‌داور" چنین
اصلاح یا تکمیلی را به علت تاخیر یا تبعیض نسبت به طرف دیگر مجاز تشخیص ندهد.

‌ماده 23 - جلسه استماع و رسیدگی
1 - تشخیص لزوم تشکیل جلسه برای ارایه ادله و توضیحات بر عهده "‌داور" است لکن در
صورتی که یکی از طرفین در زمان مناسب درخواست‌تشکیل جلسه نماید، برگزار نمودن جلسه
استماع الزامی است مگر اینکه طرفین به نحو دیگری توافق کرده باشند.
2 - "‌داور" باید تشکیل هرگونه جلسه استماع و یاجلسه رسیدگی برای بازرسی کالا و یا
سایر اموال و یا مدارک طرفین را تا مهلت کافی به طرفین ابلاغ‌کند.
3 - کلیه لوایح، مدارک یا سایر اطلاعاتی که توسط یکی از طرفین به "‌داور" تسلیم
شده و همچنین گزارش کارشناسی یا ارزیابی با مدارکی که ممکن‌است، "‌داور" هنگام
اتخاذ تصمیم به آنها استناد کند، باید برای طرفین ابلاغ شود.

‌ماده 24 - قصور هرکدام از طرفین
1 - چنانچه خواهان بدون عذر موجه در تقدیم درخواست قصور کند، "‌داور" قرار ابطال
درخواست داوری را صادر خواهد کرد.
2 - در صورتی که خوانده بدون عذر موجه در تقدیم دفاعیه قصور کند "‌داور" رسیدگی را
ادامه خواهد داد، بدون اینکه کوتاهی مزبور فی‌نفسه به معنای‌قبول ادعای خواهان
توسط خوانده تلقی شود.
3 - اگر هر یک از طرفین از حضور در جلسه استماع و یا ارایه ادله مورد استناد خویش
خودداری کند "‌داور" می‌تواند رسیدگی را ادامه دهد و براساس‌مدارک موجود به صدور
رای مبادرت کند.

 

https://telegram.me/legallovers    

‌ماده 25 - ارجاع امر به کارشناس
"‌داور" می‌تواند در مواردی که لازم بداند موضوع را به کارشناسی ارجاع و مقرر کند
که هر کدام از طرفین هرگونه اطلاعات مرتبط را در اختیار کارشناس‌قرار دهد و موجبات
دسترسی وی را به مدارک مربوط، کالا، یا سایر اموال برای انجام بازبینی فراهم آورد،
مگر اینکه طرفین به نحو دیگری توافق کرده‌باشند.
‌در صورت درخواست یکی از طرفین و یا در صورتی که "‌داور" لازم بداند کارشناس باید
پس از تقدیم گزارش کتبی، در جلسه استماع نیز شرکت کند و به‌سوالات پاسخ بگوید،
طرفین نیز می‌توانند به منظور ادای شهادت در خصوص نکات مورد اختلاف، کارشناس یا
کارشناسانی را به عنوان شاهد خود‌معرفی کنند.

‌ماده 26- ورود شخص ثالث
‌هرگاه شخص ثالثی در موضوع داوری برای خود مستقلا حقی قایل باشد و یا خود را در
محق شدن یکی از طرفین ذی‌نفع بداند، می‌تواند مادام که ختم‌رسیدگی اعلام نشده است
وارد داوری شود، مشروط بر اینکه موافقتنامه و آیین داوری و "‌داور" را بپذیرد و
ورود وی مورد ایراد هیچ کدام از طرفین‌واقع نشود.
‌فصل ششم - ختم رسیدگی و صدور رای

‌ماده 27- قانون حاکم
1 - "‌داور" برحسب قواعد حقوقی که طرفین در مورد ماهیت اختلاف برگزیده‌اند، اتخاذ
تصمیم خواهد کرد. تعیین قانون یا سیستم حقوقی یک کشور‌مشخص، به هر نحو که صورت
گیرد، به عنوان ارجاع به قوانین ماهوی آن کشور تلقی خواهد شد. قواعد حل تعارض
مشمول این حکم نخواهد بود،‌مگر اینکه طرفین به نحو دیگری توافق کرده باشند.
2 - در صورت عدم تعیین قانون حاکم از جانب طرفین "‌داور" براساس قانونی به ماهیت
اختلاف رسیدگی خواهد کرد که به موجب قواعد حل تعارض‌مناسب تشخیص دهد.
3 - "‌داور" در صورتی که طرفین صریحا اجازه داده باشند، می‌تواند براساس عدل و
انصاف یا به صورت کدخدامنشانه تصمیم بگیرد.
4 - "‌داور" باید در کلیه موارد براساس شرایط قرارداد اتخاذ تصمیم کند، و عرف
بازرگانی موضوع مربوط را مورد نظر قرار دهد.

‌ماده 28- سازش
‌چنانچه طرفین در جریان رسیدگی، اختلافات خود را از طریق سازش حل کنند، "‌داور"
قرار سقوط دعوای داوری را صادر می‌کند و چنانچه یکی از‌طرفین تقاضا کند و طرف
مقابل اعتراض نکند، موافقتنامه سازش را به صورت رای داوری براساس شرایط
مرضی‌الطرفین با رعایت مفاد ماده (30)‌صادر می‌کند.
‌ماده 29- اخذ تصمیم توسط گروه داوران
‌در داوریهایی که توسط بیش از یک داور صورت می‌گیرد، هر تصمیم هیات داوری باید با
اکثریت اعضای هیات داوری اتخاذ شود، مگر اینکه طرفین به‌نحو دیگری توافق کرده
باشند.

‌ماده 30- شکل و محتوای رای
1 - رای باید به صورت کتبی باشد و به امضای داور یا داوران برسد. در موردی که داور
بیش از یک نفر باشد، امضای اکثریت کافی خواهد بود، مشروط‌بر اینکه علت عدم امضای
دیگر اعضا ذکر شود.
2 - کلیه دلایلی که رای برآنها مبتنی است، باید در متن رای آورده شود، مگر اینکه
طرفین توافق کرده باشند که دلایل رای ذکر نشود، یا رای براساس‌شرایط مرضی‌الطرفین
به موجب ماده (28) صادر شده باشد.
3 - رای باید حاوی تاریخ و محل داوری موضوع بند (1) ماده (20) باشد.
4 - پس از امضای رای، رونوشت آن باید به هریک از طرفین ابلاغ شود.

‌ماده 31- ختم رسیدگی
‌رسیدگی داوری با صدور رای نهایی یا به موجب دستور "‌داور" در موارد زیر خاتمه
می‌یابد:
1 - استرداد دعوا توسط خواهان مگر اینکه خوانده بدان اعتراض نماید و "‌داور" برای
وی منافع قانونی و موجهی در حل و فصل نهایی اختلاف احراز‌نماید.
2 - عدم امکان و یا عدم لزوم ادامه رسیدگی به دلیل دیگر به تشخیص "‌داور".
3 - توافق طرفین در ختم رسیدگی

 

https://telegram.me/legallovers    
‌ماده 32 - اصلاح ، تفسیر رای و رای تکمیلی
1 - "‌داور" می‌تواند بنا به تقاضای هر یک از طرفین یا راسا هرگونه اشتباه در
محاسبه، نگارش و یا اشتباهات مشابه در رای را اصلاح و یا از آن رفع ابهام‌کند.
‌مهلت تقاضای طرفین سی(30) روز از تاریخ ابلاغ رای می‌باشد، و باید نسخه‌ای از
تقاضای مزبور برای طرف دیگر ارسال شود. "‌داور" حداکثر ظرف‌سی(30) روز از تاریخ
وصول تقاضا و در مواردی که راسا متوجه اشتباه یا ابهام شده باشد، ظرف سی (30) روز
از تاریخ صدور رای، نسبت به اصلاح یا‌تفسیر آن اقدام خواهد کرد.
2 - هر کدام از طرفین می‌تواند ضمن ارسال اخطاریه برای طرف دیگر، ظرف سی (30) روز
از تاریخ دریافت رای، از "‌داور" تقاضا کند نسبت به‌ادعاهایی که اقامه کرده، ولی
در رای مسکوت مانده است رای تکمیلی صادر کند. "‌ داور" چنانچه این درخواست را موجه
تشخیص دهد، ظرف شصت(60) روز نسبت به صدور رای تکمیلی اقدام می‌کند. "‌داور"
می‌تواند در صورت لزوم مهلت مزبور را تمدید کند.
3 - مقررات ماده (30) در مورد اصلاح، تفسیر و رای تکمیلی لازم‌الرعایه است.
‌فصل هفتم - اعتراض به رای

‌ماده 33- درخواست ابطال رای
1 - رای داوری در موارد زیر به درخواست یکی از طرفین توسط دادگاه موضوع ماده (6)
قابل ابطال است:
‌الف - یکی از طرفین فاقد اهلیت بوده‌باشد.
ب - موافقتنامه داوری به موجب قانونی که طرفین برآن موافقتنامه حاکم دانسته‌اند
معتبر نباشد و در صورت سکوت قانون حاکم، مخالف صریح قانون‌ایران باشد.
ج - مقررات این قانون در خصوص ابلاغ اخطاریه‌های تعیین داور یا درخواست داوری
رعایت نشده باشد.
‌د - درخواست کننده ابطال، به دلیلی که خارج از اختیار او بوده، موفق به ارایه
دلایل و مدارک خود نشده باشد.
ه- "‌داور" خارج از حدود اختیارات خود رای داده باشد. چنانچه موضوعات مرجوعه به
داوری قابل تفکیک باشد، فقط آن قسمتی از رای که خارج از‌حدود اختیارات" داور"
بوده، قابل ابطال است.
‌و - ترکیب هیات داوری یا آیین دادرسی مطابق موافقتنامه داوری نباشد و یا در صورت
سکوت و یا عدم وجود موافقتنامه داوری، مخالف قواعد‌مندرج در این قانون باشد.
‌ز - رای داوری مشتمل بر نظر موافق و موثر داوری باشد که جرح او توسط مرجع موضوع
ماده (6) پذیرفته شده‌است.
ح - رای داوری مستند به سندی بوده باشد که جعلی بودن آن به موجب حکم نهایی ثابت
شده باشد.
ط - پس از صدور رای داوری مدارکی یافت شود که دلیل حقانیت معترض بوده و ثابت شود
که آن مدارک را طرف مقابل مکتوم داشته و یا باعث کتمان‌آنها شده‌است.
2 - در خصوص موارد مندرج در بندهای (ح) و (ط) این ماده ، طرفی که از سند مجعول یا
مکتوم متضرر شده است، می‌تواند پیش از آنکه درخواست‌ابطال رای داوری را به عمل
آورد، از "‌داور" تقاضای رسیدگی مجدد نماید، مگر در صورتی که طرفین به نحو دیگری
توافق کرده باشند.
3 - درخواست ابطال رای موضوع بند (1) این ماده ظرف سه ماه از تاریخ ابلاغ رای
داوری اعم از رای تصحیحی، تکمیلی یا تفسیری به معترض، باید به‌دادگاه موضوع ماده
(6) تقدیم شود، و الا مسموع نخواهد بود.

‌ماده 34 - بطلان رای
‌در موارد زیر رای "‌داور" اساسا باطل و غیرقابل اجراست:
1 - در صورتی که موضوع اصلی اختلاف به موجب قوانین ایران قابل حل و فصل از طریق
داوری نباشد.
2 - در صورتی که مفاد رای مخالف با نظم عمومی یا اخلاق حسنه کشور و یا قواعد آمره
این قانون باشد.
3 - رای داوری صادره در خصوص اموال غیرمنقول واقع در ایران با قوانین آمره جمهوری
اسلامی ایران و یا با مفاد اسناد رسمی معتبر معارض باشد،‌مگر آنکه در مورد اخیر
"‌داور" حق سازش داشته باشد.

 

https://telegram.me/legallovers    
‌فصل هشتم - اجرای رای

‌ماده 35 - اجرا
1 - به استثنای موارد مندرج در مواد (33) و(34) آرای داوری که مطابق مقررات این
قانون صادر شود قطعی و پس از ابلاغ لازم‌الاجرا است و در‌صورت درخواست کتبی از
دادگاه موضوع ماده(6) ترتیبات اجرای احکام دادگاهها به مورد اجرا گذاشته می‌شوند.
2 - در صورتی که یکی از طرفین از دادگاه موضوع ماده 6 این قانون درخواست ابطال رای
داوری را به عمل آورده باشد و طرف دیگر تقاضای شناسایی‌یا اجرای آن را کرده باشد،
دادگاه می‌تواند در صورت درخواست متقاضی شناسایی یا اجرای رای، مقرر دارد که
درخواست کننده ابطال تامین مناسب‌بسپارد.
‌فصل نهم - سایر مقررات

‌ماده 36- سایر مقررات
1 - داوری اختلاف تجاری بین‌المللی موضوع این قانون از شمول قواعد داوری مندرج در
قانون آیین دادرسی مدنی و سایر قوانین و مقررات مستثنی‌است.
2 - این قانون نسبت به سایر قوانین جمهوری اسلامی ایران که به موجب آنها اختلافات
خاصی را نمی‌توان به داوری ارجاع کرد، تاثیری نخواهد داشت.
3- در صورتی که در معاهدات و توافقهای فی مابین دولت جمهوری اسلامی ایران و سایر
دول ترتیبات و شرایط دیگری برای داوریهای موضوع این‌قانون مقرر شده باشد، همان
ترتیبات و شرایط متبع خواهد بود.
‌تاریخ تصویب 1376.6.26
‌تاریخ تایید شورای نگهبان 1376.7.9

 

https://telegram.me/legallovers    

مواد داوری در قانون آیین دادرسی مدنی

 

https://telegram.me/legallovers    

‌باب هفتم - داوری


ماده ۴۵۴

کلیه اشخاصی که اهلیت اقامه دعوا دارند می توانند با تراضی یکدیگر منازعه و اختلاف خود را خواه در دادگاهها طرح شده یا نشده باشد و در صورت طرح در هر مرحله ای ازرسیدگی باشد، به داوری یک یا چند نفر ارجاع دهند.

ماده ۴۵۵

متعاملین می توانند ضمن معامله ملزم شوند و یا به موجب قرارداد جداگانه تراضی نمایند که در صورت بروز اختلاف بین آنان به داوری مراجعه کنند و نیز می توانند داور یا داوران خود را قبل یا بعد از بروز اختلاف تعیین نمایند.

تبصره- درکلیه موارد رجوع به داور، طرفین می توانند انتخاب داور یا داوران را به شخص ثالث یا دادگاه واگذار کنند.

ماده ۴۵۶

درمورد معاملات و قراردادهای واقع بین اتباع ایرانی و خارجی، تا زمانی که اختلافی ایجاد نشده است طرف ایرانی نمی تواند به نحوی از انحاء ملتزم شود که در صورت بروز اختلاف حل آن را به داور یا داوران یا هیاتی ارجاع نماید که آنان دارای همان تابعیتی باشند که طرف معامله دارد. هر معامله و قراردادی که مخالف این منع قانونی باشد درقسمتی که مخالفت دارد باطل و بلااثر خواهد بود.

ماده ۴۵۷

ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی به داوری پس از تصویب هیات وزیران و اطلاع مجلس شورای اسلامی صورت می گیرد. در مواردی که طرف دعوا خارجی و یا موضوع دعوا از موضوعاتی باشد که قانون آن را مهم تشخیص داده، تصویب مجلس شورای اسلامی نیز ضروری است.

ماده ۴۵۸

در هر مورد که داور تعیین می شود باید موضوع و مدت داوری و نیز مشخصات طرفین و داور یا داوران به طوری که رافع اشتباه باشد تعیین گردد. در صورتی که تعیین داور بعد از بروز اختلاف باشد، موضوع اختلاف که به داوری ارجاع شده باید به طور روشن مشخص و مراتب به داوران ابلاغ شود.

تبصره- قراردادهای داوری که قبل از اجرای این قانون تنظیم شده اند با رعایت اصل ( ۱۳۹ ) قانون اساسی تابع مقررات زمان تنظیم می باشند.

ماده ۴۵۹

درمواردی که طرفین معامله یا قرارداد متعهد به معرفی داور شده ولی داور یا داوران خود را معین نکرده باشند و در موقع بروز اختلاف نخواهند و یا نتوانند در معرفی داور اختصاصی خود اقدام و یا در تعیین داور ثالث تراضی نمایند و تعیین داور به دادگاه یا شخص ثالث نیز محول نشده باشد، یک طرف می تواند داور خود را معین کرده به وسیله اظهارنامه رسمی به طرف مقابل معرفی و درخواست تعیین داور نماید و یا نسبت به تعیین داور ثالث تراضی کند. دراین صورت طرف مقابل مکلف است ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه داور خود را معرفی ویا در تعیین داور ثالث تراضی نماید. هرگاه تا انقضای مدت یادشده اقدام نشود، ذی نفع می تواندحسب مورد برای تعیین داور به دادگاه مراجعه کند.

ماده ۴۶۰

در مواردی که مقرر گردیده است حل اختلاف به یک نفر داور ارجاع شود و طرفین نخواهند یا نتوانند در انتخاب داور تراضی نمایند و نیز در صورتی که داور یکی ازطرفین فوت شود، یا استعفا دهد و طرف نامبرده نخواهد جانشین او را معین کند و یا در هر موردی که انتخاب داور به شخص ثالث واگذار شده و آن شخص از تعیین داور امتناع نماید یا تعیین داور از طرف او غیر ممکن باشد، هریک از طرفین می توانند با معرفی داور مورد نظر خود وسیله اظهارنامه از طرف مقابل درخواست نماید که ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه نظر خود را در مورد داور واحد اعلام کند و یا حسب مورد در تعیین جانشین داور متوفی یا مستعفی یا داوری که انتخاب او وسیله ثالث متعذر گردیده اقدام نماید. در صورتی که با انقضای مهلت اقدامی به عمل نیاید، برابر قسمت اخیر ماده قبل عمل خواهد شد.

 

https://telegram.me/legallovers    

ماده ۴۶۱

هرگاه نسبت به اصل معامله یا قرارداد راجع به داوری بین طرفین اختلافی باشد دادگاه ابتدا به آن رسیدگی و اظهار نظر می نماید.

ماده ۴۶۲

در صورتی که طرفین نسبت به دادگاه معینی برای انتخاب داور تراضی نکرده باشند، دادگاه صلاحیتدار برای تعیین داور، دادگاهی خواهد بود که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد.

ماده ۴۶۳

هرگاه طرفین ملتزم شده باشند که در صورت بروز اختلاف بین انها شخص معینی داوری نماید و آن شخص نخواهد یا نتواند به عنوان داور رسیدگی کند و به داور یا داوران دیگری نیز تراضی ننمایند، رسیدگی به اختلاف در صلاحیت دادگاه خواهد بود.

ماده ۴۶۴

در صورتی که در قرارداد داوری، تعداد داور معین نشده باشد و طرفین نتوانند درتعیین داور یا داوران توافق کنند، هریک از طرفین باید یک نفر داور اختصاصی معرفی و یک نفربه عنوان داور سوم به اتفاق تعیین نمایند.

ماده ۴۶۵

در هر مورد که داور یا داوران، وسیله یک طرف یا طرفین انتخاب می شود، انتخاب کننده مکلف است قبولی داوران را اخذ نماید. ابتدای مدت داوری روزی است که داوران قبول داوری کرده و موضوع اختلاف و شرایط داوری و مشخصات طرفین و داوران به همه انها ابلاغ شده باشد.

ماده ۴۶۶

اشخاص زیر را هر چند با تراضی نمی توان به عنوان داور انتخاب نمود :

۱- اشخاصی که فاقد اهلیت قانونی هستند.

۲- اشخاصی که به موجب حکم قطعی دادگاه و یا دراثر آن از داوری محروم شده اند.

 

https://telegram.me/legallovers    

ماده ۴۶۷

در مواردی که دادگاه به جای طرفین یا یکی از آنان داور تعیین می کند، باید حداقل ازبین دو برابر تعدادی که برای داوری لازم است و واجد شرایط هستند داور یا داوران لازم را به طریق قرعه معین نماید.

ماده ۴۶۸

دادگاه پس از تعیین داور یا داوران و اخذ قبولی، نام و نام خانوادگی و سایر مشخصات طرفین و موضوع اختلاف و نام و نام خانوادگی داور یا داوران و مدت داوری را کتبا به داوران ابلاغ می نماید. دراین مورد ابتدای مدت داوری تاریخ ابلاغ به همه داوران می باشد.

ماده ۴۶۹

دادگاه نمی تواند اشخاص زیر را به سمت داور معین نماید مگر با تراضی طرفین :

۱- کسانی که سن آنان کمتر از بیست و پنج سال تمام باشد.

۲- کسانی که در دعوا ذی نفع باشند.

۳- کسانی که با یکی از اصحاب دعوا قرابت سببی یا نسبی تا درجه دوم از طبقه سوم داشته باشند.

۴- کسانی که قیم یا کفیل یا وکیل یا مباشر امور یکی از اصحاب دعوا می باشند یا یکی از اصحاب دعوا مباشر امور آنان باشد.

۵- کسانی که خود یا همسرانشان وارث یکی از اصحاب دعوا باشند.

۶- کسانی که با یکی از اصحاب دعوا یا با اشخاصی که قرابت نسبی یا سببی تا درجه دوم از طبقه سوم با یکی از اصحاب دعوا دارند، درگذشته یا حال دادرسی کیفری داشته باشند.

۷- کسانی که خود یا همسرانشان و یا یکی از اقربای سببی یا نسبی تا درجه دوم از طبقه سوم او بایکی از اصحاب دعوا یا زوجه و یا یکی از اقربای نسبی یا سببی تا درجه دوم از طبقه سوم او دادرسی مدنی دارند.

۸- کارمندان دولت در حوزه ماموریت آنان.

ماده ۴۷۰

کلیه قضات و کارمندان اداری شاغل در محاکم قضایی نمی توانند داوری نمایند هرچند با تراضی طرفین باشد.

ماده ۴۷۱

درمواردی که داور با قرعه تعیین می شود، هریک از طرفین می توانند پس از اعلام در جلسه، در صورت حضور و در صورت غیبت از تاریخ ابلاغ تا ده روز، داور تعیین شده را رد کنند، مگر اینکه موجبات رد بعدا حادث شود که دراین صورت ابتدای مدت روزی است که علت رد حادث گردد. دادگاه پس از وصول اعتراض، رسیدگی می نماید و چنانچه اعتراض را وارد تشخیص دهد داور دیگری تعیین می کند.

ماده ۴۷۲

بعد از تعیین داور یا داوران، طرفین حق عزل آنان را ندارند مگر با تراضی.

ماده ۴۷۳

چنانچه داور پس از قبول داوری بدون عذر موجه از قبیل مسافرت یا بیماری وامثال آن در جلسات داوری حاضر نشده یا استعفا دهد و یا از دادن رای امتناع نماید، علاوه بر جبران خسارات وارده تا پنج سال از حق انتخاب شدن به داوری محروم خواهد بود.

ماده ۴۷۴

نسبت به امری که از طرف دادگاه به داوری ارجاع می شود اگر یکی از داوران استعفادهد یا از دادن رای امتناع نماید و یا در جلسه داوری دوبار متوالی حضور پیدا نکند دو داور دیگر به موضوع رسیدگی و رای خواهند داد. چنانچه بین آنان در صدور رای اختلاف حاصل شود، دادگاه به جای داوری که استعفا داده یا از دادن رای امتناع نموده یا دوبار متوالی در جلسه داوری حضور پیدا نکرده ظرف مدت ده روز داور دیگری به قید قرعه انتخاب خواهد نمود، مگر اینکه قبل ازانتخاب به اقتضاء مورد، طرفین داور دیگری معرفی کرده باشند. دراین صورت مدت داوری از تاریخ قبول داور جدید شروع می شود.

در صورتی که داوران درمدت قرارداد داوری یا مدتی که قانون معین کرده است نتوانند رای بدهند و طرفین به داوری اشخاص دیگر تراضی نکرده باشند، دادگاه به اصل دعوا وفق مقررات قانونی رسیدگی و رای صادر می نماید.

تبصره- در موارد فوق رای اکثریت داوران ملاک اعتبار است، مگر این که در قرارداد ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

ماده ۴۷۵

شخص ثالثی که برابر قانون به دادرسی جلب شده یا قبل یا بعد از ارجاع اختلاف به داوری وارد دعوا شده باشد، می تواند با طرفین دعوای اصلی در ارجاع امر به داوری و تعیین داور یا داوران تعیین شده تراضی کند و اگر موافقت حاصل نگردید، به دعوای او برابر مقررات به طور مستقل رسیدگی خواهد شد.

ماده ۴۷۶

طرفین باید اسناد و مدارک خود را به داوران تسلیم نمایند. داوران نیز می توانند توضیحات لازم را از آنان بخواهند و اگر برای اتخاذ تصمیم جلب نظر کارشناس ضروری باشد، کارشناس انتخاب نمایند.

ماده ۴۷۷

داوران در رسیدگی و رای، تابع مقررات قانون آیین دادرسی نیستند ولی باید مقررات مربوط به داوری را رعایت کنند.

ماده ۴۷۸

هرگاه ضمن رسیدگی مسائلی کشف شود که مربوط به وقوع جرمی باشد و در رای داور موثر بوده و تفکیک جهات مدنی از جزایی ممکن نباشد و همچنین در صورتی که دعوا مربوط به نکاح یا طلاق یا نسب بوده و رفع اختلاف در امری که رجوع به داوری شده متوقف بر رسیدگی به اصل نکاح یا طلاق یا نسب باشد، رسیدگی داوران تا صدور حکم نهایی ازدادگاه صلاحیتدار نسبت به امر جزایی یا نکاح یا طلاق یا نسب متوقف می گردد.

ماده ۴۷۹

ادعای جعل و تزویر در سند بدون تعیین عامل آن و یا در صورتی که تعقیب وی به جهتی از جهات قانونی ممکن نباشد مشمول ماده قبل نمی باشد.

ماده ۴۸۰

حکم نهایی یادشده در ماده ( ۴۷۸ ) توسط دادگاه ارجاع کننده دعوا به داوری یا دادگاهی که داور را انتخاب کرده است به داوران ابلاغ می شود و انچه از مدت داوری در زمان توقف رسیدگی داوران باقی بوده از تاریخ ابلاغ حکم یادشده حساب می شود. هرگاه داور بدون دخالت دادگاه انتخاب شده باشد، حکم نهایی وسیله طرفین یا یک طرف به او ابلاغ خواهد شد.

داوران نمی توانند برخلاف مفاد حکمی که در امر جزایی یا نکاح یا طلاق یا نسب صادر شده رای بدهند.

ماده ۴۸۱

در موارد زیر داوری از بین می رود :
۱- با تراضی کتبی طرفین دعوا.
۲- با فوت یا حجر یکی از طرفین دعوا.

ماده ۴۸۲

رای داور باید موجه ومدلل بوده و مخالف با قوانین موجد حق نباشد.

ماده ۴۸۳

در صورتی که داوران اختیار صلح داشته باشند می توانند دعوا را با صلح خاتمه دهند. دراین صورت صلح نامه ای که به امضای داوران رسیده باشد معتبر و قابل اجراست.

 

https://telegram.me/legallovers    

ماده ۴۸۴

داوران باید از جلسه ای که برای رسیدگی یا مشاوره و یا صدور رای تشکیل می شود مطلع باشند و اگر داور از شرکت در جلسه یا دادن رای یا امضای آن امتناع نماید، رایی که با اکثریت صادر می شود مناط اعتبار است مگر اینکه در قرارداد ترتیب دیگری مقرر شده باشد. مراتب نیز باید در برگ رای قید گردد. ترتیب تشکیل جلسه و نحوه رسیدگی و دعوت برای حضور در جلسه، توسط داوران تعیین خواهد شد. در مواردی که ارجاع امر به داوری از طریق دادگاه بوده، دعوت به حضور در جلسه به موجب اخطاریه دفتر دادگاه به عمل می اید.

تبصره - درمواردی که طرفین به موجب قرارداد ملزم شده اند که در صورت بروز اختلاف بین آنان شخص یا اشخاص معینی داوری نماید اگر مدت داوری معین نشده باشد مدت آن سه ماه و ابتدای آن از روزی است که موضوع برای انجام داوری به داور یا تمام داوران ابلاغ می شود. این مدت با توافق طرفین قابل تمدید است.

ماده ۴۸۵

چنانچه طرفین در قرارداد داوری طریق خاصی برای ابلاغ رای داوری پیش بینی نکرده باشند، داور مکلف است رای خود را به دفتر دادگاه ارجاع کننده دعوا به داور یا دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد تسلیم نماید.

دفتر دادگاه اصل رای را بایگانی نموده و رونوشت گواهی شده آن را به دستور دادگاه برای اصحاب دعوا ارسال می دارد.

ماده ۴۸۶

هرگاه طرفین رای داور را به اتفاق به طور کلی و یا قسمتی از آن را رد کنند، آن رای در قسمت مردود بلااثر خواهد بود.

ماده ۴۸۷

تصحیح رای داوری در حدود ماده ( ۳۰۹ ) این قانون قبل از انقضای مدت داوری راساپ با داور یا داوران است و پس از انقضای آن تا پایان مهلت اعتراض به رای داور، به درخواست طرفین یا یکی از آنان با داور یا داوران صادر کننده رای خواهد بود. داور یا داوران مکلفند ظرف بیست روز از تاریخ تقاضای تصحیح رای اتخاذ تصمیم نمایند. رای تصحیحی به طرفین ابلاغ خواهد شد. دراین صورت رسیدگی به اعتراض در دادگاه تا اتخاذ تصمیم داور یا انقضای مدت یادشده متوقف می ماند.

ماده ۴۸۸

هرگاه محکوم علیه تا بیست روز بعد از ابلاغ، رای داوری را اجرا ننماید، دادگاه ارجاع کننده دعوا به داوری و یا دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد مکلف است به درخواست طرف ذی نفع طبق رای داور برگ اجرایی صادرکند. اجرای رای برابر مقررات قانونی می باشد.

ماده ۴۸۹

رای داوری در موارد زیر باطل است و قابلیت اجرایی ندارد :

۱- رای صادره مخالف با قوانین موجد حق باشد.

۲- داور نسبت به مطلبی که موضوع داوری نبوده رای صادر کرده است.

۳- داور خارج ازحدود اختیار خود رای صادر نموده باشد. دراین صورت فقط آن قسمت از رای که خارج از اختیارات داور است ابطال می گردد.

۴- رای داور پس از انقضای مدت داوری صادر و تسلیم شده باشد.

۵- رای داور با انچه در دفتر املاک یا بین اصحاب دعوا در دفتر اسناد رسمی ثبت شده و دارای اعتبار قانونی است مخالف باشد.

۶- رای به وسیله داورانی صادرشده که مجاز به صدور رای نبوده اند.

۷- قرارداد رجوع به داوری بی اعتبار بوده باشد.

ماده ۴۹۰

درمورد ماده فوق هریک از طرفین می تواند ظرف بیست روز بعد از ابلاغ رای داور از دادگاهی که دعوا را ارجاع به داوری کرده یا دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد، حکم به بطلان رای داور را بخواهد در این صورت دادگاه مکلف است به درخواست رسیدگی کرده، هرگاه رای از موارد مذکور در ماده فوق باشد حکم به بطلان آن دهد و تا رسیدگی به اصل دعوا و قطعی شدن حکم به بطلان، رای داور متوقف می ماند.

تبصره- مهلت یادشده درماده فوق و ماده ( ۴۸۸ ) نسبت به اشخاصی که مقیم خارج از کشورمی باشند دو ماه خواهدبود. شروع مهلتهای تعیین شده در این ماده و ماده ( ۴۸۸ ) برای اشخاصی که دارای عذر موجه به شرح مندرج در ماده ( ۳۰۶ ) این قانون و تبصره ( ۱ ) آن بوده اند پس از رفع عذر احتساب خواهد شد.

ماده ۴۹۱

چنانچه اصل دعوا در دادگاه مطرح بوده و از این طریق به داوری ارجاع شده باشد، در صورت اعتراض به رای داور و صدور حکم به بطلان آن، رسیدگی به دعوا تا قطعی شدن حکم بطلان رای داور متوقف می ماند.

تبصره- درمواردی که ارجاع امر به داوری از طریق دادگاه نبوده و رای داور باطل گردد، رسیدگی به دعوا در دادگاه با تقدیم دادخواست به عمل خواهد امد.

ماده ۴۹۲

در صورتی که درخواست ابطال رای داور خارج از موعد مقرر باشد دادگاه قرار رد درخواست را صادر می نماید. این قرار قطعی است.

ماده ۴۹۳

اعتراض به رای داور مانع اجرای آن نیست، مگر انکه دلایل اعتراض قوی باشد. دراین صورت دادگاه قرار « توقف منع اجرای » آن را تا پایان رسیدگی به اعتراض و صدور حکم قطعی صادر می نماید و در صورت اقتضاء تامین مناسب نیز از معترض اخذ خواهد شد.

 

https://telegram.me/legallovers    

ماده ۴۹۴

چنانچه دعوا درمرحله فرجامی باشد، و طرفین با توافق تقاضای ارجاع امر به داوری را بنمایند یا مورد از موارد ارجاع به داوری تشخیص داده شود، دیوان عالی کشور پرونده را برای ارجاع به داوری به دادگاه صادرکننده رای فرجام خواسته ارسال می دارد.

ماده ۴۹۵

رای داور فقط درباره طرفین دعوا و اشخاصی که دخالت و شرکت در تعیین داور داشته اند و قائم مقام آنان معتبر است و نسبت به اشخاص دیگر تاثیری نخواهد داشت.

ماده ۴۹۶

دعاوی زیر قابل ارجاع به داوری نیست :
۱- دعوای ورشکستگی.
۲- دعاوی راجع به اصل نکاح، فسخ آن، طلاق و نسب.

ماده ۴۹۷

پرداخت حق الزحمه داوران به عهده طرفین است مگر انکه در قرارداد داوری ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

ماده ۴۹۸

میزان حق الزحمه داوری براساس آیین‌نامه‌ای است که هر سه سال یک بار توسط وزیر دادگستری تهیه و به تصویب رئیس قوه قضائیه خواهد رسید.

ماده ۴۹۹

در صورت تعدد داور، حق الزحمه بالسویه بین آنان تقسیم می شود.

ماده ۵۰۰

چنانچه بین داور و اصحاب دعوا قراردادی درخصوص میزان حق الزحمه منعقد شده باشد، برابر قرارداد عمل خواهد شد.

ماده ۵۰۱

هرگاه در اثر تدلیس، تقلب یا تقصیر در انجام وظیفه داوران ضرر مالی متوجه یک طرف یا طرفین دعوا گردد، داوران برابر موازین قانونی مسوول جبران خسارت وارده خواهند بود.

 

https://telegram.me/legallovers    

اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری

اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری

 

https://telegram.me/legallovers    

ماده ۱- دیوان بین‌المللی دادگستری که به موجب منشور مللل متحد به عنوان رکن مهم قضایی سازمان، تاسیس شده طبق مقررات این اساسنامه تشکیل یافته و انجام وظیفه خواهد نمود.

فصل اول – تشکیلات دیوان

ماده ۲- دیوان بین‌المللی دادگستری عبارت است از یک هیات قضات مستقل که بدون توجه به ملیت آنها از میان کسانی انتخاب می گردند که عالی ترین مقام اخلاقی را دارا بوده و هریک واجد شرایطی باشند که برای انجام مشاغل عالی قضایی در کشور خود لازم است یا از جمله متبحرین در علم حقوق باشند که تخصص آنها در حقوق بین‌المللی شهرت به سزایی دارد.

ماده ۳-۱- دیوان مزبور مرکب است از پانزده عضو بدون اینکه در میان آنها بیش از یک نفر تبعه یک دولت باشد.

۲-در این مورد کسی که ممکن است تبعه بیش از یک دولت محسوب گردد تبعه کشوری محسوب خواهد شد که معمولاً در آنجا حقوق مدنی و سیاسی خود را اعمال می کند.

ماده ۴-۱- اعضاء دیوان بین‌المللی دادگستری را مجمع عمومی و شورای امنیت از میان اشخاصی که اسامی آنها به وسیله گروه‌های ملی مربوط به دیوان دائمی داوری پیشنهاد  می گردند طبق مقررات زیر انتخاب می نمایند:

۲-در مورد اعضاء ملل متحد که در دیوان دائمی داوری نماینده ندارند داوطلبان به وسیله گروه‌های ملی پیشنهاد خواهند شد که دولت های آنها برای این منظور و طبق شرایطی که به موجب ماده ۴۴ مقاوله‌نامه لاهه مورخ ۱۹۰۷ راجع به حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات بین‌المللی برای اعضاء دیوان دائمی داوری مقرر است، معین می‌گردند.

۳-شرایطی که به موجب آن کشوری که طرف این اساسنامه است ولی عضو سازمان ملل متحد نیست می‌تواند در انتخاب اعضاء دیوان شرکت کند در صورتیکه موافقتنامه مخصوص وجود نداشته باشد، توسط مجمع عمومی به توصیه شورای امنیت تعیین می‌شود.

ماده ۵-۱- سه ماه قبل از تاریخ انتخابات، دبیر کل سازمان ملل متحد اعضاء دیوان دائمی داوری را که تبعه دولتهای امضاء کننده این اساسنامه هستند همچنین اعضاء گروه‌های ملی را که طبق فقره دوم ماده ۴ معین شده‌اند کتباً دعوت می‌نماید تا در مدت معینی به معرفی اشخاصی که موقعیت اشغال مقام عضویت دیوان بین‌المللی دادگستری را احراز می‌کنند، مبادرت نمایند.

۲-هیچ گروهی نمی‌توان در هیچ مورد بیش از چهار نفر که حداکثر دونفر آنها از ملیت خود آن دسته باشد معرفی کند و در هیچ مورد ممکن نیست بیش از دوبرابر تعداد کرسی‌های خالی نامزد نمود.

ماده ۶- به هر گروه ملی توصیه می‌شود که قبل از اقدام به تعیین داوطلبان با عالی‌ترین دیوان قضایی، دستگاههای قضایی و از دانشکده‌های حقوق و فرهنگستان‌های ملی و شعبات ملی فرهنگستانهای بین‌المللی که مخصوص مطالعات در علم حقوق هستند مشورت کنند.

ماده ۷-۱- دبیر کل صورتی از اسامی کسانی را که به این طریق معرفی شده‌اند به ترتیب حروف الفبا تنظیم می‌نماید. فقط این اشخاص قابل انتخاب خواهند بود مگر در موردی ه به موجب فقره دوم از ماده ۱۲ پیش‌بینی شده است.

۲-دبیر کل این صورت را به اطلاع مجمع عمومی و شورای امنیت می‌رساند.

ماده ۸- مجمع عمومی و شورای امنیت هر یک مستقلاً اعضاء دیوان را انتخاب می‌نمایند.

ماده ۹- در هر انتخاب، انتخاب کنندگان باید در مد نظر داشته باشند اشخاصی که برای عضویت دیوان بین‌المللی دادگستری معین می‌شوند نهفقط باید شخصاً دارای شرایط مقرر باشند بلکه مجموعاً بتوانند نماینده اقسام بزرگ تمدنها و مهمترین نظام‌های قضایی جهان نیز باشند.

ماده ۱۰-۱- کسانی منتخب محسوب می‌گردند که هم در مجمع عمومی و هم در شورای امنیت دارای اکثریت تام بوده‌اند.

۲-در رای شورای امنیت خواه برای انتخاب قضات و خواه برای تعیین اعضاء کمیسیون مقرر در ماده ۱۲ هیچ فرقی بین‌ اعضاء دائم و غیر دائم شورای امنیت گذاشته نخواهد شد.

۳-هرگاه آراء مجمع عمومی و شورای امنیت به بیش از یکنفر از اتباع یک دولت داده شود فقط مسن‌ترین آنها انتخاب می‌گردد.

ماده ۱۱- هرگاه پس از جلسه اول انتخابات باز کرسی‌ها خالی باقی بماند به طریق مذکور به انتخابات دوم و در صورت لزوم به انتخابات سوم نیز مبادرت می‌گردد.

 

https://telegram.me/legallovers    

ماده ۱۲-۱- هرگاه پس از سومین جلسه انتخابات بازکرسی‌هایی خالی بمناند ممکن است در هر موقع خواه به درخواست مجمع عمومی و خواه به درخواست شورای امنیت کمیسیون مشترکی مرکز از شش عضو که ه نفر ا ز آنها را مجمع عمومی و سه نفر دیگر را شورای امنیت معین میکند تشکیل شود تا برای هر کرسی خالی اسم یکنفر را به اکثریت تام معین و آن را به منظور انتخاب جداگانه به مجمع عمومی و به شورای امنیت پیشنهاد کنند.

۲-کمیسیون مشترک می‌تواند اسم هر شخصی را که دارای شرایط مقرر بوده و حائز اتفاق آراء کمیسیون باشد در صورت اسامی منظور دارد ولو اینکه اسم آن شخص در صورت اسامی اشخاصی که به موجب ماده هفت معرفی شده‌اند موجود نباشد.

۳-هرگاه کمیسیون مشترک تشخیص دهد که نمی‌تواند به تامین انتخاب موفق گردد اعضاء دیوان بین‌المللی دادگستری که قبلاً معین شده‌اند کرسی‌های خالی را در مدتی که از طرف شورای امنیت معین می‌شود و از میان اشخاصی که در مجمع عمومی و در شورای امنیت دارای رای بوده‌اند پر می‌کنند.

۴-هرگاه آراء قضات به طور مساوی تقسیم شود رای مسن‌ترین آنها قاطع خواهد بود.

ماده ۱۳-۱- اعضاء دیوان بین‌المللی دادگستری برای مدت ۹ سال انتخاب شده و قابل انتخابات مجدد نیز خواهند بود معذلک در مورد قضاتی که در انتخابات اول اعضاء دیوان معین می‌گردند ماموریت ۵ نفر از آنها در انقضای سه سال و ماموریت پنج نفر دیگر در آخر شش سال خاتمه پذیر می‌شود.

 

۲-قضاتی را که ماموریت آنها باید د دوره مقدماتی سه سال و شش ساله خاتمه یابد دبیر کل ملل متحد فوراً پس از ختم اولین انتخابات به وسیله قرعه معین می‌کند.

۳-اعضای دیوان مادام که جانشین آنها معین نشده است در شغل خود باقی خواهند بود و پس از تعیین جانشین نیز به کارهایی که قبلاً به آن رجوع شده است رسیدگی خواهند کرد.

۴-در صورت استعفای یکی از اعضای دیوان بین‌المللی دادگستری آن استعفا به رئیس دیوان مزبور داده می‌شود تا به دبیرکل ملل متحد ابلاغ گردد، به محض این ابلاغ کرسی عضو مستعفی خالی محسوب می‌شود.

ماده ۱۴- پرکردن کرسی‌های خالی با قید رعایت ترتیب ذیل به همان طریقی به عمل می‌آید که برای انتخاب اولی مقرر است. دبیر کل ملل متحد باید در ظرف یکماه از تاریخ خالی شدن کرسی، دعوتی را که به موجب ماده ۵ مقرر شده به عمل آورد و تاریخ انتخابات به وسیله شورای امنیت معین خواهد شد.

ماده ۱۵- مدت ماموریت عضو منتخب به جای عضو دیگری که هنوز مدت ماموریت او تمام نشده است همان بقیه مدت سلف او خواهد بود.

ماده ۱۶-۱- اعضای دیوان نمی‌توانند هیچ ماموریت سیاسی یا اداری به عهده بگیرند یا به شغلی بپردازند که جنبه حرفه‌ای داشته باشد.

۲-در صورت تردید در این مورد حکم دیوان قطعی است.

 

https://telegram.me/legallovers    

ماده ۱۷-۱- اعضای دیوان نمیتوانند در هیچ کاری سمت نمایندگی یا مشاوره‌ای یا وکالت داشته باشند.

۲-آنها نمی‌توانند در تسویه هیچ کاری که سابقاً در آن کار به سمت نمایندگی یا مشاورت یا وکالت یکی از طرفین یا به سمت عضویت یک محکمه ملی یا بین‌المللی یا یک هیات تحقیقی یا به هر عنوان دیگری مداخله داشته‌اند شرکت کنند.

۳-در صورت تردید حکم دیوان قاطع خواهد بود.

ماده ۱۸-۱- اعضای دیوان را نمی‌توان از شغل خود منفصل نمود مگر در صورتیکه سایر اعضا متفقاً رای دهند که دیگر آن عضو واجد شرایط مقرر نیست:

۲-دفتردار دیوان مراتب را رسماً به دبیرکل ملل متحد اطلاع می‌دهد.

۳-به محض این ابلاغ کرسی عضو منفصل، خالی محسوب می‌شود.

ماده ۱۹- اعضای دیوان در اجرای وظایف خود دارای مزای ا و مصونیتای سیاسی خواهند بود.

ماده ۲۰- هر عضو دیوان باید قبل از تصدی شغل خود در جلسه علنی رسماً تعهد نماید که مشاغل خود را در کمال بیطرفی و از روی نهایت وجدان انجام خواهد داد.

ماده ۲۱-۱- دیوان بین‌المللی دادگستری رئیس و نایب رئیس خود را برای مدت سه سال معین می‌نماد. تجدید انتخاب آنها جایز است.

۲-دیوان دفتردار و هر کارمند دیگری را که لازم باشد معین می‌نماید.

 

ماده ۲۲-۱- مقر دیوان مزبور می‌تواند در صورتیکه لازم بداند در جای دیگری مستقر گردد و اجرای وظیفه نماید.

۲-رئیس و دفتردار دیوان بین‌المللی در مقر دیوان مقیم خواهند بود.

ماده ۲۳-۱- دیوان بین‌المللی دادگستری همیشه در حال اشتغال خواهد بود مگر هنگام تعطیلات قضایی که اوقات و مدت آن را خود دیوان معین می‌نماید.

۲-اعضای دیوان حق گرفتن مرخص‌های مرتب دارند تاریخ و مدت این مرخصی‌ها را خود دیوان با در نظر گرفتن مسافت بین لاهه و خانه اصلی اعضا معین خواهد نمود.

۳-جز در موارد مرخصی یا عدم امکان حضوربه علت ناخوشی یا به هر علت مهم دیگری که صحت آن را رئیس دیوان تشخیص می‌دهد اعضای دیوان بین‌المللی دادگستری باید همیشه تحت اختیار دیوان مزبور باشند.

ماده ۲۴-۱- هرگاه نظر به علت خاصی یکی از اعضای دیوان تشخیص دهد که نباید در رسیدگی به یک کار معینی شرکت نماید مراتب را به اطلاع رئیس می‌رساند.

۲-هرگاه در چنین مواردی بین رئیس و عضو دیوان اختلاف نظر باشد رای خود دیوان قاطع خواهد بود.

۳-در صورت عدم توافق میان اعضای دیوان و رئیس آن، حکم دادگاه قطعی است.

ماده ۲۵-۱- دیوان بین‌المللی دادگستری باید اختیارات خود را در جلسه علنی انجام دهد مگر اینکه به موجب این اساسنامه غیر از این تصریح شده باشد.

 

https://telegram.me/legallovers    

۲-با قید اینکه عده قضات حاضر برای تشکیل دیوان بین‌المللی دادگستری به کمتر از دوازده نرسد نظامنامه دیوان مزبور می‌تواند مقرر دارد که یک یا چند نفر از قضات به نوبت و برحسب اوضاع ممکن است از شرکت در جلسات معاف گردند.

۳-برای اینکه دیوان بتواند تشکیل گردد حد نصاب نه نفر کافی خواهد بود.

ماده ۲۶-۱- دیوان بین‌المللی دادگستری می‌تواند در هر موقع بنابه تشخیص خود یک یا چند شعبه که لااقل مرکب از سه نفر باشد تشکیل دهد تا به دعاوی از یک طبقه معین مثلاً به دعاوی راجع به کار و یا راجع به ترانزیت و ارتباطات رسیدگی نماید.

-دیوان مزبور می‌تواند در هر موقع برای رسیدگی به یک کار معین شعبه‌ای تشکیل دهد. عده قضات این شعبه را خود دیوان با رضایت طرفین دعوی معین می‌نماید.

-شعبه‌های مذکور در این ماده در صورتیکه طرفین تقاضا نمایند حکم خواهند داد.

ماده ۲۷- هر حکمی که به وسیله شعبه‌های مذکور در ماده ۲۶ و ۲۹ داده شود به منزله حکمی خواهد بود که خود دیوان داده باشد.

ماده ۲۸- شعبه‌های مذکور در ماده ۲۶ و ۲۹ می‌توانند با رضایت طرفین در خارج از لاهه منعقد گشته و اجرای وظیفه نمایند.

ماده ۲۹- به منظور پیشرفت سریع امور همه ساله دیوان بین‌المللی دادگستری یک شعبه مرکز از پنج قاضی تشکیل خواهد داد تا در صورت درخواست طرفین رسیدگی اختصاری نماید. بعلاوه دونفر قاضی نیز معین خواهند شد تا جای هر قاضی را که نتواند در محاکمه شرکت کند بگیرند.

ماده ۳۰-۱- دیوان بین‌المللی دادگستری به موجب آئین‌نامه طرف انجام وظایف و اختیارات و مخصوصاً آئی“ دادرسی خود را معین می‌نماید.

۲-آئین‌نامه دیوان مزبور می‌تواند وجود معاونینی را پیش بینی نماید که در خود دیوان یا در شعبه‌های آن بدون داشتن حق رای حضور به هم رسانند.

ماده ۳۱-۱- قضاتی که ملیت هر یک از طرفین دعوی را دارند حق خواهند داشت در رسیدگی به دعوایی که در دیوان بین‌المللی دادگستری مطرح است شرکت نمایند.

۲-اگر در دیوان مزبور یک قاضی از ملیت یکی از طرفین دعوی باشد طرف دیگر می‌تواند شخصی را به انتخاب خود معین نماید تا به عنوان قاضی در محاکمخ شرکت کند. این شخص باید حتی‌الاکان از میان کسانی انتخاب گردد که طق ماده ۴ و ۵ معرفی شده‌اند.

۳-هرگاه در میان قضات دیوان هیچکس از ملیت طرفین دعوی وجود نداشته باشد هریک از آنها می‌تواند یک نفر قاضی بطریقی در بند پیش مذکور است معین کند.

۴-مفاد این ماده در مورد ماده ۲۶ و ۲۹ نیز رعایت خواهد شد. در این موارد رئیس دیوان از یک و در صورت لزوم از دو نفر از اعضاء دیوان که شعبه را تشکیل می‌دهند تقاضا خواهد کرد که جای خود را به اعضایی که ملیت طرفین ذینفع را دارند واگذار کنند و اگر در میان اعضاء عضوی از ملیت طرفین دعوی نباشد یا در صورت بودن آن عضو نتواند در محاکمه شرکت کند جای خود را به قضاتی که طرفین دعوی مخصوصاً معین کرده‌اند خواهند داد.

۵-هرگاه در یک محاکمه چندین طرف منافع مشترک داشته باشند. تمام آنها از حیث اجرا مقررات فوق در حکم یک طرف خواهند بود. در صورت تردید حکم دیوان قاطع است.

۶-قضاتی که به نحو مذکور در فقره ۲ و ۳ و ۴ این ماده معن می‌شوند باید مقررات ماده ۲ و بند دوم از ماده ۱۷ همچنین مقررات ماده ۲۰ و ۲۴ این اساسنامه درباره آنها رعایت گردد. قضات مزبور در پایه تساوی کامل با همقطاران خود در رای شرکت خواهند کرد.

ماده ۳۲-۱- اعضای دیوان مقرری سالیانه دریافت خواهند نمود.

۲-به رئیس دیوان فوق‌العاده مخصوص سالیانه پرداخت می‌شود.

۳-نایب رئیس دیوان برای هر روزی که شغل ریاست را انجام می‌دهد فوق‌العاده مخصوص دریافت خواهد داشت.

۴-قضات غیراز اعضای دیوان که به موجب ماده ۳۱ معین می‌شوند برای هر روز که انجام وظیفه می‌نمایند حق‌الزحمه‌ای دریافت خواهند نمود.

۵-مقرری و فوق‌العاده و حق‌الزحمه‌های مذکور را مجمع عمومی معین می‌نماید. میزان آنها را نمی‌توان در مدت ماموریت قضات پایین آورد.

۶-مقرری دفتردار را مجمع عمومی بنا به پیشنهاد دیوان تعیین خواهد کرد.

۷-شرایطی را که به موجب آن درباره قضات دیوان بین‌الملی دادگستری و دفتردار آن مبلغی به عنوان وظیفه برقرار می‌گردد و همچنین شرایطی را که طبق آن باید مخارج سفر قضات و دفترداری به آنها مسترد گردد آئین‌نامه‌ای معین خواهد نمود ک به تصویب مجمع عمومی رسیده است.

۸-مقرری و فوق‌العاده و حق‌الزحمه‌ها از هرگونه مالیات معاف است.

ماده ۳۳- مخارج دیوان بین‌المللی دادگستری به نحوی که از طرف مجمع عمومی معین می‌شود به عهده سازمان ملل متحد خواهد بود.

فصل دوم

صلاحیت دیوان بین‌المللی دادگستری

ماده ۳۴-۱- فقط دولتها می‌توانند به دیوان بین‌المللی دادگستری رجوع کنند.

۲-دیوان مزبور می‌تواند طق شرایط مقرر در آئین‌نامه خود در مورد دعاونی که به دیوان رجوع شده است از موسسه‌های بین‌المللی عمومی اطلاعات بخواهد و نیز اطلاعاتی را که این موسسات با ابتکار خود به دیوان می‌دهند دریافت خواهد کرد.

 

https://telegram.me/legallovers    

۳-هرگاه در ضمن دعوایی که به دیوان رجوع گردیده تفسیر سند تاسیس یک موسسه بین‌المللی عمومی یا تفسیر قرارداد بین‌المللی که به موجب آن سند قبول شده است مطرح گردد دفتر دیوان باید صورت جلسات کتبی محاکمه را به اطلاع آن موسسه برساند.

ماده ۳۵-۱- دولت‌های امضاء کننده این اساسنامه حق رجوع به دیوان بین‌المللی دادگستری را دارند.

۲-شرایطی که به موجب آن سایر دولتها می‌توانند با رعایت مقررات خاص عهدنامه‌های جاری به دیوان مزبور رجوع کنند از طرف شورای امنیت معین خواهد شد بدون اینکه در هیچ مورد در آن شرایط برای طرفین دعوی یک عدم تساوی در مقابل دیوان تولید گردد.

۳-هرگاه دولتی که عضو ملل متحد نیست طرف دعوی واقع گردد دیوان بین‌المللی دادگستری سهمیه‌ای را که باید آن دولت در مخارج دیوان متحمل گردد معین خواهد نمود معذلک اگر آن دولت در مخارج دیوان شرکت داشته باشد دیگر اجرای این حکم مورد نخواهد داشت.

ماده ۳۶-۱- دیوان بین‌المللی دادگستری نسبت به کلیه اموری که طرفین دعوی به آن رجوع می‌کنند و همچنین نسبت به موارد خاصی که به موجب منشور ملل متحد یا به موجب عهدنامه و قراردادهای جاری پیش‌بینی شده است صلاحیت رسیدگی دارد.

۲-دولتهای امضاءکننده این اساسنامه می‌توانند در هر موقع اعلام دارند که قضاوت اجباری دیوان بین‌المللی دادگستری را نسبت به تمام اختلافاتی که جنبه قضایی داشته و مربوط به موضوعات ذیل باشد در مقابل هر دولت دیگری که این تعهد را متقبل گردد به خود خود و بدون قرارداد خاصی قبول می‌نمایند.

الف- تفسر یک عهدنامه؛

ب- هر مساله که موضوع حقوقی بین‌المللی باشد؛

ج- حقیقت هر امری که در صورت ثبوت، نقض یک تعهد بین‌المللی محسوب می‌گردد؛

د- نوع  و میزان غرامتی که باید برای نقض یک تعهد بین‌المللی داده شود.

۳-اعلامیه‌های مذکور ممکن است بدون هیچ قید یا به شرط معامله متقابل با چند دولت یا با بعضی از آنها برای مدت معینی به عمل آید.

۴-این اعلامیه‌ها به دبیر کل سازمان ملل متحد تسلیم می‌گردند و ایشان رونوشت آن را به امضاء کنندگان این اساسنامه و همچنین به دفتر دیوان بین‌المللی دادگستری ارسال می‌دارد.

۵-اعلامیه‌هایی که به موجب ماده ۳۶ اساسنامه دیوان دائمی دادگستری بین‌المللی صادر شده و هنوز معتبر است در روابط بین امضاء کنندگان این اساسنامه در حکم آن خواهد بود که قضاوت اجباری بین‌المللی دادگستری برای بقیه مدت مذکور در آن اعلامیه‌ها و بر طبق مقررات آنها قبول شده است.

در صورت اختلاف راجع به صلاحیت دیوان حکم دیوان قاطع است.

ماده ۳۷- هرگاه به موجب یک عهدنامه یا قراردادی که هنوز معتبر است ارجاع اختلاف به هیات قضاتی پیش بینی شده باشد که بایستی از طرف جامعه ملل یا دیوان دائمی دادگستری بین‌المللی تشکیل گردد نسبت به امضاء کنندگان این اساسنامه آن هیات قضات عبارت خواهد بود از دیوان بین‌المللی دادگستری.

ماده ۳۸-۱- دیوان بین‌المللی دادگستری که ماموریت دارد اختلافاتی را که به آن رجوع می‌شود بر طق حقوق بین‌المللی حل و فصل نماید موازین زیر را اجرا خواهد کرد:

الف- عهدنامه‌های بین‌المللی را اعم از عمومی و خصوصی که به موجب آن قواعدی معین شده است که طرفین اختلاف آن قواعد را به رسمیت شناخته‌اند؛

ب- عرف بین‌المللی به عنوان رویه‌ای کلی که به صورت قانون پذیرفته شده است؛

ج- اصول عمومی حقوقی که مقبول ملل متمدن است؛

د- با رعایت حکم ماده ۵۹ تصمیمات قضایی و عقاید برجسته‌ترین مبلغین ملل مختلف به منزله وسائل فرعی برای تعیین قواعد حقوقی.

۲-مقررات این ماده حقی را که دیوان دادگستری بین‌المللی دارد و به موجب آن می‌تواند در صورت تقاضای طرفین درباره آنها به نحوی تساوی طبق قانون حکم دهد خللی وارد نمی‌آورد.

 

https://telegram.me/legallovers    

فصل سوم – آئین دادرسی

ماده ۳۹-۱- زبانهای رسمی دیوان بین‌المللی دادگستری فرانسه و انگلیسی است. هرگاه طرفین دعوی موافقت نمایند که تمام جریان کار به زبان فرانسه به عمل آید حکم نیز به زبان فرانسه امضاء خواهد شد. هرگاه طرفین دعوی توافق نمایند که تمام جریان کار به زبان انگلیسی به عمل آید حکم نیز به زبان انگلیسی داده می‌شود.

۲-در صورت نبودن موافقتی برای تعیین زبانی که باید به کار گرفته شود طرفین دعوی می‌توانند در تقریرات خود هر یک از این دو زبان را که ترجیح می‌دهند به کار برند و حکم دیوان نیز به فرانسه و انگلیسی داده خواهد شد. در این صورت خود دیوان معین می‌کند که کدام یک از این دو نص معتبر خواهد بود.

۳-دیوان به درخواست هرطرفی اجازه خواهد داد که آن طرف زبانی غیر از فرانسه یا انگلیسی به کار برد.

ماده ۴۰-۱- دعاوی به اقتضای مورد یا به وسیله ابلاغ توافق طرفین دعوی یا به وسیله دادخواستی که به دفتردار داده می‌شود به دیوان رجوع می‌گردد. در هر صورت باید موضوع اختلاف و طرفین دعوی معین گردند.

۲-دفتردار فوراً عرض حال را به هر ذینفعی ابلاغ می‌کند.

۳-و نیز نامبرده موضوع را به وسیله دبیرکل سازمان ملل متحد به اطلاع اعضای ملل متحد و همچنین به اطلاع دولتهایی که حق رجوع به دیوان دارند می‌رساند.

ماده ۴۱-۱- دیوان بین‌المللی دادگستری اختیار دارد در صورتی که تشخیص دهد که اوضاع و احوال ایجاب می‌کند اقداماتی را که باید برای حفظ حقوق طرفین موقتاً به عمل آید انجام دهد.

۲-تا صدور حکم قطعی تعیین این اقدامات باید فوراً به طرفین اختلاف و به شورای امنیت ابلاغ گردد.

ماده ۴۲-۱- نمایندگی طرفین در دیوان بین‌المللی دادگستری به عهده کسانی است که از طرف آنها معین می‌شود.

۲-طرفین می‌توانند در محضر دیوان از مشاورین حقوقی یا وکلای دادگستری کمک بگیرند.

۳-نمایندگان و مشاوران و وکلای طرفین در محضر دیوان دارای مزایا و مصونیتهایی خواهند بود که برای انجام آزادانه وظایف آنها لازم است.

ماده ۴۳-۱- آئین رسیدگی دو مرحله دارد یک کتبی و دیگری شفاهی.

۲-آئین کتبی عبارت است از ابلاغ لوایح متقابل و بنابر اقتضی جواب آنها به قاضی و به طرف وهمچنین از ابلاغ اوراق و مدارک مربوط به دعوی.

۳-ابلاغ به وسیله دفتردار و به ترتیب در مدتی که از طرف دیوان معین می‌شود به عمل می‌آید.

۴-رونوشت مصدق هرگونه اوراق که یکی از طرفین می‌دهد باید به طرف دیگر ابلاغ شود.

۵-آئین شفاهی عبارت است از استماع به اظهارات شهود و کارشناسان و نمایندگان و مشاورین حقوق وکلای دعوی.

ماده ۴۴-۱- برای ابلاغ به هر کسی غیر از نمایندگان و مشاوران و وکلای طرفین دیوان بین‌المللی دادگستری مستقیماً به دولتی مراجعه خواهد کرد که ابلاغ در خاک آن دولت می‌بایسیتی تسلیم شود.

۲-همین ترتیب در مواردی که بایستی مدارکی در مح مجمع‌آوری شود نیز صدق می‌کند.

ماده ۴۵- رسیدگی تحت ریاست رئیس و در صورت غیبت او تحت ریاست نایت رئیس به عمل می‌آید. در صورت غیبت هر دو ریاست به عهده قدیمی‌ترین قاضی از میان قضات حاضر خواهد بود.

ماده ۴۶- جلسه رسیدگی علنی است مگر اینکه خود دیوان تصمیم دیگری بگیرد یا اینکه طرفین درخواست نمایند که جلسه بدون حضور تماشاچی تشکیل شود.

ماده ۴۷-۱- در هر جلسه صورت جلسه‌ای تهیه خواهد شد که به امضای رئیس و دفتردار می‌رسد.

۲-فقط این صورت جلسه اعتبار سند رسمی خواهد داشت.

 

https://telegram.me/legallovers    

ماده ۴۸- دیوان بین‌المللی دادگستری برای اداره کردن جریان دعوی و تعیین ترتیبات و مهلت‌هایی که باید هر یک از طرفین بر طبق آن آخرین تقاضای خود را از دیوان بنامیند قرارهایی صادر و هر اقدامی را که برای اقامه ادله مقتضی باشد به عمل می‌آورد.

ماده ۴۹- دیوان بین‌المللی دادگستری می‌تواند حتی قبل از شروع جلسه از نمایندگان طرفین بخواهد که تمام مدارک را تقدیم و کلیه توضیحات خود را بدهند. در صورت امتناع این نکته را دیوان منظور نظر خواهد داشت.

ماده ۵۰- دیوان می‌تواند هرگاه لازم باشد یک تحقیق یا یک امر مشورتی را به هر شخص یا هیات یا دفتر یا کمیسیون و یا موسسه‌ای که خود دیوان انتخاب می‌کند رجوع نماید.

ماده ۵۱- در جریان محاکمه کلیه سوالات مقتضی از شهود و کارشناسان بر طبق ترتیباتی به عمل می‌آید که دیوان بین‌المللی دادگستری در آئین‌نامه مذکور در ماده ۳۰ مقرر خواهد داشت.

ماده ۵۲- پس از آنکه در تاریخ‌های مقرر اسناد و مدارک دریافت و اظهارات شهود استماع گردید دیوان می‌تواند هر شهادت یا مدارک جدیدی را که یکی از طرفین بخواهد بدون رضایت طرف دیگر به او بدهد رد نماید.

 

ماده ۵۳-۱- اگر یکی از طرفین در جلسه رسیدگی حاضر نشود یا از ابراز دلایل خودداری نماید طرف دیگر می‌تواند از دیوان تقاضا نماید که بر طبق درخواست‌های او حکم بدهد.

۲-قبل از اینکه دیوان این تقاضا را بپذیرد باید مطمئن گردد که نه فقط طبق ماده ۳۶ و ۳۷ صلاحیت رسیدگی دارد بلکه درخواست‌های مزبور هم از نقطه نظر حقوقی و هم از نقطه نظر عملی صحیح و با اساس است.

ماده ۵۴-۱- وقتی که نمایندگان و مشاورین و وکلای طرفین تمام وسائلی را که مفی می‌دانند تحت نظر دیوان به کار بردند رئیس ختم محاکمه را اعلام می‌نماید.

۲-سپس هیات داوران برای مشورت به اتاق مشاوره می رود. مشاوره داوران باید محرمانه به عمل آمده و سری بماند.

ماده ۵۵-۱- احکام داوران با اکثریت قضات حاضر صادر می‌شود.

۲-در صورت تساوی آراء، رای رئیس یا کسی که جانشین او است قاطع خواهد بود.

ماده ۵۶-۱- حکم باید موجه باشد.

۲-اسامی قضاتی که در صدور حکم شرکت کرده‌اند باید در حکم قید گردد.

ماده ۵۷- هرگاه حکم کالاً یا جزاً به اتفاق آراء قضات صادر نشده باشد هر قاضی حق خواهد داشت شرح عقیده شخصی خود را صمیمه حکم کند.

ماده ۵۸- حکم باید به امضای رئیس و دفتردار برسد و در جلسه علنی که نمایندگان طرف حسب‌المقرر به آنجا دعوت شده باشند خوانده می‌شود.

ماده ۵۹- احکام دیوان فقط درباره طرفین اختلاف و در موردی که موضوع حکم بوده الزام‌آور است.

ماده ۶۰- احکام دیوان قطعی و غیر قابل استیناف است. در صورت اختلاف در مورد معنی و حدود حکم، دیوان می‌تواند به درخواست هر طرفی آن را تفسیر نماید.

ماده ۶۱-۱- تجدید نظر در حکم را نمی‌توان از دیوان تقاضا نمود مگر در صورت کشف یک امری که در قضیه اثر قطعی داشته و قبل از صدور حکم، خود دیوان و طرفی که تقاضای تجدید نظر می‌نماید از وجود آن امر اطلاع نداشته‌اند و از ناحیه طرف مزبور هم تقصیری برای این عدم اطلاع نبوده است.

۲-آئین تجدید نطر بر طبق حکمی شروع می‌شود که از طرف دیوان صادر شده و به موجب آن صراحتاً وجود امر جدیدی را که دارای کیفیات لازم برای امکان تجدید نظر است اشهاد کرده و از این حیث درخواست تجدید نظر را قابل قبول اعلام می‌دارد.

۳-دیوان می‌تواند شروع آئین تجدید نظر را به اجرای قبلی حکم  متوقف سازد

-درخواست تجدید نظر باید حداکثر در ظرف ۶ ماده از تاریخ کشف امر جدید به عمل آید.

۵-پس از انقضای ده سال از تاریخ حکم هیچ درخواست تجدید نظر امکان‌پذیر نخواهد بود.

ماده ۶۲-۱- هرگاه دولتی تشخیص دهد که قضاوتی که به عمل آمده به یکی از علایق حقوقی آن مربوط می‌شود می‌توان برای دخالت در قضیه به دیوان عرض حال بدهد.

۲-در مورد این تقاضا رای دیوان قاطع است.

ماده ۶۳-۱- هرگاه امر مربوط به تفسیر قراردادی باشد که در آن قرارداد دولتهای دیگر غیر از طرفین اختلاف شرکت داشته‌اند. دفتردار باید بدون درنگ مراتب را به اطلاع آن دولتها برساند.

۲-هر یک از این دولتها حق دارد که وارد محاکمه شود و در صورت اعمال این حق تفسیری که به موجب حکم دیوان به عمل می‌آید درباره او نیز الزام‌آور خواهد بود.

ماده ۶۴- هریک از طرفین دعوی مخارج محاکمه مربوط به خود را متحمل خواهد شد مگر این که دیوان ترتیب دیگری مقرر دارد.

فصل چهارم – آراء مشورتی

ماده ۶۵-۱- دیوان می‌تواند در هر مسئله قضایی به تقاضای هر سازمان یا موسسه‌ای که منشور ملل متحد به او اجازه چنین تقاضا را می‌دهد یا برطبق مقررات آن منشور می‌تواند این اقدام را به عمل آورد رای مشورتی بدهد.

۲-مسائلی که در مورد آن رای مشورتی دیوان خواسته می‌شود باید ضمن عرض حال کتبی بیان و در عرض حال مزبور آن مسائل باید با عبارت صریح شرح داده شود. هر نوع مدارکی که ممکن است موجب روشن کردن مساله باشد باید به عرض حال ضمیمه گردد.

ماده ۶۶-۱- دفتر دار فوراً عرض حالی را که به موجب آن درخواست رای مشورتی به عمل آمده به تمام دولتهایی که حق اقامه دعوی در دیوان دارند ابلاغ می‌نماید.

۲-بعلاوه دفتردار باید به موجب ابلاغ مخصوص و مستقیم به هر دولتی که حق اقامه دعوی در دیوان یا یک سازمان بین‌المللی که به تشخیص دیوان یا در صورتیکه دیوان به تشخیص فرد توانایی دادن اطلاعات لازم را داشته باشد اطلاع دهد که دیوان حاضر است در مورد موعدی که رئیس معین می‌نماید اظهاریه‌های کتبی دریافت یا بیانات شفاهی آنها را در جلسه علنی که برای این منظور تشکیل می‌یابد استماع کند.

۳-هرگاه یکی از این دولتها که ابلاغ مخصوص منظور در بند دوم این ماده نسبت به او به عمل نیامده است به دادن اظهاریه کتبی یا به بیان توضیحات شفاهی اظهار میل کند در مورد این تقاضا رای دیوان قاطع خواهد بود.

 

https://telegram.me/legallovers    

۴-به دولتها یا موسسه‌هایی که لوایح کتبی یا توضیحات شفاهی داده‌اند اجازه داده می‌شود که لوایح و توضیحات دولتها با سازمانهای دیگر را به طریق و در مدتی که در هر مورد بخصوص از طرف دیوان در صورت دایر نبودن آن از طرف رئیس معین می‌شود مورد بحث و اطهار نظر قرار دهند و برای این منظور دفتردار در مورد مقتضی اظهاریه‌های کتبی را به دولتها و موسساتی که خود آنها نیز اظهاریه‌هایی تقدیم داشته‌اند ارسال می‌دارند.

ماده ۶۷- دیوان رای مشورتی خود را در جلسه علنی اعلام می‌دارد و مراتب قبلاً به دبیرکل و نمایندگان اعضاء سازمان ملل متحد و دولتهای دیگر و به نمایندگان موسسات بین‌المللی که مستقیماً ذینفع هستند اطلاع داده می‌شود.

ماده ۶۸- دیوان باید در حین اجرای وظایف مشورتی خود مقررات این اساسنامه را در مورد اختلافات مطروحه‌ای که قابل اعمال می‌داند تا سرحد امکان مراعات کند.

 

فصل پنجم – اصلاحات

ماده ۶۹- اصلاحات این اساسنامه به همان طریقی به عمل می‌آید که برای اصلاحات منشور ملل متحد مقرر است ولی مشروط و منوط به تصمیماتی خواهد بود که مجمع عمومی بنابه توصیه شورای امنیت برای شرکت دولتهایی اتخاذ می‌نماید که این اساسنامه را امضاء کرده‌اند ولی عضو سازمان ملل متحد نیستند.

ماده ۷۰- دیوان می‌تواند اصلاحاتی را که به تشخیص او لازم است در این اساسنامه به عمل آید به وسیله ابلاغ کتبی دبیر کل سازمان ملل متحد پیشنهاد نماید تا طبق مقررات ماده ۶۹ مورد رسیدگی واقع شود

 

https://telegram.me/legallovers    

قانون اساسنامه مرکز داوری اتاق ایران

قانون اساسنامه مرکز داوری اتاق ایران

 

 

https://telegram.me/legallovers    

فصل اول- کلیات

ماده ۱- در اجرای بند”ح” ماده”۲” قانون اصلاح موادی از قانون اتاق بازرگانی و صنایع و معادن جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۷۳/۰۹/۱۵ مرکز داوری اتاق ایران که در این قانون”مرکز” نامیده می شود، مطابق مقررات این اساسنامه به صورت وابسته به اتاق یاد شده تشکیل می گردد.

ماده ۲- موضوع فعالیت”مرکز” حل و فصل اختلافات بازرگانی اعم از داخلی و خارجی از طریق داوری است.

ماده ۳- “مرکز” در شهر تهران مستقر خواهد شد.

فصل دوم- ارکان

ماده ۴- ”مرکز” دارای ارکان زیر است:

الف- هیأت مدیره.

ب- دبیرکل.

ج- داوران.

ماده ۵ – هیأت مدیره از رئیس و یکی از نواب رئیس اتاق ایـران، رئیـس یا نایب رئیس اتاق تهران، دبیرکل اتاق ایران و سه نفر از بازرگانان و مدیران بصیر و خوشنام صنایع و معادن به انتخاب هیأت نمایندگان اتاق ایران تشکیل خواهد شد.

تبصره ۱- مدت تصدی هیأت مدیره، سه سال و ریاست آن با رئیس اتاق ایران خواهد بود. انتخاب مجدد اعضای آن بلامانع می باشد.

تبصره ۲- هیأت مدیره نحوه تشکیل جلسات خود را تعیین می نماید و برای رسمیت یافتن جلسات، حضور حداقل پنج نفر از اعضاء الزامی است. تصمیمات این هیأت با اکثریت نسبی نافذ خواهد بود.

ماده ۶- وظایف و اختیارات هیأت مدیره بشرح زیر است:

الف- تهیه و پیشنهاد آئین نامه های داخلی”مرکز” در ارتباط با نحوه ارائه خدمات و هزینه داوری (به استثنای تعرفه های داوری) و امور مالی و استخدامی برای تصویب به هیأت نمایندگان اتاق ایران.

تبصره- تعیین تعرفه های داوری بر طبق قوانین و مقررات جاری کشور می باشد.

ب- تهیه و پیشنهاد بودجه سالانه برای تأیید به هیأت نمایندگان اتاق ایران.

ج- تهیه و پیشنهاد اصلاح این اساسنامه و اعلام آن به مراجع قانونی مربوط از طریق هیأت رئیسه اتاق ایران.

د- انتخاب و عزل دبیرکل.

ماده ۷- دبیر کل”مرکز” برای مدت سه سال از میان حقوقدانان ایـرانی با تجربه و آشنا به مسائل بازرگانی داخلی و بین المللی انتخاب خواهد شد و بر اساس مصوبات هیئت مدیره و وفق مقررات این اساسنامه انجام وظیفه خواهد نمود و انتخاب مجدد وی بلامانع است.

تبصره- ”مرکز” دارای دبیرخانه ای می باشد که تحت نظر و ریاست دبیرکل اداره می شود. شرح وظایف دبیرخانه به پیشنهاد دبیرکل و تصویب هیأت مدیره، تعیین خواهد شد.

ماده ۸- فهرست افرادی که صلاحیت داوری را دارند از میان حقوقدانان، بازرگانان و سایر اشخاص بصیر و خوشنام و با تجربه که از مقررات و عرف بازرگانی داخلی و خارجی به حد کافی اطلاع دارند بنا به پیشنهاد دبیرکل و تأیید هیأت مدیره، مشخص خواهد شد.

تبصره- اعضای هیأت مدیره و دبیرکل نمی توانند توسط”مرکز” به عنوان داور انتخاب شوند.

فصل سوم- سایر مقررات

 

https://telegram.me/legallovers    

ماده ۹- هزینه های”مرکز” از محل وجوه دریافتی از اصحاب اختلاف و در صورت نیاز از محل درآمدهای اتاق ایران، تأمین خواهد شد.

ماده ۱۰- مقررات عمومی و آئین رسیدگی داوری در”مرکز” به شرح زیر خواهد بود:

الف- در اختلافات تجاری بین المللی، وفق قانون داوری تجاری بین المللی مصوب ۲۶/۶/۱۳۷۶.

ب- در اختلافات تجاری داخلی برابر مقررات قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ۲۱/۱/۱۳۷۹ (در بخش داوری)

ماده ۱۱- دستگاههای دولتی و عمومی ذیربط مکلفند به استعلامهای ارسالی از”مرکز” در حدود و طبق قوانین و مقررات پاسخ دهند.

ماده ۱۲- مقررات عمومی و آئین رسیدگی در مورد داوری موضوع بند (۳) ماده ۵۷ قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایـران مصوب ۱۳۷۰/۰۶/۱۳ در اختلافات داخلی و تجاری بین المللی به تـرتیـب وفـق قانـون آئیـن دادرسـی دادگاههـای عمومـی و انقـلاب مصوب ۱۳۷۹/۰۱/۲۱ (در بخش داوری) و قانون داوری تجاری بین المللی مصوب ۱۳۷۶/۰۶/۲۶ می باشد.

قانون فوق مشتمل بر داوزده ماده و پنج تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ چهاردهم بهمن ماه یکهزار و سیصد و هشتاد مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ۱۳۸۰/۱۱/۲۴ به تأیید شورای نگهبان رسیده است.

 

https://telegram.me/legallovers    

نمونه شرط داوری


https://telegram.me/legallovers    

داوری شیوه مدرن حل اختلاف است که در هر زمان قابل دسترسی است. حتی در زمانی که پرونده شما در مراجع قضایی مطرح باشد می توانید به داوری، رجوع نمایید.

برای استفاده بهتر از خدمات “موسسه حقوقی اصحاب دانش پرور” پیشنهاد می کنیم متن زیر را در قراردادهای خود درج فرمایید:

«کلیه اختلافات و دعاوی ناشی از این قرارداد و یا راجع به آن از جمله انعقاد، اعتبار، فسخ، نقض، تفسیر یا اجرای آن با اختیار صلح و سازش به موسسه حقوقی اصحاب دانش پرورارجاع می گردد که مطابق با مقررات و قواعد و نیز آئین داوری  با رأی یک یا سه نفر داور به صورت قطعی و لازم الاجراء حل و فصل گردد. داور(ان) علاوه بر مقررات حاکم، عرف تجاری و رویه داوری ذیربط را نیز مراعات خواهد (خواهند) نمود. شرط داوری حاضر، موافقتنامه ای مستقل از قرارداد اصلی، تلقی می‌شود و در هر حال، لازم الاجراء است.»

 

https://telegram.me/legallovers    

داوری در تجارت بین الملل

داوری در تجارت بین الملل

 

https://telegram.me/legallovers    

 

داوری در تجارت بین الملل ،طرفداران بیشتری از داوری در حقوق داخلی دارد، تجار بین المللی علاقه زیادی دارند که اختلاف خود را به صورت غیر رسمی و بر اساس قوانین و اصول حقوقی که مناسب می دانند بین خودشان ، به صورت غیر رسمی ولی با الزام های مناسب جهت اجرای رأی داور حل و فصل نمایند.

همین موارد و رابطه ها باعث هم افزایی تجارت بین الملل و داوری بین المللی شده است.

توسعه داوری در تجارت بین الملل و علاقه تجار به حل و فصل اختلافات ناشی از قرارداد های خود از طریق داوری، و کارآمد بودن داوری باعث توسعه تجارت بین الملل و اعتماد تجار به یکدیگر شده و از حدود اوایل قرن بیستم داوری تجاری بین المللی رشد فزاینده ای پیدا کرد.

علل رشد داوری تجاری بین المللی

از جمله علل آن می توان به توسعه اقتصادی کشورها و افزایش تجارت خارجی و از طرفی ایجاد بسترهای مناسب حقوقی برای داوری در سطح بین المللی و تنظیم قوانین و مقررات داخلی و بین المللی اشاره نمود.

این عوامل دست به دست هم داد، تا داوری تبدیل به یک نهاد مهم در تجارت بین الملل گردد و تا جائیکه بیش از نود درصد اختلافات به داوری ارجاع گردد.

در ایران هم به موجب سیاست های کلی نظام که توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب و در تاریخ ۲۹/۷/۱۳۸۱ در روزنامه رسمی به چاپ رسیده است یکی از مسائل مهم توسعه و ترویج داوری است.

این امر به صورت قانون الزام آور بوده و در همین راستا در بند «ج» ماده ۹۱ قانون اجرای سیاست های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی قوه قضائیه مکلف گردید به جهت تخصصی بودن امور بازرگانی ارجاع پرونده های بازرگانی به داوری باشد.

برابر قانون برنامه ۵ ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران در قسمت دوّم از بند «و» ماده ۲۱۱ تدوین لایحه جامع داوری داخلی و بین المللی پیش بینی شده است که هم اکنون نیز این لایحه در حال تهیه می باشد.

قانون داوری تجاری بین المللی

تصویب قانون داوری تجاری بین المللی در سال ۱۳۷۶ در قلمرو داوری های بین المللی و همچنین الحاق ایران در سال ۱۳۸۰ به کنوانسیون شناسائی و اجرای احکام داوری خارجی نیویورک مصوب ۱۹۵۸ در مورد شناسائی و اجرای آرای داوری خارجی، قدم بزرگ دیگری است که ایران در راستای ارتقاء امنیت تجارت بین الملل و جذب سرمایه های خارجی در ایران برداشته است.

تعریف و بیان تفاوت های داوری خارجی و بین المللی و معرفی سایر روش های جایگزین حل اختلاف که معروف به ADR هستند نوشته ای جداگانه طلب می کند که در آینده تقدیم می گردد و در انتها فواید داوری بیان می گردد:

 

https://telegram.me/legallovers    

فواید داوری در تجارت بین الملل

فواید داوری در تجارت بین الملل در زیر بیان می شود :

  1. الزام آور بودن رأی داور، طرفین قرارداد را در خصوص ارجاع اختلاف خود به داوری مطمئن می سازد.
  2. کوتاه شدن روند دادرسی و سرعت در رسیدگی
  3. استفاده از افراد متخصص در امر داوری می تواند رسیدگی را از ایراد محفوظ دارد تا فردی آشنا به موضوع دعوی به اختلاف طرفین رسیدگی کند.
  4. مورد اعتماد بودن داور از آن جهت هست که خود طرفین داور را انتخاب نموده اند.
  5. محرمانگی ،در دنیای تجارت بین الملل آبروی طرفین تجاری و شرکت های تجاری بسیار مهم هست و دوست ندارند اطاعت آنها در اختیار کسی قرار گیرد.
  6. قابلیت انعطاف پذیری داوری در مراجعه به قانون حاکم و اصول و قواعد رسیدگی
  7. اجرای راحت تر رأی داور نسبت به آراء صادره توسط محاکم قضائی در کشور ثالث
  8. تک مرحله ای بودن داوری
  9. استفاده از حقوقدانان اعم از وکلا و یا افراد آگاه به قوانین و افراد متخصص در حوزه امور حقوقی و فنی جهت دفاع

داوری در دعاوی و اختلافات ناشی از روابط استیجاری

 

 

https://telegram.me/legallovers    

داوری در دعاوی و اختلافات ناشی از روابط استیجاری ،با توجه به این که یکی از فراوان ترین و پرکاربردترین معاملات جاری در کشورقراردادهای اجاره هستند که بین موجر و مستاجر،منعقد می گردند،حائز اهمیت است لذا در این نوشتار به بررسی این موضوع می پردازم.

رعایت این نکات کاربردی را به طرفین معامله و به مشاوران املاک و داوران و موسسات داوری توصیه می کنم.

بایسته های داوری در دعاوی و اختلافات استیجاری

بخشی از بایسته های داوری در دعاوی و اختلافات استیجاری به شرح زیر می باشد:

۱- داوری پذیر بودن قراردادهای اجاره و روابط استیجاری.

یعنی بطور کلی می توان اختلافات بین موجر و مستاجر و دعاوی مربوط به روابط استیجاری را بجای آنکه در دادگاه مطرح نمود به داوری ارجاع کرد.

۲-درج شرط داوری در قراردادهای اجاره

چند سالی است که اتحادیه های املاک در نمونه قرارداد های اجاره اقدام به درج شرط داوری برای حل اختلافات موجر و مستاجر می کنند. البته صرف درج شرط داوری در قرارداد اجاره کارگشا نخواهد بود.

برای اینکه موجر و مستاجر درگیر پروسه طولانی و پر هزینه انتخاب داور از طریق دادگاه نشوند و اعتبار داوری نزد مردم مخدوش نشود، مشاوران املاک باید بر انتخاب و ذکر نام و مشخصات داور یا موسسه داوری و اخذ قبولی داور نیز اقدام نمایند.

۳- موضوع درخواست در رسیدگی داوری

معمولا در روابط استیجاری، صدور رای داوری مبنی بر محکومیت مستاجر به تخلیه مورد اجاره و اجور معوقه و اجرت المثل ایام تصرف و خسارات وارده به ملک و تسویه قبوض آب و برق و انشعابات و محکومیت موجر به استرداد مبلغ ودیعه و خسارت تاخیر تادیه آن، خسارات دادرسی و…مورد درخواست رسیدگی قرار می گیرند.

۴- دقت شود که شرط داوری مندرج در قراردادهای اجاره بایستی برای ارجاع اختلاف به داوری، قطعی و منجز و صحیح باشد.

۵- دقت شود که ترتیبات انجام یافته برای انتخاب داور، تشکیل هیات داوری، تشکیل جلسه داوری، ابلاغ اوراق داوری و… منطبق با مقررات داوری در قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و قواعد داوری مربوطه باشد.

۶- توجه به قوانین و مقررات حاکم بر داوری در روابط استیجاری

از جمله، قانون مدنی در باب اجاره، قانون روابط موجر و مستاجر، قرارداد اجاره فیمابین طرفین، قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی انقلاب در امور مدنی.

۷- به شناخت و تعیین مقر داوری ، توجه شود.

۸- توجه به مستندات خاص و معمول در دعاوی استیجاری

از جمله روی و پشت قراردادهای اجاره، رسیدهای بانکی و اینترنتی، واریز مبلغ ودیعه و اجاره بها و قبوض، اظهارنامه های ابلاغی طرفین، تامین دلیل و…در جریان رسیدگی داوری.

۹- باید دقت شود فردی که به عنوان داور انتخاب می شود دارای ممنوعیت یا محرومیت از داوری نباشد و به ویژه دارای موارد رد و جرح داورنیز نباشد.

 

https://telegram.me/legallovers    

۱۰- داور یا هیات داوران یا موسسات داوری باید به این مطلب توجه ویژه داشته باشند

که رسیدگی فوری و سریع به دعاوی و اختلافات موجر و مستاجر جزو عناصر و الزامات عملی داوری در دعاوی و اختلافات استیجاری است. هر چند یکی از ارزش ها و مزیت های داوری نیز سرعت در رسیدگی می باشد با این وجود در روابط استیجاری همانطور که از قانون موجر و مستاجر بر می آید سرعت در حل اختلاف بطور خاص تر باید مورد توجه داور باشد.

توصیه می شود جهت انتخاب داوری متخصص در داوری در دعاوی و اختلافات ناشی از روابط استیجاری و تسریع در روند رسیدگی داوری، از مشاوران و داوران با تجربه و کاردان ما در موسسه حقوقی اصحاببهره مند شوید.

 

https://telegram.me/legallovers    

داوری در اختلافات نقل و انتقال سهام 

 

 

https://telegram.me/legallovers    

داوری در اختلافات نقل و انتقال سهام  تحت عنوان داوری در اختلافات راجع به نقل و انتقال سهام بانام در شرکت های سهامی خاص در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد .نقل و انتقال سهام بانام در شرکتهای سهامی خاص دارای الزامات و ترتیبات قانونی ویژه خود می باشد. بخشی از این ترتیبات و الزامات به قانون تجارت باز می‌گردد و بخش دیگری به اساسنامه شرکت های سهامی.

از جمله اینکه برابر ماده ۴۰ لایحه قانونی اصلاح قسمتی ازقانون تجارت:

نقل و انتقال سهام با نام در شرکتهای سهامی بایستی در دفتر ثبت سهام شرکت به ثبت برسد. همچنین ممکن است برابر ماده ۴۱ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت نقل و انتقال سهام در شرکت سهامی خاص منوط به تصویب هیئت مدیره یا مجمع عمومی صاحبان سهام شده باشد که در این صورت، اخذ مصوبه هیات مدیره و مجمع عمومی صاحبان سهام به عنوان الزام اساسنامه‌ ای نیز ضرورت خواهد داشت.

داوری در اختلافات نقل و انتقال سهام و معاملات سهام در شرکت های سهامی خاص ممکن است در چندین فرض مختلف، مطرح گردد که به شرح زیر به آن اشاره می کنم:

۱- فرض نخست

آن است که بین انتقال دهنده و انتقال گیرنده سهام در مورد حل و فصل اختلافات راجع به معامله سهام، شرط داوری شده باشد که در این صورت، اختلافات آن قرارداد، قابل ارجاع به داوری خواهد بود.

۲- فرض دوم

آن است که در اساسنامه شرکت یا در توافق بین سهامدار با شرکت، مقرر شده باشد که اختلافات مربوط به سهامدار با شرکت به داوری ارجاع شود که در این صورت اگر در جریان معاملات و نقل و انتقالات سهام بین سهامداران شرکت، اختلافی بروز نماید حل اختلاف از طریق داوری ، صورت خواهد گرفت.

۳- فرض سوم

آن است که برابر اساسنامه شرکت یا به موجب توافقی که سهامداران با یکدیگر داشته اند حل اختلافات فیمابین آنان به داوری، ارجاع شده باشد که در این صورت نیز اگر راجع به معاملات و نقل و انتقالات سهام بین سهامداران شرکت، اختلافی بروز نماید حل آن اختلاف به داوری، ارجاع خواهد گردید.

اختلافات و دعاوی مربوط به معاملات سهام ،نقل و انتقال سهام شرکت های سهامی، اصولا «داوری پذیر» هستند.

 

https://telegram.me/legallovers    

قوانین و مقررات حاکم 

قوانین و مقررات حاکم بر رسیدگی  داوری در اختلافات نقل و انتقال سهام بانام شرکت های سهامی ، عبارت خواهند بود از:

۱- قانون تجارت

۲- لایحه قانونی اصلاح قسمتی ازقانون تجارت

۳- قانون آیین دادرسی مدنی در باب داوری

۴- قانون مالیاتهای مستقیم در قسمتی که مربوط به مالیات نقل و انتقال سهام است

۵- قوانین و مقررات ثبت شرکتها

۶- قرارداد یا توافق مربوط به نقل و انتقال سهام بین خریدار و فروشنده سهام

۷- توافقات، صورتجلسه و قراردادهای فیمابین شرکت و سهامداران

۸- مصوبات مجامع عمومی و هیئت مدیره شرکت سهامی که مرتبط با نقل و انتقالات و معاملات سهام آن شرکت باشد.

 

https://telegram.me/legallovers    

ابلاغ رای داور بوسیله دفتر خدمات الکترونیک قضایی

 

 

https://telegram.me/legallovers    

ابلاغ رای داور بوسیله دفتر خدمات الکترونیک قضایی در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد.

به دنبال ایجاد و گسترش دفاتر خدمات الکترونیک قضایی و توسعه دادرسی الکترونیکی در کشورمان، بخشی از خدمات قضایی مورد نیاز مردم از طریق دفاتر الکترونیک قضایی در دسترس آنان قرار گرفته است.

ابلاغ اظهارنامه ها، ثبت دادخواست و لوایح از جمله خدماتی است که اکنون از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی به مردم ارائه می گردد.

ابلاغ رای داور نیز یکی از خدماتی است که از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی، قابلیت انجام دارد.

همانگونه که در ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی تصریح گردیده است در مواردی که برای ابلاغ رای داور در قرارداد داوری پیش بینی خاصی نشده باشد داور مکلف است رای خود را از طریق دفتر دادگاه صالح ابلاغ نمایند.

دفتر دادگاه پس از دریافت درخواست داور برای ابلاغ رای، اصل رای داوری را بایگانی و رونوشت گواهی شده آن را به دستور دادگاه به طرفین داوری ابلاغ می‌نماید.در ادامه به بررسی ابلاغ رای داور بوسیله دفتر خدمات الکترونیک قضایی می پردازیم.

نکاتی در مورد ابلاغ رای داور بوسیله دفتر خدمات الکترونیک قضایی:

ابلاغ رای داور بوسیله دفتر خدمات الکترونیک قضایی به این صورت می باشد که داور با رعایت ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی انقلاب در امور مدنی با در دست داشتن تعداد کافی از نسخه اصل رای داوری ( به تعداد خواهان و خواندگان به اضافه یک نسخه) به دفتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه می‌کند.

دفتر خدمات الکترونیک قضایی به عنوان واسط و درگاه ورود درخواست ها به مرجع قضایی، اقدام به دریافت نسخه های اصل از رای داوری نموده و با احراز هویت داور، در قالب یک دادخواست خطاب به مجتمع قضایی یا حوزه قضایی (که نسبت به اصل موضوع رای داور، از حیث صلاحیت محلی و ذاتی، صلاحیت رسیدگی دارد) اقدام به ورود اطلاعات در سامانه می نماید و مشخصات داور را به مرجع قضایی اعلام و ارسال می نماید. در این مورد داور خواهان، و طرفین داوری خواندگان تلقی می شوند.

 

https://telegram.me/legallovers    

پس از آن که درخواست ابلاغ رای داور، در مجتمع قضایی یا حوزه قضایی ذیربط منتهی به ارجاع به شعبه ای از دادگاه های عمومی حقوقی گردید دفتر آن شعبه برابر تکلیفی که در ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی انقلاب در امور مدنی آمده است یک نسخه از اصل رای داور را بایگانی نموده و رونوشت گواهی شده آن را حسب دستور دادگاه به طرفین داوری، ابلاغ خواهد نمود.

ابلاغ رای داور در این مورد مطابق قواعد ابلاغ در آیین دادرسی مدنی صورت می گیرد یعنی به صورت ابلاغ الکترونیک در صورت عضویت طرف ابلاغ در سامانه ی ثنا، و در غیر این صورت به صورت ابلاغ قانونی یا واقعی از طریق مامور ابلاغ.

داوری در طلاق


https://telegram.me/legallovers    

داوری در طلاق موضوعی است که در موارد وقوع اختلاف در روابط خانوادگی زوجین و تصمیم آنها به طلاق مطرح می گردد در این نوشتار بهلزوم داوری در طلاق می پردازیم.

مقدمه

عدم توجه زوجین به تکالیفی که در مقابل همسر خود دارند و یا وجود سایر مشکلات مانند بیکاری ،اعتیاد و… گاهی موجب بروز اختلافات جدی در روابط آنها می گردد که عدم رفع این مشکلات در نهایت موجب جدایی و طلاق می شود در نتیجه لازم است که در خصوص اختلافات جزئی چاره‌جویی نموده و از بروز اختلافات عمیق و اساسی جلوگیری کرد.

از اینجاست که احساس نیاز به بهره گیری از تجربه ها و آگاهی های افرادی می‌شود که در این راه راهنما و مشکل گشای زوجین باشند اسلام این افراد را با عنوان حکم خطاب می‌کند و در حقوق ایران این افراد به عنوان داور شناخته شده‌اند.

نمونه ای از آیه قرآن در خصوص توصیه به داوری در اختلافات خانوادگی:

اگر از جدایی میان زن و شوهر بیم دارید داوری از خانواده مرد و داوری از خانواده زن انتخاب کنید اگر سر سازگاری دارند خداوند میان آندو سازگاری خواهد داد آری خداوند دانای آگاه است. سوره نسا آیه ۳۵.

از آنجایی که بسیاری از قوانین ایران از شرع مقدس اسلام برگرفته شده است در قانون نیز وقوع طلاق منوط به ارجاع دعوا به داوری شده است.

 

https://telegram.me/legallovers    

داوری در طلاق چیست

تفاوتی ندارد که درخواست طلاق از طرف زوج انجام گیرد یا زوجه. در هر صورت دادگاه به منظور برقراری صلح و سازش میان زوجین ، دعوای طلاق را به داوری ارجاع می نماید.

 رای دادگاه در خصوص طلاق تحت تاثیر نظر داوران قرار می گیرد البته نظریه داوری برای دادگاه لازم الاجرا نمی باشد و در صورتی که دادگاه آن را خلاف اوضاع و احوال و قوانین بداند می‌تواند نظریه داوری را رد کند و در این صورت روند رسیدگی داوری تجدید می گردد.

آثار صدور قرار داوری

بعد از درخواست طلاق از دادگاه، دادگاه قرار داوری صادر می نماید. در این صورت هر یک از زوج و زوجه باید یک نفر داور از جانب خود معرفی نمایند داوران مذکور باید دارای ویژگی ها و موقعیت اجتماعی خاصی باشند تا بتوانند به نحو احسن داوری را به انجام رساند.

 از شرایط داور در دعوای طلاق

۱. از خویشان متاهل زوجین باشند.

البته اگر داور تعیین شده از محارم زوجین باشد و همسرش فوت کرده یا طلاق گرفته باشد وی مورد قبول می باشد.

۲. دارای حداقل ۳۰ سال باشند.

۳. به مسائل خانوادگی و شرعی و اجتماعی مربوط به خانواده و طلاق آشنایی داشته باشند.

در صورتی که فردی واجد شرایط فوق در دسترس زوجین نباشد و یا کسی داوری را قبول نکند زوجین می توانند از بین افراد واجد صلاحیت دیگر (داوران مجرب و متخصص موسسه ایران داوری) داور خود را تعیین و معرفی نمایند. که مسلما رسیدگی داوری توسط داوران باتجربه و آگاه از قوانین نسبت به داوری افراد عادی به مراتب مزیت های فراوانی برای زوجین خواهد داشت.

در صورت عدم تعیین داور مطابق موارد فوق دادگاه به درخواست هر یک از طرفین اقدام به تعیین داور می نماید.

در مرحله بعدی و پس از تایید داوران توسط دادگاه رسیدگی داوری آغاز می شود داوران با تشکیل جلسات و سایر اقدامات لازم در جهت حل و فصل منازعه میان زوجین قدم بر می دارند بنابراین بعد از طی مراحل فوق، داوران نظریه داوری خود را به دادگاه ارائه می نمایند. دادگاه نیز با توجه به نظریه مزبور در خصوص دعوای طلاق رای صادر می کند.

داوری در انواع طلاق

در تمام انواع طلاق شرط داوری برای صدور رای طلاق از جانب دادگاه یک تکلیف و ضرورت است. استثنای این امر در طلاق توافقی مشاهده می گردد که مطابق ماده ۲۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ تلاش مراکز مشاوره جهت ایجاد سازش میان زوجین جایگزین ارجاع دعوای طلاق به داوری شده است.

 

https://telegram.me/legallovers    

داوری در طلاق توافقی

داوری در طلاق توافقی در قانون حمایت خانواده طی تصویب قوانین مربوط در سالهای اخیر مورد تغییر و تحول قرار گرفته است.

در صورت طرح طلاق توافقی در دادگاه مطابق ماده ۲۵ قانون حمایت خانواده جدید ،دادگاه مکلف به ارجاع موضوع طلاق به مشاور خانواده شده است.

بنابر این زوجین باید پیش از مراجعه به دادگاه و یا بعد از آن و با ارجاع دادگاه،  به مراکز مشاوره خانواده که مورد تایید دادگستری می باشند مراجعه و طلاق توافقی خود را در آنجا مطرح نمایند.

اقدامات مراکز مشاوره خانواده

مراکز مشاوره با تشکیل جلسات مشاوره خانواده و بررسی مشکلات و مسائل مورد اختلاف زوجین سعی در انصراف زوجین از طلاق می کنند .

 

https://telegram.me/legallovers    

در صورت عدم انصراف زوجین، موارد توافق به طلاق را تعیین و به دادگاه ارجاع می نمایند.

هدف اصلی این مراجع ایجاد سازش بین زوجین است. ماده ۱۹ قانون حمایت از خانواده.

داوری در دعاوی حقوقی


https://telegram.me/legallovers    

داوری در دعاوی حقوقی و محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های داوری در این خصوص، در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد.

کلیات

ابتدا به بیان نکاتی در خصوص مفهوم دعوای حقوقی و تفاوت های آن با دعوای کیفری می پردازیم:

در دعاوی حقوقی جرمی واقع نمی شود بلکه تنها در روابط اقتصادی و اجتماعی طرفین مشکلی به وجود می آید. در واقع حقی در این میان تضییع گردیده  که با مراجعه طرفین به مراجع حل اختلاف،  قابل مطالبه و حل و فصل می باشد.

طرفین دعوای حقوقی خواهان و خوانده هستند که خواهان با هدف رسیدن به خواسته خود حقی را از خوانده مطالبه می کند. ولی طرفین دعوای کیفری شاکی و مشتکی عنه هستند که غالباً هدف از شکایت، علاوه بر جبران ضرر و زیان مجازات مجرم می باشد.

امکان داوری در دعاوی حقوقی

در قوانین ایران امکان ارجاع دعاوی حقوقی به مرجع داوری پیش‌بینی شده و تنها در مواردی خاص با محدودیت‌ها و ممنوعیت‌هایی در این خصوص مواجه هستیم.

لازم به ذکر است که داوری در دعاوی کیفری ممنوع اعلام شده است.

دعاوی حقوقی غیر قابل ارجاع به داوری:

در ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی این دعاوی به صورت حصری بیان شده است که عبارتند از:

دعاوی اصل نکاح، فسخ نکاح ،طلاق ،نسب، دعاوی مربوط به ورشکستگی.

همچنین داوری در دعاوی مربوط به اموال دولتی و عمومی مطابق اصل ۱۳۹ قانون اساسی تنها تحت شرایط خاصی امکان پذیر می باشد.

 

https://telegram.me/legallovers    

نمونه ای از دعاوی حقوقی رایج:

دعاوی مربوط به عقود و قراردادها مانند دعاوی مربوط به تنظیم اسناد رسمی ،مطالبه خسارات ،ابطال معامله ،فسخ قرارداد ، تحویل مبیع ،خلع ید، دعاوی ناشی از روابط استیجاری و… از این جمله اند.

با توجه به موارد فوق می توان گفت که به استثنای موارد مقرر در ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی، در سایر دعاوی حقوقی ارجاع دعوا به داوری نه تنها مانعی ندارد ،بلکه به لحاظ وجود مزیت های رسیدگی داوری نسبت به رسیدگی مراجع قضایی ،همواره به اشخاص و طرفین دعاوی توصیه می شود.

نمونه لایحه قوی در دعوای ابطال رای داور

نمونه لایحه قوی در دعوای ابطال رای داور

 

https://telegram.me/legallovers    

ابطال رای داور

نمونه لایحه قوی در دعوای ابطال رای داور در این نوشتار آورده شده است ابتدا به بیان مواردی در این خصوص می پردازیم :

در انتخاب داور باید به دو نکته بسیار مهم توجه داشت:

۱- انتخاب داور متخصص

۲- انتخاب داور به شیوه درست

اگر داور غیر متخصص انتخاب کنید :

علاوه بر اینکه در رسیدگی داوری و صدور رای ، باعث اتلاف وقت و هزینه خواهد شد چه خواسته یا ناخواسته به جای داوری، ناداوری کند و رای صادره از سوی او ناقض قواعد بنیادین دادرسی و داوری باشد و قابل ابطال در دادگاه به شمار رود.

و اگر داور را به شیوه درست و قانونی انتخاب ننمائید چه بسا حتی اگر متخصص باشد رای او بدلیل ایراد اساسی به شیوه انتخابش در معرض ابطال از طریق دادگاه قرار گیرد.

داوری که در این جلسه از “شرح یک داوری” با انتشار نمونه لایحه به توضیح آن می پردازم مصداق هر دو نکته بالا بود.

انتخاب داور غیر متخصص و همچنین انتخاب نادرست داور به طور جدی و گسترده می تواند از موجبات ابطال رای داور باشد.

گروهی از افراد با صرف هزینه بسیار و طی زمان زیاد، اقدام به انتخاب یک داور غیرمتخصص به شیوه ای کاملاً غیرقانونی نموده بودند که بدنبال ارائه لایحه دفاعیه زیر رای داوری صادره در دادگاه باطل گردید.

دادخواست و لایحه ابطال رای داور در این پرونده از سوی آقایان محمدرضا یوسف بیگی و مهدی قاسمی که از وکلای پایه یک دادگستری می باشند و در انجام داوری و وکالت در دعاوی داوری، دارای تخصص هستند تنظیم گردیده است و به عنوان نمونه لایحه قوی در دعوی ابطال رای داور ، قابل توجه به شمار می رود.

 

https://telegram.me/legallovers    

نمونه لایحه قوی در دعوی ابطال رای داور 

ریاست محترم شعبه ……..دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ……..

موضوع: پرونده کلاسه ………… (…….بایگانی شعبه)

سلام علیکم؛

با احترام، پیرو دادخواست تقدیمی به طرفیت ……… و غیره به خواسته ابطال رأی داوری به شماره ………. تاریخ ……… که برای مورخ ……….ساعت …….. وقت رسیدگی تعیین شده است مراتب ذیل را به استحضار می رساند:

الف) ایرادات شکلی وارد بر رای داور

۱- ایرادات مربوط به نحوه انتخاب داور

[ انطباق موضوع با بندهای ۱و۶ ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی مبنی بر عدم صلاحیت داور و عدم رعایت قوانین موجد حق]

با عنایت به پیش بینی داور مرضی الطرفین در ماده …..قرارداد … به شماره ….تاریخ ….. (به عنوان نمونه) تنظیمی فی مابین خواندگان و موکل در اجرای ماده ۴۶۰ قانون آیین دادرسی مدنی، خواندگان می بایست در اظهارنامه ارسالی، داور مرضی الطرفین خود را تعیین می نمودند که در مانحن فیه این اقدام بدواً انجام نپذیرفته است.

پس از اقدام به شرح فوق و عدم اجابت خواسته، متعاقباً می بایست نسبت به تقدیم دادخواست تعیین داور از دادگاه اقدام که متعاقباً دادگاه نیز پس از احراز شرایط قانونی خواسته در اجرای ماده ۴۶۷ قانون آیین دادرسی مدنی داور مربوطه را از طریق قرعه، تعیین و سپس در اجرای ماده ۴۷۱ همان قانون داور تعیینی به موکل (خواهان) ابلاغ تا موکل در مهلت قانونی ده روزه، مراتب رد خود را اعلام می نمود ولیکن در پرونده داوری مربوطه هیچ کدام از مراتب فوق، رعایت نگردیده است.

۲- ارجاع و استناد اشتباه به قانون پیش فروش ساختمان

طی یک فرایند مغایر با قوانین موجد حق از جمله قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و مغایر با قرارداد اصلی که مبتنی بر قانون مدنی است (نه قانون پیش فروش آپارتمان) خواهان داوری با القاء اینکه قرارداد فیمابین طرفین، مشمول ماده ۲۰ قانون پیش فروش ساختمان است اقدام به اخذ دستور ارجاع از رئیس دادگستری ….. به داوری نموده است.

 

https://telegram.me/legallovers    

در این خصوص لازم به توضیح است که:

اولاً:

اساساً قرارداد اصلی ، در تاریخ….. یعنی، دو سال پیش از اجرایی شدن قانون پیش فروش ساختمان منعقد شده است.

لازم به ذکر است که قانون پیش فروش ساختمان در تاریخ ۱۲/۱۰/۱۳۸۹  تصویب و پس از فراهم شدن بسترهای ثبتی آن از سوی سازمان ثبت اسناد و املاک، این قانون در سال ۱۳۹۴ (یعنی دو سال، پس از انعقاد قرارداد موضوع داوری) اجرایی شده است و قانونی که بعدا اجرایی شده اساساً نسبت به قراردادی که پیش از آن منعقد گردیده هیچ گونه اثری ندارد. زیرا اثر قانون نسبت به آتیه است نه گذشته.

ثانیاً:

حتی هنوز هم آیین نامه اجرایی موضوع ماده ۲۰ قانون پیش فروش ساختمان به تصویب هیأت وزیران نرسیده است. تاکید می کنیم که اجرای مفاد ماده ۲۰ قانون پیش فروش ساختمان، متوقف بر تصویب و اجرای آئین نامه ای می باشد که هنوز تصویب نگردیده است.

ثالثاً:

قرارداد مبنای داوری، ماهیت ارائه خدمات در زمینه …….. دارد و ماهیت فروش آپارتمان ندارد.

رابعاً:

 در ماده ۲۰ قانون پیش فروش ساختمان، هیأت ۳ نفره داوری، پیش بینی شده است در حالی که شیوه داوری مندرج در قرارداد موضوع داوری، مبتنی بر یک داور مرضی الطرفین و دو نماینده یا وکیل از سوی طرفین است فلذا افاده داوری منفرد می کند نه افاده هیات داوری.

خامساً:

حتی در داوری های موضوع قانون پیش فروش ساختمان، برابر بند پایانی ماده ۲۰ قانون مزبور، رعایت قانون آیین دادرسی مدنی در باب داوری، الزامی است.

سادساً:

نباید از نظر دور داشت که قرارداد پیش فروش ساختمان بر نوعی از قراردادها اطلاق می شود که طرف فروشنده (پیش فروشنده) خودش مالک زمین بوده و خریداران اشخاصی هستند که وجوه لازم برای احداث بنا در زمین پیش فروشنده را پرداخت می کنند و در نهایت پس از تکمیل واریزی ها مالک زمین (به مقدار سهم مشاع) و مالک ساختمان احداثی می شوند در حالی که در قرارداد موضوع داوری، زمین محل احداث بنا متعلق به موکل اینجانبان نبوده است.

۳- ایرادات مربوط به شخص داور (شخص حقوقی)

[انطباق موضوع با بند ۶ ماده قانون آیین دادرسی مدنی مبنی بر عدم صلاحیت داور] :

اولاً:

 یک شخص حقوقی نمی تواند مطابق مقررات قانونی، داوری نماید.

در موارد خاص که شخص حقوقی برابر تصریحات قانونی، امکان انتخاب شدن به عنوان داور را دارد (همانند مرکز داوری اتاق بازرگانی ایران) راساً داوری نمی نماید بلکه در مقام ناصب داور و مدیریت فرایند داوری اقدام به دخالت می کند چرا که داوری از شوونات انسان عاقل و برخوردار از قوه تمیز می باشد نه از شوون شخص حقوقی.

در حالی که در مانحن فیه رای داور توسط شخص حقوقی صادر و امضا شده است.

 

https://telegram.me/legallovers    

ثانیاً:

به موجب مواد ۴۶۴ ، ۴۶۶، ۴۶۷، ۴۶۸، ۴۶۹، ۴۷۰ و ۴۷۳ قانون آیین دادرسی مدنی ارجاع امر داوری به شخص حقوقی تجویز نگردیده است که در این راستا نظر آن قاضی محترم را به نظریه مشورتی به شماره ……..تاریخ …………اداره کل حقوقی قوه قضاییه جلب می نمائیم.

در نظریه موصوف تصریح شده است «اشخاص حقوقی را فقط زمانی می توان به عنوان داور انتخاب کرد که مقررات خاص، چنین اجازه ای را به آنان داده باشد، نظیر اتاق بازرگانی

ب) ایرادات وارده بر رسیدگی و رای داور

۱- ایرادات وارده مبنی بر عدم توجه داور به موارد پیمان (قرارداد) و قوانین و قواعد عام و آمره در حل اختلاف

[انطباق موضوع با بندهای ۱ و ۳ ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی]

برابر قواعد و بدیهیات فقهی و قانونی از جمله قاعده “العقود تابعه للقصود” و نیز مقررات قانون مدنی از جمله ماده ۲۲۴ قانون مدنی که الفاظ عقود را محمول بر معانی عرفیه می داند و بنا به ماده ۱۹۰ قانون مدنی مبنی بر لزوم پیروی قرارداد از قصد و رضای طرفین و ماده ۱۹۱ قانون مدنی که لزوم مقرون بودن نشانه ها و الفاظ به قصد طرفین قرارداد را مورد تاکید قرار داده اند و بنا به تکلیف داور و قاضی بر پیروی از اراده طرفین در رسیدگی به اختلافات و تفسیر قراردادها و…هر داور یا قاضی مکلف است در رسیدگی برای حل اختلاف از مصرحات قانونی و قراردادی و اراده و قصد طرفین پیروی کند.

در حالی که در رای داوری موصوف به صورت غیر حرفه ای و فاحش، شاهد تجاوز آشکار داور از ماهیت قرارداد و قصد و رضای طرفین و معانی صریح و عرفی قرارداد فیمابین آنها هستیم.

همانگونه که مستحضرید اصول ۱۶۷ و ۱۶۶ قانون اساسی و  ماده ۳ قانون آئین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی تصریح دارند که قاضی و به طریق اولی داور، مکلف هستند احکامی مستدل و مستند به مواد قانونی و اصول بنیادین دادرسی صادر نموده و حکم هر دعوی را از قوانین مدونه بیابند.

در امور مدنی

در امور مدنی برابر تصریح ماده ۱۰ قانون مدنی و بنا به اصل لزوم قراردادها، قرارداد فیمابین طرفین تا آنجا که مخالف صریح قانون نباشد در روابط طرفین، به مثابه قانون است.

ضمن آنکه اصل لزوم قراردادها آنها را در روابط طرفین، به بخشی از قواعد موجد حق، تبدیل می نماید.

علاوه بر اینکه طرفین قرارداد، ملتزم به رعایت نص قرارداد و محترم شمردن اراده و قصد متجلی شده خود در قرارداد می باشند داور نیز در رسیدگی و صدور رای، ناگزیر به رعایت قرارداد و محترم شمردن اراده و قصد طرفین است.

در مانحن فیه

در مانحن فیه نیز التزام داور به رعایت نص قرارداد و احترام به اراده و قصد طرفین به عنوان بخشی از قواعد موجد حق، اصلی است که داور نمی تواند فراتر از آن عمل کند. هیچ منبع صلاحیتی برای فراتر رفتن داور از ماهیت و حیطه شمول قرارداد و اراده طرفین متصور نمی باشد.

۲- ایرادات مربوط به بندهای … و … (مندرج در صفحه … رأی داوری) و بندهای … و … و … (مندرج در صفحات  …و … رأی داوری)

۱-۲) داور در بندهای … و …. رأی داوری، موکل را خلاف تصریحات قراردادی، محکوم به تحویل مورد معامله و انتقال سند رسمی به نام خواندگان نموده است.

این در حالی است که مفاد قرارداد که فی مابین طرفین لازم الاتباع است (مواد … و …) تحویل و انتقال سند را منوط به تسویه حساب نهایی و اخذ مفاصاحساب نموده است.

در حالی که خواهان های داوری بدهکار،و تسویه حساب قراردادی ننموده اند، ضمن اینکه داور در مقام قضاوت و داوری و به جهت رعایت قوانین موجد حق حداقل می بایست بررسی می نمود آیا خواهان های داوری به تکالیف قراردادی خود عمل نموده اند یا خیر؟ که در مانحن فیه و رسیدگی داوری به این امر توجهی نشده است.

بنابراین ملاحظه می نمایید موضوع منطبق با بند ۱ ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی است.

خسارات ناشی از تأخیر در تحویل

۲-۲)  در بندهای …. و…. و … که مربوط به خسارات ناشی از تأخیر در تحویل، تأخیر در انتقال سند و سود تسهیلات مأخوذه از …. می باشد داور مربوطه بدون لحاظ اصول بنیادین داوری با اشاره به قانون پیش فروش ساختمان که

اولاً:

مورد تراضی و توافق طرفین طبق مفاد قرارداد نبوده است.

ثانیاً:

مطابقتی با قرارداد تنظیمی فی مابین طرفین نداشته است و کاملاً مغایر با موارد پیمان و قرارداد تنظیمی فی مابین طرفین بوده است مبادرت به صدور رأی بر علیه موکل به میزان حدوداً …. میلیون تومان برای هر یک از خواهان و جمعاً مبلغی بالغ بر ….میلیارد تومان بابت خسارت که معادل ۱۰۰ درصد مبلغ قراردادهای منعقده بوده تعیین نموده است.

 

https://telegram.me/legallovers    

حال قضاوت با آن قاضی محترم است:

چگونه ممکن است داور، برخلاف قوانین موجد حق و شرع و مهم تر از همه با وجود عدم پیش بینی خسارت در قرارداد از حیطه شمول و تعهدات قرارداد خارج شده و بر مبنای قانون قانون پیش فروش ساختمان (که حتی در زمان انعقاد قرارداد آیین نامه اجرایی آن هنوز ابلاغ نشده است) مبادرت به تعیین خسارت قراردادی معادل ۱۰۰ درصد مبلغ قرارداد خسارت قراردادی نموده و موکل را محکوم نماید؟

تعیین خسارات

در حالی که طبق مفاد قرارداد تنظیمی فی مابین و فرضاً (فرض محال) برای تأخیر در انجام تعهدات از سوی موکل، هیچگونه خسارتی پیش بینی نشده است چگونه و به کدام استناد قانونی و با کدام صلاحیت، داور و کارشناس مربوطه از حدود اراده و قصد طرفین و قرارداد فیمابین، خارج شده و به قانون پیش فروش ساختمان، استناد نموده اند؟

و چنین داوری ناصحیح و بی اساس، در حالی صورت گرفته که تعهد موکل اینجانب به عنوان ….مبنی بر ساخت واحدهای مسکونی موضوع قرارداد تا میزان  ۹۷ درصد پیشرفت داشته است ولیکن به علت عدم تسویه حساب قراردادی از سوی خواهان های داوری-که در واقع طبق قاعده اقدام بر علیه خود اقدام نموده اند- موجبات عدم تحقق سایر موارد اجرایی باقیمانده قرارداد فراهم شده است.

مضافاً اینکه:

مطالبه خسارت تخلف از انجام تعهد باید با لحاظ اصل انصاف، عدالت باشد و در صورتی اعمال شود که خواهان های داوری هم به تعهدات خود عمل کرده باشد نه اینکه با تجویز و تفکیک تعهدات مندرج در قرارداد، یک طرف قرارداد را مأخوذ به تعهدات قراردادی و یک طرف دیگر را به تحمل آثار و تبعات عدم ایفای آن دانسته و نهایتاً طرف دیگر را مبری از مسئولیت بدانیم.

در صورتی که خواهان های داوری، بخشی از ثمن را پرداخت نکرده اند و به تعهدات خود جامه عمل نپوشانده اند.

مهم تر اینکه تراضی طرفین در خسارت ناشی از تأخیر در انجام تعهد هم پیش بینی نشده است.

بنابراین اراده باطنی و قصد واقعی طرفین حاکم بر توافق است (یعنی عدم پرداخت هرگونه خسارتی در خصوص موارد ادعایی خواهان های داوری)

۳-۲)

در مورد بند … رأی داوری نیز که موکل را محکوم به پرداخت خسارت تسهیلات اعطایی …. نموده است ملاحظه می نمایید داور برخلاف قوانین آمره و قوانین …. و با استناد به تأخیر در تحویل مبادرت به صدور رأی نموده است.

صرف نظر از اینکه موضوع مصداق بارز خسارت در خسارت است، طبق مفاد قرارداد ، تسهیلات اعطایی بابت بخشی از ثمن معامله است بنابراین سود مربوطه نیز می بایست توسط خواهان های داوری پرداخت گردد.

جالب توجه اینکه خود داور در بند…. رأی داوری به این موضوع اذعان داشته است ولیکن بدون هیچگونه استناد قانونی و بر خلاف قوانین موجد حق، موکل را به پرداخت سود تسهیلات که مبلغ قابل توجهی خواهد شد محکوم نموده است، آن هم به علت جزای تخلف از تأخیر در تحویل، که سابقاً در بند … رأی داوری برای آن خسارت تعیین نموده است.

در واقع داور موصوف، مبادرت به محکومیت موکل به خسارت در خسارت نموده است.

با عنایت به مراتب فوق، ملاحظه می نمایید داور، نه در جایگاه داوری، بلکه در جایگاهی دیگر، هر جا که احساس کرده موضوعی به نفع خواهان های داوری است از مفاد قرارداد استفاده نموده است.

داور موصوف :

 داور موصوف در هر مورد که موضوعی در قرارداد پیش بینی نشده یا احساس نموده به ضرر خواهان های داوری است بر خلاف قانون و توافق طرفین، از ماهیت قرارداد و اراده و قصد طرفین، عدول کرده و با تمسک باطل به قانون پیش فروش ساختمان به نفع خواهان های داوری، رأی صادر نموده و من غیرحق، موجبات ورود خسارت هنگفت را به موکل فراهم نموده است.

لذا نظر به آنکه رای صادره از سوی داور که اساساً خلاف قواعد موجد حق و به شیوه ای نادرست انتخاب شده و در موارد عدیده، در رسیدگی و رای خود خلاف قوانین موجد حق، عمل کرده و موضوع اختلاف را نیز بر پایه نقض فاحش قرارداد اصلی، مورد قضاوت، قرار داده است .

 

https://telegram.me/legallovers    

و در مقام استناد و استدلال و تفسیر، به حیطه هایی وارد شده که نه تنها در اساس و ماهیت، هیچ رابطه ای با قرارداد اصلی ندارد بلکه به شدت و صراحتاً ناقض قرارداد اصلی و در حقیقت ناقض قواعد موجد حق است. از آن مقام محترم تقاضای صدور حکم بر ابطال رأی داوری (که کاملاً یک طرفه و برخلاف قانون بوده است) به استناد بندهای ۱، ۳ و ۶ ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی مورد استدعا است.

 با تقدیم احترام

وکلای خواهان

۱۴ روش جدید کلاهبرداری اینترنتی و آنلاین که باید مراقب آنها باشید!

 

https://telegram.me/legallovers    

در زمان های استفاده از اینترنت، قطعا کلاهبرداری آنلاین و اینترنتی یکی از موضوعاتی است که ذهن ما را درگیر خود خواهد کرد. در کنار تمام استفاده های مفید فضای آنلاین، متاسفانه استفاده های نادرست از اینترنت جهت کلاهبرداری هم صورت می گیرید که باید مراقب باشیم. امروز در انزل وب روش های جدید کلاهبرداری اینترنتی و آنلاین که باید مراقب آن ها باشید را معرفی می کنیم.

 

https://telegram.me/legallovers    

بررسی انواع کلاهبرداری اینترنتی و روش های جلوگیری از آن

Top Online Scams You Need to Avoid

متاسفانه کلاهبرداری چه در دنیای مجازی و چه در دنیای واقعی در حال انجام است. به طور قطع هیچ کسی دوست ندارد طعمه کلاهبرداری افراد فاسدی شود که از طریق راه های اینترنتی و آنلاین اقدام به کلاهبرداری می کنند. متاسفانه خیلی از افراد از روش های معمول کلاهبرداری و جلوگیری از این کار آگاهی ندارند و دچار آسیب و خسارت می شوند. به همین جهت امروز روش های محبوبی که افراد کلاه بردار از آن ها جهت فریب افراد استفاده می کنند را معرفی می کنیم تا بیشتر مراقب خود در دنیای مجازی اینترنت باشید.

بررسی وضعیت کلاهبرداری آنلاین

بر طبق گزارش کمیسیون تجارت فدرال (Federal Trade Commission (FTC)) در مورد جرم کلاهبرداری اینترنتی، بیشتر افراد سن بالاتر هستند که در کلاهبرداری آنلاین آسیب می پذیرند. این تحقیقات نشان داده اند که ۴۰ درصد از بزرگسالانی که در سن ۲۰ تا ۲۹ سال هستند، گزارش از دست دادن پول از طریق اینترنت را کرده اند اما با وجود بیشتر بودن آمار، مبالغ کمتری را نسبت به افراد سن بالاتر از دست داده اند.

بررسی وضعیت کلاهبرداری آنلاین

با مشاهده این آمار متوجه سطح وسیع این کلاهبرداری ها می شویم و باید بیشتر مراقب باشیم.

کلاهبرداری آنلاین با حمله فیشینگ ایمیل (Phishing email)

بر اساس گذارش جدید F-Secure بیش از یک سوم همه حوادث کلاهبرداری اینترنتی با ایمیل های مخرب یا فیشینگ انجام می پذیرد که می توانند اطلاعات مهمی را به سرقت ببردند. کلاهبرداری فیشینگ بر اساس ارتباط ساخته شده و در ایمیل ها و همچنین شبکه های اجتماعی در حال گسترش است. در این حمله مجرمان با استفاده از فریب دادن هدف سعی می کنند اطلاعات مهمی مانند شماره کارت، رمز کارت، اطلاعات ورود به شبکه های اجتماعی و.. را به دست آورند.

در این ایمیل ها یا پیام ها سعی می شود ک خود را از منبع های رسمی مثل بانک یا مدیر شبکه و.. جا بزنند و بدین ترتیب با مهندسی اجتماعی سعی در متقاعد کردن شما برای کلیک روی یک وبسایت جعلی و وارد کردن اطلاعات در آن می کنند. این وبسایت ها تقریبا مانند وبسایت اصلی بانک و.. طراحی می شوند تا هدف گول بخورد. در این ایمیل ها معمولا با پیام هایی اضطراب به شما تزریق می کنند و به طور مثال حساب شما را معرض خطر نشان می دهند تا شما اطلاعاتتان را وارد کنید. سپس از اطلاعات شما استفاده و یا حساب شما را خالی می کنند و یا حتی آن ها را dark web می فروشند تا غیر ردیابی شوند.

کلاهبرداری آنلاین با حمله فیشینگ ایمیل (Phishing email)

باید توجه داشته باشید که هیچ بانکی به چنین کاری نیاز ندارد. علاوه بر این باید با آدرس ایمیل رسمی شبکه های اجتماعی یا بانک ها در وبسایت رسمی آن ها آشنایی داشته باشید و پاسخ ایمیل های متفرقه را ندهید و اصلا آن ها را باز نکنید.

https://telegram.me/legallovers    

کلاهبرداری نیجریه ای (The Nigerian scam)

کلاهبرداری آنلاین نیجریه ای یکی از قدیمی ترین روش های کلاهبرداری آنلاین است که برای فریب افراد مختلف به خصوص توسط نیجیریه ها استفاده می شود. این روش همچنین نیجریه ۴۱۹ هم معرفی می شود زیرا در قانون شماره ۴۱۹ نیجیریه، این کار ممنوع شده است. در این روش شخص خود را یک تاجر ثروتمند ورشکسته، عضو یک خانواده بسیار ثروتمند که صاحب ارث شده است و.. معرفی می کند. این اشخاص با نشان دادن مدارک جعلی مانند مدارک کارخانه و تجارتی، چک و.. برای دریافت ارث و یا حتی موارد مربوط به برنده شدن در لاتاری را به شما نشان می دهند. سپس از شما می خواهند تا جهت دریافت این مبالغ به آن ها کمک کنید و در این راه از شما اخاذی می کنند و پول می گیرند تا پس از دریافت وجه کلان، یک سهم بسیار خوب هم به شما بدهند.

در این تکنیک نیز با استفاده از مهندسی اجتماعی شما را قانع می کنند تا به آن ها پول دهید! در نهایت ارتباط خود را با شما قطع می کنند. پس در مواجه با چنین ایمیل هایی مراقب خود باشید.

کلاهبرداری نیجریه ای (The Nigerian scam)

https://telegram.me/legallovers    

آموزش جلوگیری از کلاهبرداری اینترنتی با کارت تبریک (Greeting card scams)

معمولا در عید ها و مناسبت های مختلف، از طریق ایمیل کارت هایی برای افراد مختلف ارسال می شود و معمولا از شما می خواهند تا روی آن کلیک کنید. توجه داشته باشید که ممکن است این ایمیل ها را از طرف دوست و آشناهای خود دریافت کنید. پس از کلیک روی کارت نرم افزاری مخرب روی سیستم شما نصب می شود و شما نیز جزو این زنجیره شده اید و این ایمیل از طرف شما به صورت خودکار بدون فهمیدن شما برای سایر مخاطبانتان ارسال می شود.

برای جلوگیری از این کلاهبرداری ابتدا توجه کنید که چنین ایمیل هایی را که مشکوک هستند را باز نکنید و سیستم خود را به یک برنامه ضد ویروس قوی مجهز کنید و دوست خود را هم از این امر مطلع سازید.

کلاهبرداری آنلاین با کارت تبریک (Greeting card scams)

کلاهبرداری اینترنتی با وام بانکی (Bank loan)

پیشنهادات بانکی می توان افراد مختلفی را تحت تاثیر قرار دهد. در این روش کلاهبرداری آنلاین، وام با مبلغ بالا و سود کم پیشنهاد می شود که بانک برای شما در نظر گرفته است و بدینوسیله سعی در دریافت اطلاعات حساب شما می کنند. با این که به نظر نمی رسد افراد زیادی با این روش گرفتار شوند، اما آمار افراد فریب خورده زیادی دارد. بنا بر این در هنگام مشاهده چنین ایمیل هایی مراقب باشید و گول این افراد را نخورید.

کلاهبرداری آنلاین با کارت تبریک (Greeting card scams)

کلاهبرداری آنلاین با قرعه کشی (Lottery scam)

روش کلاهبرداری مجازی با قرعه کشی، روشی کلاسیک است که ظاهرا قصد قدیمی و منسوخ شدن ندارد. در این روش با یک ایمیل یا پیام به شما اطلاع داده می شود که شما در یک قرعه کشی برنده شده اید و برای اینکه جایزه خود را دریافت کنید، باید هزینه پرداخت کنید که در ظاهر کاملا مشخص است که کلاهبرداری است اما با مهندسی اجتماعی سعی در گول زدن شما می کنند. این روش در مدت اخیر خیلی استفاده می شود و هیچوقت چنین پیامی را باور نکنید.

کلاهبرداری آنلاین با قرعه کشی (Lottery scam)

کلاهبرداری هیتمن به صورت اینترنتی (Hitman scam)

کلاهبرداری هیتمن، تلاش برای اخاذی است. این کلاه بردار ها به شکل های مختلفی مانند تهدید به اینکه شخصی به آن ها پول داده است تا شما را به قتل برسانند یا گروگان گیری کنند و برای این که این کار را انجام ندهند، از شما درخواست پول می کنن. برای واقعی کردن قضیه اطلاعاتی را از زندگی شخص که معولا از طریق شبکه های اجتماعی به دست می آورند را به شما نمایش می دهند تا باور کنید. در این مواقع حتما با پلیس مشورت کنید و این موضوع را اطلاع دهید.

کلاهبرداری هیتمن به صورت اینترنتی (Hitman scam)

کلاه برداری عاشقانه (Romance scams)

کلاه برداری عاشقانه راهی است که ممکن است ماه ها شخص را درگیر کار کنند. در این روش در شبکه های اجتماعی شخصی سعی می کند تا رابطه دوستی با شما برقرار کند و در این مدت تلاش می کند تا اعتماد شما را به دست آورد. پس از اینکه به آن اعتماد کردید و بیشتر رفتارتان عاطفی شد، اقدام به دریافت پول می کنند. به طور مثال یک اتفاق غیر منتظره برایشان پیش می آید که نیاز به پول دارند و یا مورد گروگان گیری یا ربوده شدن قرار می گیرند.

طبق وقایع واقعی ثبت شده، در موارد شاهد اخباری مانند از دست دادن ۱٫۶ میلیون پوند پس از ملاقات یک زن در سایت دوستیابی شد. همچنین زنی اهل شهر Perth استرالیا هم پس از وارد رابطه شدن با یک اکانت فیسبوک جعلی، مورد کلاهبرداری ۳۰۰ هزار دلاری قرار گرفته شد. این کلاه برداری ها در مقیاس های کوچکتر در ایران هم به وفور مشاهده شده است.

کلاه برداری عاشقانه (romance scams)

کلاهبرداری با آنتی ویروس جعلی در اینترنت

https://telegram.me/legallovers    

ممکن است گاهی در وب گردی ناگهان پیامی را مشاهده کنید که کامپیوتر شما به ویروس آلوده شده است و باید آنتی ویروس پیشنهادی را برای از بین بردن آن ها دانلود کنید. در برخی از موارد این پیام ها به گونه ای طراحی می شوند تا واقعی و از طرف ویندوز جلوه داده شوند. در خوشبینانه ترین حالت ممکن است پس از نصب شروع به نصب پلاگین تبلیغاتی کنند اما در موارد خطر ناکی این فایل ها آلوده به تروجان ها، کیلاگر ها و.. می شوند که سیستم شما را تهدید می کنند. از نصب این برنامه ها و توجه به پیام آن ها خودداری کنید و از آنتی ویروس های مطمئن استفاده کنید.

کلاهبرداری با آنتی ویروس جعلی در اینترنت

استفاده از اکانت های تقلبی در فیسبوک و.. (Hijacked Profile Scam)

در شبکه های اجتماعی خصوصا شبکه های بزرگ مانند فیسبوک افراد مختلفی هستند که با پروفایل فیک اقدام به کلاهبرداری و فروش محصولات غیر واقعی و.. می کنند. همچنین این افراد ممکن است با هک کردن دوستان شما، با اکانت آن ها به شما پیام دهند. لذا مراقب خود باشید و به پیام هایی که از طرف دوستان شما ارسال می شود و درخواست های مالی دارند توجه کنید و تا از آن ها مطمئن نشده اید، اقدام به پرداخت مالی یا دادن اطلاعات حساب نکنید.

استفاده از اکانت های تقلبی در فیسبوک و.. (hijacked profile scam)

برای مطالعه بیشتر در هیمن زمینه، می توانید مطلب ۷ ایستگاه خطرناک و رایج دزدی و کلاهبردی آنلاین را هم بخوانید.

کلاه برداری آنلاین اقتصادی

در این روش که یکی از انواع کلاهبرداری اینترنتی است، مجرمان شما را قانع می کنند که با انجام پیشنهادات آن ها به راحتی صاحب منبع کسب درآمد می شوید. با این کار شما ممکن است به بهانه آموزش کار در منزل و ایده های رویایی فریب خورده و وجه هایی را برای آن ها منتقل سازید.

کلاه برداری آنلاین اقتصادی

کلاه برداری با سایت های خرید اینترنتی جعلی

امروزه تعداد فروشگاه های آنلاین زیاد شده است و دست کلاهبرداران بازتر! ممکن است پیامی حاوی خرید یک محصول خوب با قیمت شگقت انگیزی را ببینید. پس از اقدام به خرید اینترنتی کالا شما را به صفحه بانکی جعلی منتقل می کنند و بعد از دزدیدن اطلاعات حساب شما، با عناوینی مانند اشکال در خرید و خرید ناموفق شما را پس می زنند.

کلاه برداری با سایت های خرید جعلی

کلاه برداری با پیامک (Smishing)

https://telegram.me/legallovers    

این روش همانند روش کلاهبرداری فیشینگ با ایمیل است. با این تفاوت که آن ها از پیامک استفاده می کنند. در این روش ممکن است خود را از طرف بانک معرفی کنند و اعلام کنند که حساب شما مسدود شده است و باید وارد لینک مشخص شده شوید و اطلاعات حساب خود را وارد کنید! در این مواقع باید فقط پیامک های شماره بانک خود را ببینید و به این دسته از پیام ها توجهی نکنید.

کلاه برداری با پیامک (smishing)

همچنین برای جلوگیری از کلاهبرداری هایی که در پای خودپرداز انجام می شود، مطالعه مطلب معرفی ۴ روش دزدی و کلاهبرداری در عابر بانک را فراموش نکنید.

کلاهبرداری اینترنتی از طریق بیت کوین

بی شک یکی از جریان های محبوب یکی دو سال اخیر ارز دیجیتالی بیت کوین میباشد که علاقه مندان بسیاری را برای خرید و فروش به سمت خود کشیده است، متاسفانه سودجویان اینترنتی از این علاقه سو استفاده های بسیاری میکنند و اعمالی مثل استخراج غیر قانونی بیت کوین از طریق کامپیوتر شخصی کاربران، ارسال دعوت نامه های جعلی برای سرمایه گذاری، مبادلات ارزی جعلی ، تزریق بدافزارها از طریق سرویس های مبتنی به بیت کوین و.. انجام میدهند.

کلاهبرداری اینترنتی از طریق بیت کوین

جهت جلوگیری از این موارد ما قبلا در انزل وب ۸ راهکار جلوگیری از استخراج غیر قانونی بیت کوین در مرورگر کروم، فایرفاکس و.. کامپیوتر را آموزش دادیم و پیشنهاد میکنیم حتما از مراجع معتبر برای خرید و فروش بیت کوین استفاده کنید.

https://telegram.me/legallovers    

انتشار اخبار ، برنامه و روش های کسب اعتبار جعلی

روشی که این روزهای بسیار در شبکه های اجتماعی نظیر تلگرام ، ایسنتاگرام و.. برای کلاهبرداری و سو استفاده اینترنتی رایج شده است، انتشار اپ های غیر رسمی مانند نسخه غیر رسمی تلگرام بدون محدودیت ، اپ دریافت شارژ رایگان ایرانسل و.. ، اخبار مبتنی بر فیلتر شدن شبکه های و بکاپ شماره ها توسط نرم افزارهای سودجو و.. است که همانطور نیز قبلا در مطلب روش های دیدن پروفایل خصوصی یا اکانت پرایوت (private) اینستاگرام اشاره کردیم حتما برای استفاده از برنامه و روش های مرتبط با تکنولوژی اخبار و سورس های نرم افزاری را از منابع مطمئن دریافت کنید تا اطلاعات شخصی شما مورد سواستفاده قرار نگیرد.

انتشار اخبار و برنامه و روش های کسب اعتبار جعلی

تماس با پلیس فتا و ارائه گزارش

در صورتی که مورد حمله چنین کلاهبرداری هایی قرار گرفتید، موضوع را به پلیس فتا گزارش دهید تا با افزایش تعداد گزارش ها اقدام به جستجو و دستگیری فرد کلاه بردار کنند. همچنین ممکن است فکر کنید که هرگز در دام این افراد نمی افتید اما گاهی ممکن است چنان شما را قانع کنند که فریب بخورید. در پایان توجه داشته باشید که اطلاعت مهم خصوصا اطلاعات کارت عابر بانک خود را به هیچ شخصی ندهید.

نظرات و پیشنهادات شما؟

در مطلب امروز روش های مهم و پرطرفدار کلاهبرداری آنلاین و اینترنتی را معرفی کردیم. تا کنون مورد حمله این افراد قرار گرفته اید؟ با چه عناوینی سعی در فریب شما داشتند؟ می توانید نظرات، پیشنهادات و تجربیات خود در این زمینه را در دیدگاه این پست با ما به اشترک بگذارید.

https://telegram.me/legallovers    

منبع :انزل وب

برچسب ها اسپم , امنیت , ایمیل جعلی , جعل , دزدی , دزدی آنلاین , سو استفاده , فیشینگ , کلاه برداری , کلاهبرداری , کلاهبرداری آنلاین ,

شرایط حضانت طفل در عقد موقت چیست؟

https://telegram.me/legallovers

حضانت از نظر حقوقی به معنای اقتدار شخص در نگه داری و تربیت فرزند با تامین نیازهای فرزند می باشد که همواره مورد توجه والدین قرار دارد ، مسئلهحضانت پس از جدایی والدین و در صورت فوت یک یا هر دو والد مطرح می شود وگرنه براساس قانون ، حضانت فرزند حق و تکلیف والدین می باشد ، شکل دیگری از حضانت که در ازدواج موقت رخ می دهد ، از جمله مواردی است که در صورت تولد فرزند از این ازدواج ، مورد بحث و بررسی باید قرار گیرد ، از این رو ، در این مقاله به بررسی مسئله حضانت طفل در عقد موقت پرداخته شده است .

حضانت طفل در عقد موقت

در رابطه با حضانت طفل در عقد موقت می توان گفت که عقد موقت که در کشور از آن به عنوان صیغه یاد می کنند ، عقدی است که موجب آن زن و مرد به مدت محدود و مشخص ، با یکدیگر در قبال پرداخت مهریه به زن ، زندگی مشترک زناشویی برقرار می کنند ، این گونه ازدواج که معمولا پنهانی و به دور از چشم خانواده ها رخ می دهد ، در برخی موارد موجب باردار شدن زن و در نتیجه با تولد فرزندی همراه خواهد بود و اما مسئله این است که حضانت طفل در عقد موقت بر عهده ی چه کسی خواهد بود ، پدر یا مادر فرزند ؟

قانون مقرر کرده است که در عقد موقت به مانند عقد دائم  ، پدر مسئول فرزند حاصل از عقد موقت خواهد بود و وی باید هزینه های زندگی او را بپردازد ، از سوی دیگر در مورد حضانت فرزند نیز قانون عنوان می کند که به مانند عقد دائم ، حضانت فرزند حاصل از عقد موقت تا ۷ سالگی با مادر خواهد و پی از آن ، حضانت به پدر محول می گردد و در صورت پذیرش حضانت فرزند ، دختر تا ۹ سالگی و پسر تا ۱۵ سالگی می توانند تحت حضانت پدر باشند.

https://telegram.me/legallovers

پس از این سنین ، دختر و پسر می توانند ، تعیین کنند که با چه کسی زندگی کنند زیرا دیگر از حضانت خارج می شوند و اگر پس از ۷ سالگی پدر ، خواهان حضانت فرزند نباشد ، مادر جهت دریافت حضانت اولویت خواهد داشت ، کما اینکه همچنان پدر باید مخارج فرزند را بپردازد .

مشکلات حضانت فرزند در عقد موقت

در عقد موقت به دلیل عدم ثبت آن در شناسنامه ها ، همواره اثبات نصب فرزند به پدر مربوطه برای مادر با مشکلات بسیاری روبرو است و به دلیل پنهانی بودن آن و در بسیاری از موارد به دلیل متاهل بودن مردان ، همواره مرد از قبول منتصب بودن فرزند به خود ، خودداری خواهد کرد ، لذا جهت سپردن حضانت فرزند به پدر ، ابتدا مادر در دادگاه باید ثابت کند که فرزند متولد شده از آن پدر مورد نظر است .

https://telegram.me/legallovers

برچسب‌هاحضانتحمایت از خانواده

ابطال بند ٢ صورتجلسه شماره ۶۴٨ ـ ١٣٩٠/١٠/١٩ شورای اسلامی شھر ارومیه

 

https://telegram.me/legallovers

رأی شماره ٧۴۵ ھیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع: ابطال بند ٢ صورتجلسه شماره ۶۴٨ ـ ١٣٩٠/١٠/١٩ شورای اسلامی شھر ارومیه

 شماره:458/91

بسمه تعالی                                                                                                ١۴/١٠/١٣٩۵

جناب آقای جاسبی مدیرعامل محترم روزنامه رسمی جمھوری اسلامی ایران با سلام:

 یک نسخه از رأی ھیأت عمومی دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه ٧۴۵ مورخ ١٣٩۵/٩/٣٠ با موضوع: «ابطال بند ٢ صورتجلسه شماره ۶۴٨ ـ ١٣٩٠/١٠/١٩ شورای اسلامی شھر ارومیه» جھت درج در روزنامه رسمی به پیوست ارسال می گردد.

 مدیرکل ھیأت عمومی و سرپرست ھیأتھای تخصصی دیوان عدالت اداری ـ مھدی دربین

تاریخ دادنامه : ١٣٩۵/٩/٣٠ شماره دادنامه: ٧۴۵ کلاسه پرونده : ۴۵٨/٩١

مرجع رسیدگی: ھیأت عمومی دیوان عدالت اداری شاکی : خانم افسر کمالی با وکالت آقای علی معصومی فر

موضوع شکایت و خواسته : ابطال بند ٢ صورتجلسه شماره ۶۴٨ ـ ١٣٩٠/١٠/١٩ شورای اسلامی شھر ارومیه گردش کار :

https://telegram.me/legallovers

شاکی به موجب دادخواستی ابطال بند ٢ صورتجلسه شماره ۶۴٨ ـ ١٣٩٠/١٠/١٩ شورای اسلامی شھر ارومیه را خواستار شده و در جھت تبیین خواسته اعلام کرده است که: « اینجانب مالک املاک به شماره باقی مانده ١ فرعی از ١۶٢ و ١۶٣ اصلی بخش ١ ارومیه به مساحت عرصه ٩۶۵/٣۵ مترمربع و اعیانی مسکونی ٣ طبقه ای و باقی مانده ٢ فرعی از ١۶٢ و ١۶٣ اصلی بخش یک ارومیه به مساحت ٧٠ مترمربع می باشم. با توجه به ً در صدد تجدید بنا در پلاک مزبور بوده ام با مراجعه به اداره محترم شھرداری منطقه یک ارومیه و با استناد به بند ٢ اینکه اخیرا صورتجلسه شماره ۶۴٨ ـ ١٣٩٠/١٠/١٩ شورای اسلامی شھر ارومیه اذعان به رعایت ۵ متر عقب نشینی با حفظ مالکیت برای اینجانب نموده و از صدور پروانه ساختمانی نسبت به آن محل خودداری می نمایند. با توجه به اینکه اینجانب فعلاً مالک رسمی ۶ دانگ پلاک مزبور می باشم و اینکه بدون تملک قانونی ملک شخصی اینجانب از طرف ادارات و سازمانھای دولتی، ھرگونه اتخاذ تصمیمی نسبت به آن مبنی بر ایجاد محدودیت بھره برداری منافی حقوق مالکانه اینجانب می باشد چه اینکه با وجود عقب نشینی و حفظ مالکیت برای اینجانب عملاً حق انتفاع از ملک شخصی زایل می گردد در حالی که برابر ماده ٣٠ قانون مدنی و مطابق قاعده تسلیط، ھر مالکی نسبت به مایملک خویش حق ھرگونه تصرف و انتفاعی را دارد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد و در مقررات ً بدون جاری نیز چیزی به نام عقب نشینی با حفظ مالکیت برای مالک پیش بینی نگردیده و از طرفی ھمسایگان نیز در محل جدیدا عقب نشینی نسبت به احداث ساختمانھای چند طبقه ای اقدام کرده اند به طوری که نظریه کارشناس تأمین دلیل پیوستی نیز موید این ادعاست لذا تصمیم شورای اسلامی شھر ارومیه از این حیث کاملاً غیرقانونی و بر خلاف حقوق مالکان اینجانب می باشد که نظر به مطالب فوق از محضر عالی رسیدگی و صدور حکم ابطال بند دوم صورتجلسه شماره ۶۴٨ ـ ١٣٩٠/١٠/١٩ شورای اسلامی شھر ارومیه و الزام شھرداری منطقه یک ارومیه مبنی بر صدور پروانه ساختمانی نسبت به پلاک ثبتی مزبور و اتخاذ تصمیم مقتضی مورد استدعاست که بدوا با توجه به وجود تورم و افزایش روز به روز قیمت مصالح ساختمانی که اقدام در آتیه به ضرر اینجانب و متعسر خواھد بود لذا جھت جلوگیری از تضییع حق اینجانب تقاضای صدور دستور فوری مبنی بر جلوگیری از عملیات اجرایی مصوبه فوق را دارم. »

https://telegram.me/legallovers

 متن صورتجلسه شماره ۶۴٨ ـ ١٣٩٠/١٠/١٩ مورد اعتراض به قرار زیر است:

1-........

...... ٢ـ نامه شماره ١/٢٢٧٧٣ـ ١٣٩٠/٩/۵ شھرداری ارومیه به پیوست تصویر نامه شماره ١/۴/٣۴۴٨۴ـ ١٣٩٠/٧/٢٨ شھرداری منطقه یک منضم به یک نسخه نقشه اجرایی پیشنھادی برای حریم حاشیه ای بلوار استادان که مقدار حریم در نقاط مختلف مسیر بر روی آن مشخص می باشد مطرح و مقرر گردید شھرداری محترم در بلوار استادان در تمامی موارد درخواستی با ۵ متر عقب نشینی و با حفظ مالکیت نسبت به صدور پروانه اقدام و ضمناً در سایر موارد که اصلاح انجام و حریم ١٠ متری رعایت گردیده موضوع اقدامی ندارد و ھمچنین ١٠ متر به قوت خود باقی است. »

 در پاسخ به شکایت مذکور، رئیس شورای اسلامی شھر ارومیه به موجب لایحه شماره ٣۵٣۵ ـ ١٣٩١/۶/١٩ توضیح داده است که:

ریاست محترم ھیأت عمومی دیوان عدالت اداری سلام علیکم:

احتراماً عطف به اخطاریه شماره پرنده ٩١٠٩٩٨٩٠٠٠٠۵٣۶٢) کلاسه پرونده ۴۵٨/٩١ (به طرفیت شورای اسلامی شھر ارومیه مبنی بر ابطال بند ٢ صورتجلسه شماره ۶۴٨ ـ ١٣٩٠/١٠/١٩ و اعلام پاسخ شکایت خانم افسر کمالی بدین وسیله دفاعیات شورای اسلامی شھر ارومیه به شرح ذیل تقدیم می گردد:

ایراد شکلی:

با استناد به ماده ٢٧ از آیین دادرسی دیوان عدالت اداری شاکی محترم خواسته ھای متعددی را مطرح نموده، که دارای مبدأ و منشاء مختلف می باشد که نمی توانسته به موجب یک دادخواست اقامه و طرح نماید که از این حیث شکایت استحقاق صدور قرار شایسته را دارد. در ماھیت دعوی:

 ١ـ ھمان گونه که مستحضرید یکی از وظایف مھم دولت و شھرداری حل معضل ترافیک در شھرھا بوده، از آنجا که خیابان استادان یکی از خیابانھای اصلی شھر ارومیه از بار ترافیک سنگین برخوردار می باشد، لذا شھرداری ارومیه در جھت رفاه حال شھروندان ً به قانون تأسیس شورای عالی و علی الخصوص ساکنین محترم خیابان فوق الذکر و خلاصی از بار سنگین موجود به ناچار مستندا شھرسازی و معماری و پیرو مصوبه کمیسیون ماده ۵ مورخ ١٣۶٩/٨/١٧ که برای شوارع ٢۴ متر و بیشتر به املاکی که مساحت عرصه آنھا بیش از ۵٠٠ مترمربع بوده رعایت حریم سبز حاشیه ای ١٠ متر برای خیابانھای ٢۴ متری به بالا پیش بینی شده بود با تھیه نقشه اجرا برای حریم حاشیه ای به خیابان فوق الذکر با توجه به وضعیت ساخت و ساز موجود با رعایت حال مالکین در زمان صدور مجوز احداث به ۵ متر عقب نشینی تقلیل و با حفظ حقوق مالکانه به شورای محترم اسلامی شھر ارومیه انعکاس و پس از طی مراحل مصوبه شورا در کمیسیون ماده ۵ اداره محترم راه و شھرسازی استان آذربایجان غربی مورد موافقت قرار گرفته است، در واقع با توجه به مصوبه و حفظ مالکیت تصمیم گیری صورت گرفته در نحوه استقرار ساختمان بوده و جنبه فنی دارد، لذا رعایت جنبه ھای فنی و شھرسازی در زمان صدور پروانه ساختمانی لازم و ضروری می باشد و با این اوصاف بدون اینکه خدشه ای بر مالکیت متقاضی (شاکیه) وارد گردد و یا ملک از ید ایشان خارج شود ھمانند صدور پروانه ھای ساختمانی به املاک به صورت شمالی یا جنوبی عمل می گردد.

 ٢ـ مصوبه شورا به ھیچ وجه حق مالکیت را از صاحبان اراضی و املاک واقع در خیابان استادان زایل نمی کند بلکه شورا بر اساس مصوبه کمیسیون ماده ۵ مقرر داشته که مالکین املاک در ۵ متر مورد ادعای شاکیه اعیانی احداث ننماید بلکه اعیانی احداثی در وراء آن ۵ متر احداث و از آن ۵ متر به عنوان حیاط اعیانی احداثی استفاده نماید.

 ٣ـ مصوبه شورای شھر که از طرف فرمانداری محترم اعتراض به آن نشده و برای شھرداری لازم الاجرا است و به این جھت شھرداری بر اساس مصوبه شورا از صدور مجوز ساخت اعیانی در آن ۵ متر خودداری می نماید.

 ۴ـ با عنایت به عکسھای پیوستی که حکایت از آن دارد تعداد کثیری از مالکین محترم در پلاکھای با مساحت بیش از ۵٠٠ مترمربع در خیابان مذکور در سالھای گذشته فضای ١٠ متر حاشیه ای را رعایت نموده اند که این امر استقبال اھالی محترم از طرح مذکور را می رساند. علی ھذا با عنایت به موارد اعلامی اقدام شھرداری ارومیه از موارد ورود خسارات به نامبرده نبوده بلکه در جھت رفاه حال شھروندان صورت گرفته است صدور حکم به رد شکایت شاکی مورد استدعاست

* ھیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ١٣٩۵/٩/٣٠ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است. رأی ھیأت عمومی مطابق ماده ۵ قانون تأسیس شورای عالی شھرسازی و معماری ایران مصوب سال ١٣۵١ با اصلاحات بعدی بررسی و تصویب طرحھای تفصیلی شھری و تغییرات آنھا در ھر استان با کمیسیون مندرج در این ماده می باشد و طبق بند ٣۴ ماده ٧١ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراھای اسلامی کشور و انتخاب شھرداران مصوب سال ١٣٧۵ با اصلاحات بعدی، شورای اسلامی شھر وظیفه ارسال طرحھای ھادی و جامع شھرسازی و تفصیلی و حریم و محدوده قانونی شھرھا را به مراجع ذی ربط قانونی جھت تصویب نھایی برعھده دارند. نظر به اینکه بند ٢ صورتجلسه شماره ۶۴٨ ـ ١٣٩٠/١٠/١٩ شورای اسلامی شھر ارومیه به طور قطعی تصویب شده و از قالب پیشنھاد خارج است، خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات مرجع تصویب می باشد و به استناد بند ١ ماده ١٢ و ماده ٨٨ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ١٣٩٢ ابطال می شود.

 رئیس ھیأت عمومی دیوان عدالت اداری ـ محمدکاظم بھرامی

https://telegram.me/legallovers

جزئیات قانون عقب‌نشینی ساختمان ؟

 

https://telegram.me/legallovers

قانون عقب نشینی ساختمان

جزئیات قانون عقب‌نشینی ساختمان چیست؟

https://telegram.me/legallovers

شهرداری‌ها، هر چند سال یک بار اقدام به تعریض معابر می‌کنند و طرح‌های جدیدی برای اصلاح رفت و آمد و زیباسازی شهرها ارائه می‌دهند. در بسیاری موارد، عملی شدن این طرح‌ها به معنای تخریب تعدادی از بناهای موجود در منطقه است. بسته به طرح مهندسان و هدفی که از اجرای آن طرح دارند، میزان تخریب‌ها متفاوت خواهد بود. ممکن است تمامی یک ملک به تصرف شهرداری درآید و یا بخشی از آن در محدودۀ طرح باشد و مسئلۀ عقب‌نشینی ساختمان اتفاق افتد.

در این شرایط برای مالکان مسائل و مشکلاتی پیش خواهد آمد. ضمن اینکه برخی افراد اقدام به خرید یک ملک می‌کنند و پس از مدتی متوجه می‌شوند که آن منطقه درمحدودۀ طرح‌های نوسازی شهرداری قرار دارد و به این ترتیب متحمل زیان‌های بسیاری می‌شوند.

قانون در این شرایط چه حق و حقوقی برای مالک در نظر گرفته است؟ آیا مالک می‌تواند از قرار دادن ملک خود در اختیار شهرداری سر باز زند؟ چگونه باید از قرار گرفتن ملکی در محدودۀ طرح‌های شهرداری اطلاع پیدا کرد؟

در این مقاله سعی می‌کنیم با بررسی دقیق و جزئی قوانین عقب‌نشینی ساختمان، به این سوالات پاسخ دهیم.

 

قانون عقب نشینی ساختمان

 

هر ملکی ممکن است در محدودۀ طرح‌های نوسازی و بازسازی شهرداری قرار گیرد. دانستن جزئیات مربوط به عقب‌نشینی ساختمان موجب می‌شود از حق و حقوق خود آگاه باشید و نسبت به دریافت آن‌ها اقدام کنید.

https://telegram.me/legallovers

قانون عقب‌نشینی ساختمان

فهم متون و اصطلاحات قانونی و در کل زبان حقوقی، برای بیشتر مردم دشوار است. به همین دلیل سعی می‌کنیم به زبان ساده و بدون وارد شدن به مباحث تخصصی حقوقی، مهمترین موارد قانون عقب‌نشینی ساختمان را بررسی کنیم.

عقب‌نشینی ساختمان در زمان اجرای طرح‌های شهرداری

اولین نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که قانون به شهرداری اجازه می‌دهد طرح‌های نوسازی و بهینه‌سازی معابر را، هر گونه که صلاح می‌داند، اجرا کند. این قاعده به این معنا است که شما به ناچار باید با شهرداری همکاری کنید و آن مقدار از ملک را که لازم است، در اختیار طرح‌های عمرانی قرار دهید. پس مقاومت در این زمینه فایده ندارد.

در واقع قانون به شما اجازه نمی‌دهد که به خاطر منافع شخصی خود، جلوی طرحی را که منافع عمومی در پی خواهد داشت، بگیرید. بهتر است روشی پیدا کنید که از این عقب‌نشینی متضرر نشوید. برای پیشگیری از ضرر و زیان، به نکات زیر دقت کنید:

  • بر اساس قانون، هنگامی که شهرداری به دلیل اجرای طرح‌های عمرانی مالکی را مجبور به تسلیم ملک کند و یا به ملکی خسارتی وارد کند، ملزم به پرداخت هزینه خواهد شد.
  • خسارت ممکن است به اعیان یا به عرصۀ ملک وارد شده باشد. منظور از اعیان ساختمان و بنا است و عرصه به معنای زمین ملک است.
  • در هنگام وارد شدن خسارت به اعیان، کارشناسان میزان خسارت وارده را بررسی و مبلغی را تعیین می‌کنند و شهرداری موظف به پرداخت آن مبلغ خواهد بود.
  • در مورد خسارت به عرصه، یعنی مواقعی که شهرداری تمام یا بخشی از ملک را تصرف می‌کند، ارزش ملک به بهای یک سال قبل از ارزیابی در نظر گرفته می‌شود و به این ارزش شش درصد اضافه خواهد شد.
  • اگر مبلغ به‌دست‌آمده، بیشتر از بهای ملک در زمان ارزیابی باشد، بهای ملک در زمان ارزیابی در نظر گرفته می‌شود.
  • پس از تعیین مبلغ، شهرداری موظف به پرداخت خواهد بود.

https://telegram.me/legallovers

قانون عقب نشینی ساختمان

 

شهرداری برای مالکانی که با طرح‌های عمرانی همکاری می‌کنند و بخشی از ملک خود را در راستای اجرای این طرح‌ها از دست می‌دهند، مزایایی در نظر گرفته است.

  • در برخی موارد و در صورت امکان، برای بازسازی ملکی که بخشی از آن تخریب شده است، جواز تراکم بیش از حد مجاز منطقه صادر خواهد شد.
  • برای برخی املاک تخفیف‌های مالیاتی در نظر گرفته می‌شود.
  • نکتۀ مهم دیگری در این زمینه وجود دارد که نیازمند توجه بسیار است. برخی مواقع افراد از طرح‌های شهرداری اطلاع حاصل می‌کنند و قبل از اجرای طرح‌ها، خود به تخریب و بازسازی بنا می‌پردازند. در واقع قبل از اینکه دستوری از جانب شهرداری صادر شده باشد، اقدام به عقب‌نشینی ملک می‌کنند. دقت داشته باشید در این هنگام شهرداری وظیفه‌ای برای پرداخت مبلغ بهای ملک به مالک نخواهد داشت.
  • در چنین شرایطی مالک نمی‌تواند ادعای خسارت کند زیرا شخصاً به تخریب و عقب‌نشینی ساختمان اقدام کرده است و هنوز اجباری از سوی شهرداری وجود نداشته است. در این حالت شهرداری نه تنها وظیفه‌ای برای پرداخت غرامت ندارد، بلکه حتی مجبور به اعطای تسهیلات تراکم و تخفیف مالیاتی نیز نخواهد بود. البته ممکن است به دلیل اقدام داوطلبانۀ مالک در جهت نوسازی شهر و هماهنگی با طرح‌های شهرداری تسهیلاتی در نظر گرفته شود، اما اجبار قانونی در این زمینه وجود ندارد.

 

قانون عقب نشینی ساختمان

 

اگر می‌خواهید برای عقب‌نشینی ساختمان خود از شهرداری بهای ملک یا تراکم اضافه درخواست کنید، لازم است تا زمان صدور دستور تخریب منتظر بمانید و سپس برای تخریب و بازسازی اقدام کنید.

https://telegram.me/legallovers

عقب‌نشینی ساختمان در هنگام نوسازی

گاهی اوقات در هنگام تصمیم برای بازسازی بنا و مراجعه به شهرداری برای دریافت پروانۀ ساخت، با دستور عقب‌نشینی ساختمان مواجه می‌شوید. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که در نقشه‌های آیندۀ شهرداری، تصمیم برای تعریض معابر منطقۀ شما وجود دارد، اما طرح تعریض هنوز به مرحلۀ اجرا نزدیک نشده است. در واقع شما قبل از اقدام شهرداری، تصمیم به نوسازی بنای خود گرفته‌اید. این مسئله به خصوص دربارۀ ملک‌هایی که در کوچه‌های باریک قرار دارند زیاد پیش می‌آید.

 

برای پیشگیری از بروز مشکلات احتمالی، نکات زیر را در نظر داشته باشید:

  • هنگام مراجعه برای دریافت پروانۀ ساخت، کارشناسان مقدار عقب‌نشینی ملک را، که برای تعریض معابر لازم است تعیین می‌کنند.
  • در این هنگام، ابعاد و محدودۀ ملک از چهار جهت شمال، جنوب، شرق و غرب مشخص می‌شود.
  • مقدار عقب‌نشینی تعیین‌شده حتماً باید در زمان ساخت رعایت شود.
  • در صورت رعایت نکردن محدوده، پس از پایان ساخت دچار مشکلات فراوانی خواهید شد.
  • در صورت بروز تخلف در زمینۀ عقب‌نشینی ملک، شهرداری گواهی پایان کار را صادر نخواهد کرد و در صورت نبود این گواهی، دریافت سند ممکن نخواهد بود.
  • طبق قانون، شهرداری مالک کوچه‌ها و معابر عمومی است. بنابراین اگر در هنگام ساخت از حدود عقب‌نشینی عبور کنید، در واقع در املاک شهرداری دخل و تصرف کرده‌اید.
  • شهرداری می‌تواند برای تخریب ملکی که از حدود عقب‌نشینی عبور کرده است اقدام کند و یا جریمه‌ای برای مالک متخلف در نظر بگیرد.
  • تصمیم در زمینۀ تخریب یا جریمه، به نظر کارشناسان شهرداری و بررسی کمیسیون‌های مربوطه بازمی‌گردد.

https://telegram.me/legallovers

قانون عقب نشینی ساختمان

 

چگونگی اطلاع یافتن از لزوم عقب‌نشینی ساختمان

قبل از اینکه طرح‌های شهرداری به مرحلۀ اجرا برسند، به مالکان اطلاع داده خواهد شد. اطلاعات مربوط به طرح‌های نوسازی، در نشریات عمومی اعلام می‌شود. به علاوه شهرداری برای تمامی مالکانی که همه یا بخشی از ملک آن‌ها در محدودۀ طرح قرار گرفته است، نامه‌هایی ارسال می‌کند. از طریق این نامه‌ها افراد از جزئیات طرح، زمان شرکت در جلسات تعیین قیمت و زمان تخلیه آگاه می‌شوند. در برخی موارد مأموران شهرداری، شخصاً به محل مراجعه می‌کنند و با مالکان صحبت می‌کنند.

متأسفانه گاهی اوقات مالکی که از طرق مختلف نسبت به قرار گرفتن ملک در طرح‌های شهرداری اطلاع یافته است، اقدام به فروش آن می‌کند. این مورد به خصوص در سال‌های اخیر به وفور مشاهد می‌شود. برای افراد بسیاری اتفاق می‌افتد که ملکی را خریداری می‌کنند و در زمان سکونت یا اقدام به بازسازی، با نامه‌ها و اخطارهای شهرداری برای تخلیه مواجه می‌شوند.

  • لازم است قبل از خرید هر ملک به شهرداری منطقه مراجعه و اطلاعات لازم را کسب کنید. با مراجعه به شهرداری می‌توانید تمامی اطلاعات مربوط به ملک را به دست آورید.
  • داشتن اطلاعاتی مانند کاربری پلاک (مسکونی یا تجاری-اداری)، عقب‌نشینی، متراژ دقیق و اضافه متراژ، تخلفات صورت‌گرفته و وضعیت ملک در طرح‌های حال و آیندۀ شهرداری، در هنگام خرید بسیار مهم است.

https://telegram.me/legallovers

قانون عقب نشینی ساختمان

https://telegram.me/legallovers

جمع‌بندی

  • هنگامی که ملکی در محدودۀ طرح‌های شهرداری قرار می‌گیرد، مالک موظف به همکاری با این نهاد است.
  • بهای ملک و یا خسارتی که به عرصه و اعیان ملک وارد می‌شود، توسط کارشناسان تعیین خواهد شد و شهرداری موظف به پرداخت این بها خواهد بود.
  • در برخی موارد شهرداری تسهیلاتی برای مالکانی که ملک آن‌ها در محدودۀ طرح‌های عمرانی قرار گرفته است در نظر می‌گیرد.
  • این تسهیلات شامل اعطای مجوز تراکم اضافه و تخفیف‌های مالیاتی می‌شود.
  • در صورتی که قبل از صدور دستور تخریب توسط شهرداری اقدام به بازسازی ملک خود کنید، برای مقدار عقب‌نشینی ساختمان بهایی دریافت نخواهید کرد.
  • اگر در زمان بازسازی بنا، شهرداری دستور به عقب‌نشینی ساختمان داده باشد، مالک ملزم به رعایت حدود تعیین‌شده خواهد بود.
  • عدم رعایت حدود منجر به تخریب ملک یا تعیین جریمه خواهد شد.

 قانون تعیین وضعیت املاک واقع در طرح های دولتی و شهرداری ها مصوب 29/8/1367 و اصلاحات بعدی ‌


ماده 1

ماده واحده ـ كليه وزارتخانه ها، سازمانها، نهادها، شركتهاي دولتي يا وابسته به دولت و شهرداريها و مؤسساتي كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام باشد، مكلف ميباشند در طرحهاي عمومي يا عمراني كه ضرورت اجراء آنها توسط وزير يا بالاترين مقام دستگاه اجرايي با رعايت ضوابط مربوطه تصويب و اعلان شده باشد و در اراضي و املاك شرعي و قانوني اشخاص اعم از (حقيقي و حقوقي) قرار داشته و در داخل محدوده شهرها و شهركها و حريم استحفاظي آنها باشد، پس از اعلام رسمي وجود طرح، حداكثر ظرف مدت هيجده ماه نسبت به انجام معامله قطعي و انتقال اسناد رسمي و پرداخت بها يا عوض آن طبق قوانين مربوطه اقدام نمايند.

 

https://telegram.me/legallovers

 

تبصره 1ـ در صورتي كه اجراي طرح و تملك املاك واقع در آن به موجب برنامه زمانبندي مصوب به حداقل 10 سال بعد موكول شده باشد، مالكين املاك واقع در طرح از كليه حقوق مالكانه مانند احداث يا تجديد بنا يا افزايش بنا و تعمير و فروش و اجاره و رهن و غيره برخوردارند و در صورتي كه كمتر از 10 سال باشد مالك هنگام اخذ پرواه تعهد مينمايد، هر گاه زمان اجراي طرح قبل از دهسال شروع شود حق مطالبه هزينه احداث و تجديد بنا را ندارد.

تبصره 2ـ شهرداريها موظفند همزمان با صدور پروانه ساختمان مالكان مشمول قسمت اخير تبصره 1 مشخصات دقيق عرصه و اعيان و تأسيسات موجود را معين و در پرونده درج و ضبط نمايند تا ملاك ارزيابي به هنگام اجراي طرح قرار گيرد و در زماني كه به لحاظ تأمين اعتبار آمادگي اجراي طرح مزبور باشد، به هنگام اجراي طرح مصب ملاك پرداخت خسارت قيمت عرصه و اعيان ملك در زمان اجراي طرح خواهد بود.

تبصره 3ـ مالكين املاك و اراضي واقع در طرحهاي آتي كه قبل از تصويب طرح واجد شرايط جهت اخذ پروانه ساختمان بوده و قصد احداث يا تجديد يا افزايش بنا دارند، جهت اخذ زمين عوض در اولويت قرار خواهند گرفت و در بين اينگونه مالكين اشخاصي كه ملك آنها در مسير احداث يا توسعه معابر و ميادين قرار دارند، نسبت به سايرين حق تقدم دارند.

تبصره 4ـ در مواردي كه تهيه زمين عوض در داخل محدوده هاي مجاز براي قطعه بندي و تفكيك و ساختمان سازي ميسر نباشد و احتياج به توسعه محدوده مزبور طبق طرحهاي مصوب توسعه شهري مورد تأييد مراجع قانوني قرار بگيرد، مراجع مزبور ميتوانند در مقابل موافقت با تقاضاي صاحبان اراضي براي استفاده از مزاياي ورود به محدوده توسعه و عمران شهر، علاوه بر انجام تعهدات مزبور به عمران و آماده سازي زمين و واگذاري سطوح لازم براي تأسيسات و تجهيزات و خدمات عمومي، حداكثر تا 20% از اراضي آنها را براي تأمين عوض اراضي واقع در طرحهاي موضوع اين قانون و همچنين اراضي عوض طرحهاي نوسازي و بهسازي شهري، بطور رايگان دريافت نمايند.

قانون فوق مشتمل بر ماده واحده و چهار تبصره در جلسه علني روز يكشنبه بيست و نهم آبان ماه يكهزار و سيصد و شصت و هفت مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 2/9/1367به تأييد شوراي نگهبان رسيده است. رئيس مجلس شوراي اسلامي

 

https://telegram.me/legallovers

 

قانون اصلاح تبصره (1) ماده واحده قانون تعيين وضعيت املاك واقع در طرحهاي دولتي و شهرداريها

1380

ماده 1

ماده واحده - مهلت هاي ده ساله مذكور در تبصره (1) ماده واحده قانون تعيين وضعيت املاك واقع در طرحهاي دولتي و شهرداريها , مصوب 1367 , به پنج سال كاهش مي يابد . قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علني روز چهارشنبه مورخ بيست و دوم فروردين ماه يك هزار و سيصد و هشتاد مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 29/1/1380 به تاييد شوراي نگهبان رسيده است .

 

https://telegram.me/legallovers

 

 

حق شرط در معاهدات بین المللی و شرایط آن (حقوق بین الملل عمومی (1))

https://telegram.me/legallovers

اصولا ًدولت ها در برابر معاهدات مى توانند سه نوع موضع گيرى داشته باشند:

 

1-     عضویت غیر مشروط: در این حالت، دولت ها معاهده را کاملاً پذیرفته و هیچ شرطی را برای عضویت خود در معاهده قایل نمی شوند. این روش به دلیل آنکه برخی از مقرّرات یک معاهده می تواند مخالف اصول، موازین و منافع کشور عضو باشد، چندان قابل قبول و مناسب نیست.

 

2-     امتناع از عضویت: در این حالت، دولت ها به دلیل آنکه برخی از مقرّرات معاهده مخالف مواضع و منافع آن هاست، از عضویت در معاهده به طور کلی خودداری می ورزند. این روش نیز همه جا درست نیست؛ زیرا نباید کل یک معاهده را، که منافع بسیاری می تواند برای کشورها داشته باشد، به دلیل اینکه جزء ناچیزی از آن با منافع کشورها در تعارض است، از دست داد. مشکل دیگر این روش آن است که تعداد کمی از کشورها به معاهدات بین المللی بپیوندند، و حال آنکه معاهدات بین المللی در جهت جذب بیشتر عضو برای همکاری هرچه بیشتر و بهتر و برای شکل دادن نظام منسجم جهانی اند.

https://telegram.me/legallovers

3-     عضویت با لحاظ حق شرط: در این حالت، دولت ها با استفاده از «حق شرط»، به یک معاهده بین المللی می پیوندند، که این روش موجب بسط معاهدات بین المللی و قانونمند شدن نظام بین المللی می شود، بدون آنکه ضرری به منافع کشور عضو وارد سازد. در این قسمت است که حق شرط جایگاه خود را در معاهدات بین المللی نشان می دهد.

 

استفاده از حق شرط از نيمة دوم قرن نوزدهم نسبتاً رايج شده و مخصوص در مورد عهدنامه چند جانبه زياد مورد استفاده قرار می گیرد. زماني كه كشورهاي متعاهد زياد هستند، به دست آوردن اتفاق آرا در مورد مضمون يا نگارش هر يك از مواد عهدنامه غيرممكن و يا بسيار مشكل است؛ حتي اگر بين آنها منافع مشترك و يا در خصوص نكات اصلي و رئوس مطالب، اتفاق نظر وجود داشته باشد. در نتيجه، اكثر علماي حقوق و ديپلماسي عقيده دارند كه چنانچه كشوري در مورد يك موضوع ويژه با ساير كشورهاي شركت كننده در معاهده توافق نداشته باشد، عضويت محدود آن كشور در عهدنامه بهتر از زماني است كه به يكباره از شركتش در آن جلوگيري شود؛ چرا كه با توافق بر سر مسائل اصولي، اختلاف نظر در خصوص مسائل ثانويه قابل اغماض است.

 

https://telegram.me/legallovers

به موجب بند «د» ماده۲ کنوانسیون ۱۹۶۹ وین در مورد حقوق معاهدات، اصطلاح «شرط » عبارت است از صدور اعلامیه ای یک جانبه، باهر نوع نگارش یا وضعی از طرف کشوری در زمان امضا یا الحاق به یک عهدنامه، که بموجب آن اثر حقوقی بعضی از مقررات عهدنامه به هنگام اجرا نسبت بدان کشور از بین برود یا تغییر کند.

 

بطور کلی «شرط» در یک معاهده بین المللی ممکن است در یکی از مواقع ذیل اعلام شود:

در زمان عهدنامه، تصویب عهدنامه ، الحاق به عهدنامه


۱. در زمان امضا عهدنامه: استفاده از حق شرط در زمان امضای عهدنامه بهترین موقع آن است و مشکلات ناشی از آن بسیار کم خواهد بود؛ زیرا اعلام شرط در چنین موقعی موجب میشود تا کشورهای متعاقد در خصوص مقررات مورد سلیقه خود حق انتخاب داشته باشند. آنها میتوانند درباره شروط اعلام شده تعمق کنند و محدودیتی را که به عهدنامه وارد میشود مد نظر قرار دهند و آن شروط را پذیرفته و یا رد نمایند. بعلاوه کشورهای شرکت کننده در عهدنامه از اختلاف یا تباین افکار و نظرات خود در مورد بعضی از مقررات عهدنامه که مورد قبول کشور اقامه کننده شرط قرار نگرفته فوراً آگاه شده و بعداً به فریب و اشتباه دچار نمی شوند. همچنین اگر آنان تشخیص دهند که اقامه شرط موجب خدشه دار شدن عهدنامه گردیده و دیگر متضمن نفعی برای ایشان نیست و یا شرط مذکور باعث تحریف هدف اولیه از انعقاد معاهده گشته و آن را از مسیر اصلی خود دور می سازد، می توانند از امضای آن خودداری کرده و یا به نوبه خود شرطی را اعلام دارند.


۲. در زمان تصویب عهدنامه: گاهی کشورها به هنگام تسلیم و مبادله اسناد تصویب عهدنامه از حق شرط استفاده میکنند.استفاده از حق شرط بهنگام تسلیم اسناد تصویب، موجب بروز مشکلات و پیچیدگی های بمراتب زیادتر از استفاده از این حق در زمان نسبتاً طولانی فاصله می افتد و در حالیکه کشورهای متعاقد در انتظار به اجرا در آمدن عهدنامه به همان شکلی که امضا شده می باشند، ناگهان از طرف یکی از آنان، با اقامه شرط، عنصر جدیدی وارد عهدنامه می گردد و امید یا برآوردهای ایشان را به یاس مبدل می کند و چون از امضای معاهده مدتی گذشته و مذاکرات تمام شده است، سایر کشورهای متعاقد ناچار به قبول یا رد کامل عهدنامه می شوند. از طرف دیگر، استفاده از شرط در زمان تصویب باعث از بین رفتن تاثیر و فایده امضا می گردد. زیرا امضای عهدنامه نمودار ختم مذاکرات و تعیین تعهدات متقابل کشورهای شرکت کننده در آن است،ولی اعلام شرط موجب بی محتوا شدن آن می شود؛ چرا که اگر کشوری تصویب عهدنامه را منوط به قبول شرط او از طرف سایر کشورهای متعاقد بداند، چه بسا کشورهای اخیر برای بررسی شرط مذکور مجبور به از سرگیری مذاکرات گردند. عیب دیگر اعلام شرط در زمان تصویب این است که در چنین حالتی از سرگیری مذاکرات تقریباً غیرممکن و بسیار مشکل است؛ مثلاً چنانچه عهدنامه ای در یک کنفرانس بین المللی و با شرکت عده زیادی از کشورها به امضا برسد، مشکل است که بتوان بار دیگر همه آن کشورها را گردهم آورد و از آنها نظر خواهی نمود. با وجود این معایب و مشکلات، موارد استفاده از حق شرط در زمان تصویب زیاد است؛ از جمله عهدنامه مورخ ۳۰ دسامبر ۱۸۰۰ بین ایالات متحده امریکا و فرانسه در مورد حق بازدید کشتیهای مظنون به خرید و فروش و حمل و نقل بردگان سیاه. دولت ایالات متحده بموجب رای سنا یکی از مواد عهدنامه مذکور را حذف و ماده جدیدی بدان اضافه نمود. فرانسه برای این طرز رفتار شروطی را اعلام کرد، ولی سرانجام آن را پذیرفت.

https://telegram.me/legallovers
۳. در زمان الحاق به عهدنامه: الحاق یک کشور به عهدنامه ای که در مذاکرات و تهیه آن شرکت نجسته است چیزی نسبتاً تازه است که از پایان قرن گذشته و با انعقاد عهدنامه ها و موافقتنامه های چند جانبه رایج شده است. الحاق یا پیوستن به عهدنامه عبارت است از یک عمل حقوقی که بوسیله آن کشوری که مذاکرات و تهیه یک معاهده بین المللی شرکت نداشته و عضویت آن را نیز ندارد، خود را تحت سلطه مقررات آن عهدنامه قرار میدهد و موجب می شود همان تعهداتی را که سایر کشورهای متعاهد بعد از امضا و تصویب بر عهد گرفته اند، متقبل گردد. اتخاذ این روش بدین خاطر است که کشورهائی که قادر به ایفای نقشی در تهیه و تدوین یک معاهده دسته جمعی و چند جانبه نبوده اند، بتوانند در آن شرکت و عضویت داشته باشند. موضوع الحاق، بیشتر در مواردی در نظر گرفته می شود که یک عهدنامه یا موافقتنامه با تعیین مهلت محدودی برای امضا میخواهد راه را برای شرکت بعدی کشورها که نتوانسته اند معاهده را امضا نمایند، باز بگذارد، و در اینجا است که مضّار و اشکالات استفاده از حق شرط بیشتر از هر موقع دیگر میباشد؛ زیرا از نظر کشورهای متعاهد اصلی، عهدنامه قطعیت یافته و اصول آن در حال اجرا است. بعلاوه کشورهای ملحق شونده از نتیجه کار دیگران بهره مند گردیده و توانسته است عملکرد و قوه فعالیت (اثر) عهدنامه را در اجرای عملی آن توسط کشورهای متعاهد اصلی مورد ارزیابی قرار دهد. در نتیجه، کشور ملحق شونده با اعلام شرط نه فقط خواهان برخورداری از امتیازاتی است که دیگر متعاهدان از آن بهرهای نگرفته اند، بلکه با این عمل وحدت عهدنامه را از بین برده و عملاً موضع اعضای تهیه کننده را تغییر می دهد. از دیگر مشکلات اعلام شرط در زمان الحاق، ایجاد محظور برای کشورهای متعاقد اصلی است.مثلاً اگر عهدنامه ای به صورت باز تهیه شود کشورهای متعاقد اصلی انتظار دارند تا کشورهای دیگر ملحق شونده با همان شرایطی که خود قبول کرده اند، پذیرفته شوند. به عبارت دیگر، کشورهای ملحق شونده باید قبول شونده باید به قبول همان تعهدات تن در داده و پیرو همان رژیم حقوقی که امضا کنندگان اولیه عهدنامه از آن تبعیت میکنند،باشند. در صورتیکه الحاق «با شرط» به منزله تحمیل عهدنامه ای جدید سوای عهدنامه منعقده بین اعضای اولیه است که در نتیجه با مفهوم خود الحاق مغایر و در تضاد می باشد.

با وجود تمام این مشکلات بهتر است در معاهداتی که دایره الحاق را نامحدود اعلام داشته اند (عهدنامه های باز)اعلام شرط پذیرفته شود؛ زیرا عدم قبول شرط از طرف سایر کشورهای متعاقد نتیجه مطلوب را به دست نمی دهد؛ چون منظور از انعقاد یک عهدنامه باز، ورود هر چه بیشتر کشورها بدان است و برای نیل بدین مقصود بجاست که در مقابل نحوه موافقت آنان انعطاف پذیر بوده و از خود نرمش نشان داد. البته در بعضی از معاهدات اعلام شرط در زمان الحاق ممنوع شده است؛ چنانچه بند ۱ ماده۱ منشور جامعه ملل مقرر می دارد:«ورود به منشور باید بدون اعلام هیچگونه شرطی انجام گیرد»

 

***اعلاميه‌ي تفسيري و تفاوت آن با حق شرط


موضوع اعلامیه تفسیری اصولا مستثنی کردن یا محدود کردن اجرای مقررات معاهده نمی باشد ، بلکه تنها روشن نمودن معنی آن مقررات است ، اعلامیه تفسیری به اعلامیه ای گفته می شود که طی آن کشور در ضمن پذیرش معاهده ، به هنگام امضا ، تصویب ، تایید یا پذیرش ، به بیان برداشت و استنباط خود از بعضی مواد معاهده می پردازند و موضع خود را در قبال معاهده معلوم می کنند ، هدف اصلی از صدور این اعلامیه این است که از تفسیرهای احتمالی موادی که مغایر با روح و مقصود اصلی و مواضع قبلی و یا ناهماهنگ با قوانین و مقررات ملی و داخلی آن کشور است ، احتراز به عمل آید.

https://telegram.me/legallovers

وجوه افتراق حق شرط و اعلامیه تفسیری

الف: حق شرط در كليه‌ي معاهدات از جمله معاهدات حقوق بشری قابل اعمال نيست، ولي اعلاميه‌ي تفسيري در اغلب معاهدات قابل اعمال است. مثلا كنوانسيون 1982 حقوق دريا در ماده‌ي 310، اجازه‌ي صدور اعلاميه‌ي تفسيري را داده است در حاليكه ماده‌ي 309 آن، حق شرط را منع كرده است.

ب: اعلاميه‌ي تفسيري يك عمل يك‌جانبه‌ي بدون اثر و اعتبار متقابل است. به عبارت ديگر، اعلاميه‌ي تفسيري فاقد هر گونه الزام حقوقي براي ديگر دولتهاي طرف معاهده است؛ لذا در روابط بين دولت صادر كننده‌ي اعلاميه و ديگر دولتهاي متعاهد قابليت استناد نخواهد داشت. در صورتي كه حق شرط اگر از سوي يك دولت هم مورد پذيرش قرار گيرد، ميان آن دولت و دولت واضع حق شرط، رابطه‌ي قراردادي در حدود همان حق شرط برقرار مي‌شود و در نتيجه ميان آن دو، تاثير متقابل خواهد داشت؛ چرا كه حق شرط خودبخود يك عمل حقوقي يك‌جانبه است، اما همينكه از سوي حتي يك دولت مورد پذيرش قرار گيرد، به يك عمل حقوقي دوجانبه تبديل مي‌شود.

ج: اعلاميه‌ي تفسيري در بسياري از موارد خط و مشي و موضع يك دولت را مشخص مي‌سازد و معمولا داراي خصيصه‌ي سياسي است؛ در صورتي كه حق شرط، به منظور تحديد يا تعديل مفاد معاهده استفاده مي‌شود و به عبارتي حق شرط داراي خصيصه‌ي حقوقي است.

اگر مبیع مستحق للغیر درآید، در صورت کاهش قیمت ثمن، بایع ملزم به جبران آن است

https://telegram.me/legallovers

رأی شماره ۷۳۳ – ۱۵/۷/۱۳۹۳

رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور

به موجب ماده ۳۶۵ قانون مدنی، بیع فاسد اثری در تملک ندارد، یعنی بیع و ثمن کماکان در مالکیت بایع و مشتری باقی می‌ماند و حسب مواد ۳۹۰ و ۳۹۱ قانون مرقوم، اگر بعد از قبض ثمن، مبیع کلا یا جزئاً مستحق للغیر درآید، بایع ضامن است و باید ثمن را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری به وجود فساد، از عهده غرامات وارد شده بر مشتری نیز برآید و چون ثمن در اختیار بایع بوده است در صورت کاهش ارزش ثمن و اثبات آن، با توجه به اطلاق عنوان غرامات در ماده ۳۹۱ قانون مدنی بایع قانوناً ملزم به جبران آن است؛ بنابراین دادنامه شماره ۳۶۰ مورخ ۳۱/۳/۱۳۸۹ شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی د رحدی که با این نظر انطباق دارد به اکثریت آراء صحیح و قانونی تشخیص می‌گردد.

https://telegram.me/legallovers

این رأی طبق ماده ۲۷۰ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۷۸ در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاه‌ها لازم‌الاتباع ست.

هیأت عمومی دیوان عالی کشور

نمونه قرارداد موسسه حقوقی با وکیل دادگستری

 

 

« بنام خدا »

قرارداد زیردر تاریخ 15/10/95 فی مابین موسسه حقوقی .................. (با مسئولیت محدود ثبت شده به شماره........به مدیریت ................................ به نشانی : ....................................................... که در این قرار داد شرکت نامیده میشود از یک طرف )و آقای س ج وکیل پایه یک دادگستری  به نشانی : اصفهان.معالی آباد نبش کوچه نهم ساختمان رز طبقه ۵واحد یازدهم  که در این قرارداد وکیل و مشاورحقوقی نامیده میشود از طرف دیگر به شرح زیر منعقد میگردد.

ماده اول: موضوع قرارداد

موضوع قرارداد عبارتست از: الف: وکالت و مشاوره حقوقی وانجام امورحقوقی  شرکت درکلیه زمینه ها ی  حقوقی درمراجع قضایی وشبه قضایی که به طریقی جلب نظریا حضوروکیل و مشاورحقوقی لازم باشد.ب :اشخاص حقیقی وحقوقی که از طرف شرکت به وکیل معرفی میگردند:اعم  از مشاوره و انجام امور حقوقی  در کلیه زمینه ها اعم از دعاوی له و علیه آن یا آتی الطرح،اقامه ، تعقیب ، پیگری و اهتمام درتنظیم دادخواست یا شکوائیه یا لایحه دفاعیه جهت احقاق حق ازجمله  وصول حقوقی و منافع و مطالبات آنها از اشخاص حقیقی و حقوقی و تهیه لوایح مورد نیاز و شرکت در کلیه مراجع قضائی و اداری اعم از محاکم عمومی دادگستری،محاکم انقلاب،دیوان عالی کشور،دیوان عدالت اداری و نیروهای انتظامی و مراجع و هیئت های تشخیص و حل اختلاف اداره کار و امور اجتماعی و تنظیم و اصلاح قراردادها و همچنین در صورت ارجاع پرونده به کارشناس دادگستری توجیه و همکاری و شرکت در جلسات مذکور.

ماده دوم: تعهدات وکیل و مشاور شرکت:

وکیل و مشاور شرکت متعهد میشود که:

1- درمورد بند الف نظر حقوقی و مشورتی خود را نسبت به کلیه امور مربوط  به شرکت اظهار داشته و در صورت لزوم کتباَ به شرکت ارائه نماید.

2- تهیه و آماده نمودن قرار دادها و فرمهای حقوقی مورد نظر که از طرف شرکت در خواست میگردد و نقد و برسی و اعلام نظر قراردادهای تنظیمی شرکت با اشخاص حقیقی و حقوقی.

3- آماده نمودن کلیه صورت جلسات مجامع عمومی و هیئت مدیره و تهیه و تنظیم و تغییرات مورد لزوم در اساسنامه درصورت لزوم باصلاحدیدمدیرشرکت

4-اعلام وکالت در پرونده های ارجاعی شرکت بنا به پیشنهاد و صلاحدید مدیریت شرکت(موضوع بند الف)

5-چنانچه  پرونده های شرکت جنبه محرمانه داشته باشد وکیل ومشاور  بعنوان امین موظف است رعایت امانت را نموده و جنبه های محرمانه اسناد و مدارک شرکت را حفظ نماید.

ماده سوم:تعهدات متقابل طرفین

1-شرکت متعهد است در انجام تعهدات محوله به مشاور کلیه اقدامات و تسهیلات لازم از جمله امکان ورود به کلیه سوابق امر و دسترسی به منابع مختلف اطلاعاتی را به منظور پیشرفت کار از هر جهت فراهم آورد.(موضوع بندالف)

2-شرکت متعهد است حق المشاوره و حق الوکاله وکیل را مطابق این قرارداد در موعد مقرر پرداخت نماید.

3-مشاور متعهد است هفته ای ده ساعت عصرها ازشنبه تا چهارشنبه یا عنداللزوم در سایر روزها حسب اعلام مدیرشرکت در شرکت حاضر باشد.

4. شرکت موظف است یکی از اتاق های شرکت را در روزهای اعلامی جهت انجام امور حقوقی موضوع ماده 2 دراختیاروکیل و مشاور حقوقی قراردهدوچنانچه ازاین امرقبل از پایان قراردادعدول نمایدموظف است روزانه مبلغ بیست هزار تومان وجه التزام پرداخت نماید.

5. حدود اختیارات وکیل ومشاورحقوقی به شرح فرم وکالتنامه تنظیمی بین طرفین درچهارچوب اختیارات مندرج در ماده 35 قانون آیین دادرسی مدنی و دراجراي ماده 19 لايحه قانوني استقلال كانون وكلاي دادگستري مصوب 1333بموجب  قرار دادمالی حق الوكاله ای است که  منعقدمیگردد وطرفين وقائم مقام آنها ملزم به انجام مفاد آن ميباشند.

 می باشد .ویک نسخه از آن تحویل موکل میگردد.

ماده چهارم:حق المشاوره و حق الوکاله

1-حق المشاوره  و وکالت موضوع بند الف درهرمورد خاص با توافق طرفین  محاسبه میشود که در پایان هر ماه پس از تأیید کارکرد دردفتر موسسه و کسر مالیات مقرر قانونی به وکیل ومشاورحقوقی پرداخت خواهدشد.

2-درخصوص موضوع بند ب قراردادچنانچه اشخاص حقیقی و حقوقی صرفاً جهت مشاوره حقوقی به وکیل یا مشاورحقوقی مراجعه نمایند میزان                       درصد   به موسسه تعلق میگیرد.وچنانچه منجر به طرح دعوا اعم از حقوقی یا کیفری و... در مراجع قضایی وشبه قضایی گرددبیست در مبلغ حق الوکاله به موسسه تعلق میگیرد.چنانچه به هر دلیلی مبلغ حق الوکاله به موکل عودت شود شرکت نیز موظف است فوری پس از اعلام وکیل و مشاور حقوقی مبلغ را به حساب اعلامی واریز نماید.

ماده پنجم:مدت قرار داد:

1-این قرارداد از تاریخ 15/10/95 لغایت15/12/96منعقد میگردد.درپایان قراردادچنانچه طرفین تمایل به همکاری داشته باشند درصورت نیاز پس از تعدیل مفاد قرارداد،مجدداً توافقات لازم انجام میشود.

ماده ششم:فسخ قرارداد:

این قرارداد با اعلام قبلی یک ماهه از سوی طرفین قابل فسخ بوده و چنانچه قرارداد از طرف شرکت فسخ گردد شرکت مکلف است درمورد موضوع بند الف وب حق المشاوره وحق الوکاله را تا زمان فسخ قرارداد به نسبت زمان کار و اقدامات انجام شده به وکیل ومشاور پرداخت نماید.

این قرارداد درشش ماده بااطلاع كامل از مفاهيم بكار رفته در متن،درصحت وسلامت کامل باتوجه به قوانین حاکم وماده 10 و 676 قانون مدنی وتشریح طرق وکالت و مشاوره حقوقی ، پس از اطلاع از کم وکیف ومطالعه دقیق آن  به امضاي طرفين رسيد. این قرارداد دردونسخه متحدالمتن ومتحدالمعنی که حکم واحد دارد فیمابین امضاء کنندگان ذیل تنظیم که بین طرفین وقائم مقام قانونی آنها لازم الاتباع است .

شرکت                                                                           مشاوره حقوقی

 

 


موضوعات مرتبط: متفرقه 
برچسب‌ها: قرارداد , قرارداد وکیل و موسسه حقوقی , قرارداد وکیل با موسسه حقوقی , نمونه قرارداد وکیل و موسسه حقوقی

تحلیل ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲

 

https://telegram.me/legallovers

تحلیل ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲

مهمترین محور این ماده کنترل مدت قرار بازداشت متهم و عنداللزوم فک یا ابقاء آن است. در صدر ماده قانونگذار مقرر می دارد که چنانچه پرونده‌ای منجر به بازداشت شده باشد، چه بازداشت موقت و چه غیر آن، در این حالت چنانچه جرم از جرایم در صلاحیت دادگاه کیفری یک، به استثناء جرایم سیاسی و مطبوعاتی باشد، هر دو ماه و در سایر جرایم هر یک ماه باید بازبینی شود. پس با توجه به صدر ماده ۲۴۲ قانون مزبور وظایف مقام قضایی شامل سه تکلیف می شود.

 تکلیف اول بازپرس باید متناسب با نوع جرم پرونده را در وقت نظارت دو و یا یک ماهه نگهدارد.

تکلیف دوم زمانی که مهلت یک ماه و یا دو ماه سپری شد، اصل بر این است که بازپرس مکلف است قرار را تخفیف دهد که به دو شکل فک یا آزادی بلا قید و تخفیف یا تبدیل به قرار سبک تر از قرار فعلی تا موجبات آزادی متهم فراهم شود.

تکلیف سوم اگر جهت جدیدی برای فک و یا تخفیف وجود نداشته باشد، بازپرس باید با ذکر علت، قرار سابق الصدور را ابقاء نماید. بعد از ابقاء متهم ظرف ده روز می تواند به آن اعتراض کند.

فک، تخفیف، ابقاء قرار بازداشت موقت و باید به موافقت دادستان برسد ولی تنها ابقاء غیر قرار بازداشت موقت (بازداشت به علت عجز از معرفی کفیل یا وثیقه) نیز باید به موافقت مقام صدر الذکر برسد، گرچه عملاً دادیاران اظهارنظر به جانشینی از دادستان یا سرپرستان نواحی دادسرایی شهرهای بزرگ مانند تهران اعلام نظر می نمایند.

حداکثر مدت بازداشت متهم

سقف مدت بازداشت متهم با توجه به نوع جرم یا جرایم ارتکابی و میزان مجازات قانونی آن جرایم شامل فروض ذیل می گردد.

 فرض اول: اگر حداقل مجازات کمتر از یک سال باشد، در این حالت مدت بازداشت از حداقل نباید بیشتر شود؛ چه با قرار بازداشت موقت چه غیر بازداشت موقت (بازداشت به علت عجز از معرفی کفیل یا وثیقه).

https://telegram.me/legallovers

فرض دوم: در صورتی که حداقل مجازات بیش از یک سال باشد، در این حالت با توجه به قسمت ذیل ماده ۲۴۲قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر می دارد «…در هر صورت در جرایم موجب مجازات سلب حیات مدت بازداشت موقت از دو سال و در سایر جرایم از یک سال تجاوز نمی کند.» می توان به مدت یک سال با قرار بازداشت موقت فرد را در بازداشت نگه داشت و بقیه مدت را تا رسیدن به حداقل با غیر بازداشت موقت مشروط بر آن است که متهم نتواند وثیقه یا کفالت بسپارد.

فرض سوم: در جرایم موجب مجازات سلب حیات تا دو سال با قرار بازداشت موقت و بعد از آن تا اجرای حکم با غیر بازداشت موقت مشروط بر اینکه متهم نتواند وثیقه یا کفالت بسپارد.

فرض چهارم: در مواردی که مجازات قانونی جرم، غیر از حبس باشد یا مجازات حبس نیز فاقد حداقل و باشد، از شمول ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری خارج است و اتخاذ تصمیم در مورد نوع قرار تامین با لحاظ اصول کلی و از جمله اصل تناسب تامین با قاضی خواهد بود که نظریه مشورتی شماره ۷/۹۵/۲۲مورخ ۱/۸/۱۳۹۵  اداره کل حقوقی قوه قضاییه نیز مؤید آن است.

فرض پنجم: در صورت تعدد جرایم ارتکابی از سوی متهم، نظر به اینکه قرار تامین کیفری صادره نسبت به کلیه جرایم ارتکابی است، بنابراین حداکثر مدت بازداشت وی به لحاظ صدور قرار تامین بالاترین حداقل مدت حبس تعیین شده در قانون برای جرایم مذکور ملاک محاسبه خواهد بود.

بنابه آنچه بیان شد، نتیجه می شود که در غیر جرایم مستوجب سلب حیات تا حداقل مجازات قانونی جرم، نمی توان متهم را در بازداشت نگه داشت.

https://telegram.me/legallovers

تکلیف مقام قضایی بعد از رسیدن به حداقل مجازات قانونی  

در خصوص این که تکلیف مقام قضایی بعد از رسیدن به حداقل مجازات قانونی چه می باشد، دو نظر قابل ارائه هست:

۱. با عنایت به ماده ۲۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری در هر حال میزان قرار تامین نباید کمتر از وجه التزام، وثیقه یا کفالت باشد. بنابراین به طور مطلق نمی توانیم متهم را آزاد کنیم، چون خسارت شاکی باید جبران گردد و بازداشت منع قانونی ندارد.

۲. قاعده مذکور در ماده ۲۴۲ فوق این است که، حداکثری را برای حبس بیشتر نگه نداریم و اگر قایل به این باشیم که پس از سپری شدن این مدت باز در حبس باشد، این قاعده یک قاعده عبث خواهد بود. اداره کل حقوقی قوه قضاییه در نظرات ابرازی تابع آن می باشد.

در مقام داوری میان دو نظر ابرازی، شاید در بادی امر بتوان بر نظر دوم این اشکال را وارد نمود که با آزادی متهم، تأمین لازم برای جبران ضرر و زیان شاکی خصوصی از بین خواهد رفت اما ایراد وارده را می توان این گونه پاسخ داد که:

https://telegram.me/legallovers

اولاً: شرایط مقرر در ماده ۲۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری ناظر به مرحله صدور قرار تأمین کیفری است نه ابقاء آن.

ثانیاً: مدت بازداشت که در ماده ۲۴۲ قانون مزبور بیان گردید، ضمانت اجرای کیفر است نه ضمانت اجرای ضرر وزیان وارده به شاکی.

پیشنهاد ما این است که، با توجه به اینکه در صدر ماده ۲۴۲ قانون فوق مقرر شده «… پرونده اتهامی او منتهی به تصمیم نهایی در دادسرا نشود…» بازپرس باید با یک مدیریت صحیح پرونده را تعیین تکلیف نماید که البته با توجه به حجم و تعداد زیاد پرونده های ارجاعی به شعبه، این امر به راحتی میسر نمی گردد.

 

منبع: قضاوت آنلاین


موضوعات مرتبط: مقالات 
برچسب‌ها: تحلیل ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ , قرار تامین 

استعفای وکیل

 

https://telegram.me/legallovers

«بسمه الرئوف »

ریاست و مستشاران محترم دادگاه تجدیدنظر استان فارس ؛        

             با سلام و عرض ادب

احتراماً ؛ اینجانب به وکالت از آ فرزند   درپرونده کلاسه 00000 با بایگانی 000000 شعبه     دادگاه عمومی حقوقی شهرستان شیراز ، ضمن ابراز تعذر از تصدیع اوقات شریف قضات محترم دادگاه تجدید نظر و با اجازه حاصل ازبنود « الف » و« ه » ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی ، در ارتباط با دادنامه شماره 00000مورخ1379/05/13که در تاریخ24/05/97به موکل اینجانب ابلاغ گردیده است در فرجه قانونی و به جهت عدم اعتبار مستندات دادگاه و ادعاي مخالف بودن رأي با موازین شرعی و یا مقررات قانونی.باعنایت به اینکه رأی صادره به شرح ذیل مستنداً به ماده 332 قانون آیین دادرسی مدنی صادرگردیده است ؛ نسبت به دادنامه صدر الذکر معترض بوده و در مقام تجدیدنظر خواهی تقاضای رسیدگی و مآلاً نقض دادنامه معترض عنه و در مانحن فیه صدور حکم مقتضی را دارد.

عرایض را درسه بخش مقدمه ، ایرادات و نتیجه به تقید صفحه می نگارم:

مقدمه

مقدمتاً به دلالت محتویات پرونده وآنچه بدور از « حشو و زواید » و بیان تکرار می توان گفت اینکه:

موکل به آقای چ وکیل دادگستری ، وکالت می دهد تا اقدامات مقتضی جهت احقاق حق وی را انجام دهد . پس از صدور حکم غیابی ، خواندگان پرونده اقدام به واخواهی نمودند . پس از ابلاغ وقت رسیدگی 03/05/1397 ساعت ده صبح در تاریخ 11/04/1397 و در حالی که کمتر از یک ماه به وقت رسیدگی مانده بوده ؛ نامبرده استعفای خود را اعلام و چند روز قبل از وقت رسیدگی به صورت تلفنی وقت رسیدگی به موکل ابلاغ و موکل علی رغم اینکه اصل مدارک نزد وکیل وی بوده ؛ بدون داشتن مدارک در جلسه حاضر و به دلیل عدم ارائه اصل مدارک حکم فوق البیان صادر شده است.

https://telegram.me/legallovers

ایرادات      

          همانگونه که قضات محترم دادگاه تجدید نظر مستحضر هستند :ماده 39 قانون آیین دادرسی مدنی در خصوص استعفای وکیل برای دادگاه چنین تکلیف نموده است : ماده 39 - « درصورتی که وکیل استعفاي خود را به دادگاه اطلاع دهد، دادگاه به موکل اخطار می کند که شخصا یا توسط وکیل جدید، دادرسی را تعقیب نماید. و دادرسی تا مراجعه موکل یا معرفی وکیل جدید حداکثر به مدت یک ماه متوقف می گردد.

وکیلی که دادخواست تقدیم کرده در صورت استعفاء، مکلف است آن را به اطلاع موکل خود برساند و پس از آن موضوع استعفاي وکیل و اخطار رفع نقص توسط دادگاه به موکل ابلاغ می شود ، رفع نقص به عهده موکل است. »

بنابراین متوقف نمودن دادرسی و صدور اخطار رفع نقص به موکل ازبدیهیات علم حقوق می باشد که توسط شعبه اجرا نشده است . فلذا : وقتی در ماده فوق به این صراحت در خصوص استعفای وکیل تعیین تکلیف شده ولیکن شعبه رسیدگی کننده هیچ کدام از اقدامات فوق را انجام نداده است.و به صرف ابلاغ تلفنی به موکل جلسه را تشکیل و موکل که کلیه مدارک را قبلاً به وکیل خود تحویل داده بوده ؛ بدون اطلاع از مفاد ماده فوق البیان در جلسه حاضر شده است. پس تشکیل جلسه در چنین موقعی و در چنین شرایطی مبنای قانونی نداشته و مخدوش بوده است .

https://telegram.me/legallovers

2 . با عنایت به اینکه تشکیل جلسه بدون رعایت تشریفات دادرسی در چارچوب قانون صورت گرفته و به تبع همان جلسه حکم به ضرر موکل صادر شده است . مع الوصف : به شرح فوق ثابت گردید که صدور چنین حکمی مخدوش می باشد.

نتیجه

       لذا نظر به مطالب معنونه و باحفظ مقدمات فوق ، و با عنایت به موارد معروضه وایرادات متقن و مشروح مستنداً به قانون آیین دادرسی مدنی با توجه به اینکه استعفای وکیل یک ماه قبل از وقت رسیدگی می بایست به اطلاع موکل می رسید ؛ حالیه پذیرش استعفای وکیل قبل از موعد قانونی توسط دادگاه بدوی امری مخدوش محسوب می گردد . بناء علیهذا : خواستار نقض حکم بدوی با توجه به مدارک پیوست می باشم.     

   با تشکر و امتنان

https://telegram.me/legallovers

لوایح دفاعی خود را به ما بسپارید


موضوعات مرتبط: نمونه لایحه 
برچسب‌ها: استعفای وکیل , لایحه دفاعی , اعتراض به رای , تجدیدنظرخواهی 

اعطای مرخصی به زندانی

«هو الوکیل»

دادیار محترم شعبه             اجرای احکام کیفری شهرستان شیراز؛

با عرض سلام و ادب

احتراماً ؛ اینجانب به وکالت از آقای              در پرونده کلاسه                   با عنایت به اینکه حبس تعیینی موکل پانزده سال تعیین گردیده و موکل بیش از هفت سال در زندان به سر می برد و اخیراً اعاده دادرسی نسبت به حکم آخر الصدور شعبه      دادگاه تجدید نظر استان فارس ؛ که حبس موکل را از هفت سال به پانزده سال تبدیل نموده بود ، اعلام داشتم که مورد موافقت شعبه سی و پنجم دیوان عالی کشور قرار گرفت و حالیه نیز پرونده اجرایی به دیوان عالی کشور ارسال شده است ؛ مع الوصف : با توجه به اینکه کلیه شکات بیش از دو سال قبل ، رضایت خود را نسبت به موکل اعلام داشتند و دادگاه محترم تجدید نظر با تخفیف مجازات و همچنین آزادی مشروط موکل موافقت ننمودند و دیگر اینکه موکل دارای همسر و فرزند می باشد . فلذا : در راستای مواد 213 و 214 ناظر بر ماده 217 آئين‌نامه اجرائي سازمان زندانها و اقدامات تأميني و تربيتي كشور با توجه به گذران بیش از یک ششم حبس توسط موکل و اینکه نمره مورد نظر را در زندان کسب نموده است خواهشمند است : در صورت صلاحدید دستورات مقتضی جهت اعطای مرخصی به موکل را مبذول فرمایید . مساعدت حضرتعالی موجب امتنان خواهد بود.

با تشکر و تجدید احترام

https://telegram.me/legallovers


موضوعات مرتبط: نمونه لایحه 
برچسب‌ها: مرخصی , مرخصی زندانی , زندان , لایحه اعطای مرخصی به زندانی , اعطای مرخصی به زندانی 

حضار شاهد در دعوای حقوقی

 

باسمه تعالي

https://telegram.me/legallovers

رياست محترم شعبه 17 دادگاه عمومي حقوقي شيراز

با عرض ادب و احترام؛

عطف به اخطاريه شماره 97101007029000000 موضوع پرونده كلاسه 970000 مبني بر اعلام نام  ، مشخصات و محل اقامت گواهان موكل ، كه در مورخه 31/4/97 به اينجانب سیروس جوکار وكیل خوانده ابلاغ گرديده است ؛ بدينوسيله اسامي ذيل به عنوان گواهان موكل ظرف مهلت مقرر قانوني خدمتتان اعلام مي گردد، خواهشمند است دستورات مقتضي را مبذول فرمائيد.

اسامي گواهان:

  1. عليرضا ...... فرزند محمد علي به نشاني: شيراز – ... – فرعي اول – كوچه يك – پلاك 2

     2 . ميلاد ي فرزند ن به نشاني مندرج در بالا                                                 

باتشکر و امتنان

https://telegram.me/legallovers
موضوعات مرتبط: نمونه لایحه 
برچسب‌ها: احضار شاهد , احضار شهود , لایحه احضار شاهد , احضار شاهد در دعوای حقوقی , احضار شاهد در امور حقوقی 

لایحه دفاعی اعلام رضایت شاکی

 

 

https://telegram.me/legallovers

رياست و مستشاران محترم شعبه   محاكم تجديد نظر استان فارس

با عرض ادب و احترام؛

اينجانبان سيروس جوکار و ........ معاً و منفرداً خود را به وكالت از آقاي ب ج در پرونده كلاسه 970000 معرفي نموده ، خواهشمند است دستورات مقتضي را جهت ثبت وكالتنامه مبذول فرموده و با عنايت به اينكه در پرونده كلاسه مزبور ، موكل به موجب دادنامه شماره ................................. مورخ ...................................... اصداري از سوي آن شعبه محترم به تحمل 3 سال حبس تعزيري محكوم گرديده و هم اكنون در حال تحمل كيفر مي باشد ، ليكن در حال حاضر به موجب رضايت نامه شماره 888888 مورخ 22/02/97 تنظيمي در دفتر خانه 000 شهر شیراز (مضبوط در پرونده) شاكي خصوصي آقاي ب پ فرزند علی از شكايت خود صرفنظر نموده است ؛ مستنداً به ماده 483 قانون آئين دادرسي كيفري با توجه با آنكه موكل تنها پسر خانواده بوده و به علت وابستگي شديد خانواده ايشان به وي استدعاي بررسي و تجديد نظر در ميزان مجازات مقرر و نهايتاً تخيف آن را داريم . قطعاً پدر و مادر گريان موكل چشم اميد به دستان پرعطوفت آن دادگاه محترم دوخته است.

https://telegram.me/legallovers

با تشكر و تجديد احترام

وكلاي محكوم عليه 


موضوعات مرتبط: نمونه لایحه 
برچسب‌ها: لایحه دفاعی وکیل , لایحه دفاعی اعلام رضایت , اعلام رضایت , تخفیف مجازات 

 

با تشكر و تجديد احترام

(نمونه )لایحه ایراد ضرب و جرح عمدی

رياست و مستشاران محترم شعبه دوم دادگاههاي تجديد نظر استان كهگيلويه و بويراحمد

با عرض ادب و احترام؛

https://telegram.me/legallovers

اينجانب سيروس جوکار مطالب ذيل را در دفاع از حقوق موكل (م س) در پرونده كلاسه 890000 معروض داشته تقاضاي صدور حكم شايسته را از محضر آن مقامات محترم خواستارم.

شرح واقعه:

در پي وقوع درگيري گروهي در مورخه 20/3/79 در محله ..... گچساران ضربات فراواني به ناحيه سر، صورت، سينه و سمت راست پيشاني موكل وارد گرديده كه پس از طرح شكايت عليه آقاي عبدا... مبني بر شركت در ايراد ضرب و جرح عمدي و با عنايت به جميع محتويات پرونده شعبه 101 دادگاه عمومي جزائي گچساران مورد را از موارد لوث تشخيص داده و بموجب دادنامه شماره 8/1111 – 25/11/84 متهم را به پرداخت 75 درصد ارزش ديه كامل در حق مجروح و 23 ماه حبس تعزيري از جهت اخلال در نظم عمومي  محكوم مي نمايد. پس از تجديد نظر خواهي متهم شعبه 3 دادگاه تجديد نظر استان كهكيلويه و بوير احمد طي دادنامه شماره 2222 مورخ 03/08/85  ضمن ابرام راي صادره مدت 16 ماه از حبس وي را به مدت 3 سال معلق نمايد. شعبه 25 تشخيص ديوان عالي كشور نيز پس از جري تشريفات قانوني بموجب دادنامه ش 2222/15 -15/11/87 با توجه به اين كه دادگاه در مورد اثبات ديه با اجراي قسامه راي صادر كرده است, محكوميت متهم به حبس را خلاف بين قانون دانسته و با نقض راي وي را فقط به پرداخت ديه در حق شاكي محكوم نموده است.

 متاسفانه عليرغم صدور حکم جلب محكوم عليه در چندين نوبت وي خود را از ديد مامورين مخفي و پس از مدت ها با توجه به مداركي كه در دفتر خانه شماره 000 شهرستان گچساران توسط آقايان حم و سع هر دو گ و خانم ي صادر شده از رياست محترم ديوانعالي كشور تقاضاي اعاده دادرسي نموده كه موضوع جهت رسيدگي به شعبه 00 ديوان عالي كشور ارجاع و شعبه مربوطه پس از مطالبه و بررسي پرونده محكوم عليه ضمن موجه دانستن درخواست نامبرده پرونده را جهت رسيدگي مجدد به شعبه هم عرض ارجاع كه پس از جري تشريفات قانوني پرونده مربوطه به شعبه دوم دادگاه تجديد نظر استان كهگيلويه و بوير احمد ارجاع و مورد رسيدگي واقع مي گردد . كه در جهت مخدوش بودن اقارير نامبردگان و اظهارات كذب ايشان بايد عرض نمايم :   

 https://telegram.me/legallovers

     1. ابتدائا و در جهت مخدوش بودن اقرار ضارب اصلي پرونده !!! اقاي حم گ بايد عرض نمايم : اسناد ومدارك جديدي!!  كه اقاي عبد ا... به موجب آن تقاضاي اعاده دادرسي نموده و متاسفانه مورد پذيرش ديوان نيز واقع گرديد ، نه تنها جديد نبوده بلكه بموجب اقرارنامه مورخ 22/8/85 (برگ 701 پرونده ) تنظيمي در دفتر خانه 000 دوگنبدان قبلاً نيز در پرونده موجود بوده است كه قطعا اعضاي محترم دادگاه تجديد نظر در صورت توجه دقيق به تاريخ اقرار نامه مزبور و تاريخ صدور دادنامه قطعي شماره 2222-(30/9/85) پي به اين واقعيت بسيار مهم خواهند برد كه قطع به يقين دادگاه محترم تجديد نظر با علم به وجود اين اسناد و شايد به دليل آنكه كذب اقرار نامبرده نزد ايشان اثبات گرديده اقدام به صدور دادنامه شماره 2222 نموده است . مضاف بر انكه پس از ارسال لايحه متهم حم گ خطاب به دادگاه مبني بر انكه موكل توسط ايشان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است و پس از تشكيل جلسه مواجهه حضوري به تاريخ 20/04/82 و تفهيم اتهام ايشان مبني بر شركت در منازعه و ضرب و شتم عمدي م س در مقام دفاع در نزد شعبه ... دادگاه محترم گچساران اظهار مي دارد: ‹...من قبول ندارم توسط عبدا...  اغفال شدم و نامه را عبدا... نوشته ا ست به من گفت كه قبول كنم و عبدا... به من گفت برو سه ماه يا شش ماه در زندان  محكوم مي شوي  و من خودم پرونده ات را درست مي كنم شب همان لايحه دفاعيه را خودش نوشته بود و صبح به خانه ما آورد چون پسر عمه ی من مي باشد و در دانشگاه درس مي خواند نمي خواهد كه آينده اش خراب شود ... »

رياست و اعضاي محترم دادگاه تجديد نظر؛

آيا اقرار چنين فردي از نظر آن اعضاي محترم مي تواند مؤثر در مقام باشد. شايد به همين دليل باشد

كه قانون گذار ضمن پيش بيني ماده 1276 قانون مدني مقرر مي دارد: اگر كذب اقرار نزد حاكم ثابت شود ان اقرار اثري نخواهد داشت.

2. در جهت اثبات اظهارات سراسر كذب حم گ در جلسه مورخ 30/4/89 آن دادگاه محترم بايد عرض نمايم اولاً ايشان در برگ اول صورت جلسه مورخ 30/4/89  اظهار داشته است : ‹...لكن من با چوب به سر آقاي م س و آقاي عبدا... آن لحظه حضور نداشت ...› در ادامه در برگ دوم صورت جلسه در پاسخ به سوال دادگاه محترم مبني بر اينكه آيا آقاي عبدا.. در درگيري حضور داشت ؟ بيان مي دارد: خير، در درگيري حضور نداشت، منزل ما بود. نكته جالب و شگفت آور آن است كه خود آقاي عبدا... در بازجويي هاي مكرر صورت گرفته در پرونده در جهت تبري خود از اتهام وارده به نقش خود به عنوان ميانجي گري !!! اشاره دارد اما حم گ از اصل ، حضور عبدا... در درگيري را انكار مي كند. قطعا دادگاه محترم با اينجانب هم عقيده خواهد بود كه اظهارات و پاسخ هاي حم گ ضرب المثل معروف" قسم حضرت عباس و دم خروس" را به اذهان متبادر مي نمايد.

ضارب اصلي پرونده !!! در ادامه در برگ دوم صورتجلسه در پاسخ به سوال به چه دليل اقاي م س را زدي؟ اظهار مي دارد: ‹چون ايشان را اشتباهي جاي اقاي ا ن گرفتم ... آقاي ن متلك به خواهرم گفته بود ... چون ايشان را نمي شناختم (اشتباه گرفتم )› كه در جهت كذب بودن اين اظهارا ت نيز بايد عرض نمايم اتفاقاً حم گ در اكثر بازجويي ها در تشريح در گيري اظهار داشته است كه: ‹ ... در درگيري كه در منطقه .... به وقوع پيوست كه منجر به مجروح گشتن م س گرديد اينجانب با نامبرده و ا ن كه در چندين مورد براي خواهرم ايجاد مزاحمت نموده اند با نامبرده درگير شدم... » همچنين سع گ در آخرين باز جويي خود در نزد خود قضات محترم شعبه ... دادگاه تجديد نظر استان در مورخ 30/4/89 در برگ دوم صورت جلسه در تشريح ماجرا اظهار مي دارد: ‹حم با آقاي ا ن و آقاي م س در خيابان با هم در گير شدند... '

اعضاي محترم ملاحظه مي فرمايند كه  حم و سع گ هر دو به درگيري با ا ن و م س اشاره دارند  كه اتفاقا اين اظهارات قرينه و دليلي است دال بر شناخت كافي از م س و     اظهارات ايشان مبني بر عدم شناخت م س نيز كذب محض است.

  3. نكته جالب آنكه (به شرح برگ 449 پرونده) آقاي عبدا... جهت صلح و سازش و پرداخت ديه آقاي  ا ر (از بزرگان بويراحمد) را نزذ موكل فرستاده است كه آقاي ت ط وكيل محترم عبدا... در بند 2 لايحه تقديمي خود به تاريخ 11/11/85 ضمن انكار اين موضوع اظهار داشته است: ‹... آقاي  ا ر حاضر است به دادگاه مراجعه و شهادت دهد كه اظهارات وي در جلسه مربوطه به غير از ادعاي شاكي بوده است ... › كه در جهت اثبات صحت و سقم اظهارات هر يك از طرفين از محضر ان دادگاه محترم خواهشمند است آقاي ار به محضر دادگاه احضار تا حقيقت ماجرا كشف گردد. چرا كه در صورت صحت ادعاي موكل انجام چنين عملي از سوي اقاي عبدا... مي تواند قرينه اي دال بر ارتكاب ضرب و جرح از ناحيه خود ايشان باشد.

 4. همچنين لايحه تقديمي ن گ خواهر حم و سع گ خطاب به رياست محترم دادگاه تجديد نظر استان كهگيلويه و بويراحمد كه به نوعي در تضاد با اظهارات سع و حم گ مي باشد نيز خود مي تواند قرينه اي دال بر صحت اظهارات موكل باشد ضمن آنكه خود آقاي عبدا... در يكي از لوايح تقديمي (ص 4 بند 6 لايحه) در برگ 660 پرونده پس از صورتجلسه مواجهه حضوري حم گ  در مورخه 27/3/82 بيان داشته است: ‹ايشان (حم گ ) فردي شرور و باج گير كه داراي سابقه هاي متعددي در اداره زندان شهرستان گچساران است ...› كه همه اين اظهارات دلالت دارد بر كذب اظهارات و اقارير حم گ و لذا چنين اقراري از سوي فردي كه بنا به گفته خود آقاي عبدا...  از افراد شرور و باجگير مي باشد نمي تواند مؤثر در مقام باشد چرا كه قطعاً اين اقارير با محتويات پرونده در تعارض محض مي باشد.

5. از همه مهمتر آنكه قاضي محترم اجراي احكام كيفري دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان گچساران در يكي از نامه هاي ارسالي به شماره 87-0000 مورخ 03/11/86 خطاب به معاونت اطلاعات انتظامي شهرستان گچساران با موضوع محكوم عليه عبدا... اظهار داشته است: ‹... حسب اخبار واصله رسمي و غير رسمي نامبرده فردي با نفوذ بوده و تاكنون به علل مختلف در مكان هاي متفاوت بسر مي برد ... با توجه به اينكه نامبرده در مراجع مختلف از جمله برخي از مراجع انتظامي داراي اقوام و خويشان نسبي و سببي مي باشد كه شايد به همين علت باشد كه بعد از گذشت حدود نه سال حكم فوق اجرا نشده است ...› كه قطعاً ارسال چنين نامه هايي از سوي مراجع قضايي جهت حفظ اقتدار نيروي انتظامي و دستگاه قضايي در محكوميت مجرمين مي باشد. مضافاً آنكه ارسال اين نامه و كلاً محتويات پرونده نيات دروني شخص عبدا... را بر همگان آشكار خواهد ساخت.

https://telegram.me/legallovers

رياست و اعضاء محترم دادگاه؛ موكل كه كمر همت بسته بود تا در شهرستان گچسارات تحصيلات عاليه را به اتمام برساند و براي خود و جامعه مثمر ثمر واقع گردد از بدو وقوع دستگيري تا كنون علاوه بر آن سلامت جسماني خود را از دست داده است عليرغم بي مهري هاي فراوان كماكان منتظر اجراي عدالت است. آنچه مسلم است آنكه قطعاً پرداخت ديه از ناحيه هر شخصي كه باشد نه تنها براي موكل كه قريب به 10 سال از دوران جواني خود را در دادگاههاي مختلف سپري مي كند هيچ ارزشي ندارد بلكه تنها اجراي عدالت است كه مي تواند مرهمي باشد بر روح و جسم خسته وي. كما آنكه موكل همواره ادعا داشته است آنچه برايش مهم است به گردن گرفتن ضرب و شتم صورت گرفته از ناحيه تنها ضارب وي يعني شخص عبدا... است چرا كه ارتكاب چنين اعمالي كه هر از چند گاهي حم گ به علت سابقه هاي متعدد كيفري موضوع ضرب و جرح را به گردن گيرد تا ضارب اصلي در امان باشد تنها نتيجه اي كه مي تواند در پي داشته باشد توهين به شعور شخصي خواهد بود كه با چشمان خويش شايد ضرب و جرح از ناحيه عبدا... بوده است.

لذا نظر به مطالب معنونه تقاضاي صدور حكم شايسته را از محضر آن مقامات محترم خواستارم. قطعاً موكل و همسر جوان وي چشم انتظار به دستان پرعطوفت آن اعضاء محترم دوخته اند.

https://telegram.me/legallovers

منبع:  http://hoghoghfarda.blogfa.com

 

با تشكر و تجديد احترام 

سیروس جوکار

لایحه اسقاط حق تجدیدنظر خواهی

«بسمه الحق »

دادرس محترم دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان کنگان ؛    

https://telegram.me/legallovers    

             با سلام و عرض ادب

احتراماً ؛ اینجانب به وکالت از آقای         در پرونده کلاسه 000000 ضمن ابراز تعذر از تصدیع اوقات شریف در دفاع از حقوق موکل معروض می دارد:

https://telegram.me/legallovers

باعنایت به اینکه موکل به موجب دادنامه شماره ...............مورخ21/10/96 مضاف بر حبس تعلیقی ، محکوم به تحمل یک سال حبس تعزیری گردیده و در تاریخ 05/01/97 به اینجانب ابلاغ گردیده است . در فرجه قانونی حق تجدید نظر خواهی را ساقط (اسقاط) می نمایم و خواستار اعمال ماده 442 قانون آیین دادرسی کیفری مبنی بر تخفیف مجازات صادره می باشم . مع الوصف : با عنایت به اینکه موکل نان آور خانواده (دارای همسر و دو فرزند ) خود می باشد و سابقه ی کار وی (چهارده سال کار مستمر در شهرهای کنگان و عسلویه به عنوان سر آشپز ) در پرونده مبین این امر می باشد که ایشان کارگری زحمت کش بوده و می باشد . بناء علیهذا : از محضر آن عالی مقام و همچنین دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان فردیس خواهشمند است : حداکثر میزان تخفیف مقرر قانونی (یک چهارم) را در حق ایشان در صورت صلاحدید تعیین نمایید . مساعدت آن عالی مقامان موجب امتنان خواهد بود .

https://telegram.me/legallovers

                                                                                                                                      با تشکر و امتنان

لایحه اعتراض به قرار تامین کیفری وثیقه

https://telegram.me/legallovers

«هو الوکیل »

بازپرس محترم شعبه        دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شیراز :

             با سلام و عرض ادب

احتراماً : اینجانب به وکالت از متهم آقای                فرزند             در پرونده کلاسه             ، در دفاع از حقوق موکل معروض می دارد؛ 

https://telegram.me/legallovers

با عنایت به اینکه شاکی (آقای ن ه  ) نسبت به شکایت خود اعلام رضایت نموده و تنها جرم انتسابی به موکل حمل سلاح شکاری ( سوزنی ) بوده که طبق بند الف ماده 6 قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز ، مجازات موکل : حبس از نود و يك روز تا شش ماه يا جزاي نقدي از ده ميليون تا بيست ميليون ريال ؛ می باشد و تعیین قرار تأمین وثیقه برای چنین مجازاتی متناسب نمی باشد و همانگونه که استحضار دارید : در راستای صیانت از حقوق متهمان ، قانونگذار با پیش‌بینی قرارهای متعدد کیفری در صدد اجتناب از بازداشت شهروندان به منظور پیشگیری از افزایش تعداد زندانیان، زندان‌زدایی، مصون ماندن افراد از اثرات سوء زندان و پیشگیری از جرم بوده است که این اقدام قانونگذار ستودنی و ناشی از خرد و آینده‌نگری آنان بوده است . فلذا : بدینوسیله به قرار وثیقه صادره اعتراض خود را اعلام و خواستار صدور قرار کفالت در صورتصلاحدید می باشم. مساعدت آن عالی مقام موجب امتنان خواهد بود.                                                        

با تشکر و تجدید احترام