رياست و مستشاران محترم شعبه دوم دادگاههاي تجديد نظر استان كهگيلويه و بويراحمد

با عرض ادب و احترام؛

https://telegram.me/legallovers

اينجانب سيروس جوکار مطالب ذيل را در دفاع از حقوق موكل (م س) در پرونده كلاسه 890000 معروض داشته تقاضاي صدور حكم شايسته را از محضر آن مقامات محترم خواستارم.

شرح واقعه:

در پي وقوع درگيري گروهي در مورخه 20/3/79 در محله ..... گچساران ضربات فراواني به ناحيه سر، صورت، سينه و سمت راست پيشاني موكل وارد گرديده كه پس از طرح شكايت عليه آقاي عبدا... مبني بر شركت در ايراد ضرب و جرح عمدي و با عنايت به جميع محتويات پرونده شعبه 101 دادگاه عمومي جزائي گچساران مورد را از موارد لوث تشخيص داده و بموجب دادنامه شماره 8/1111 – 25/11/84 متهم را به پرداخت 75 درصد ارزش ديه كامل در حق مجروح و 23 ماه حبس تعزيري از جهت اخلال در نظم عمومي  محكوم مي نمايد. پس از تجديد نظر خواهي متهم شعبه 3 دادگاه تجديد نظر استان كهكيلويه و بوير احمد طي دادنامه شماره 2222 مورخ 03/08/85  ضمن ابرام راي صادره مدت 16 ماه از حبس وي را به مدت 3 سال معلق نمايد. شعبه 25 تشخيص ديوان عالي كشور نيز پس از جري تشريفات قانوني بموجب دادنامه ش 2222/15 -15/11/87 با توجه به اين كه دادگاه در مورد اثبات ديه با اجراي قسامه راي صادر كرده است, محكوميت متهم به حبس را خلاف بين قانون دانسته و با نقض راي وي را فقط به پرداخت ديه در حق شاكي محكوم نموده است.

 متاسفانه عليرغم صدور حکم جلب محكوم عليه در چندين نوبت وي خود را از ديد مامورين مخفي و پس از مدت ها با توجه به مداركي كه در دفتر خانه شماره 000 شهرستان گچساران توسط آقايان حم و سع هر دو گ و خانم ي صادر شده از رياست محترم ديوانعالي كشور تقاضاي اعاده دادرسي نموده كه موضوع جهت رسيدگي به شعبه 00 ديوان عالي كشور ارجاع و شعبه مربوطه پس از مطالبه و بررسي پرونده محكوم عليه ضمن موجه دانستن درخواست نامبرده پرونده را جهت رسيدگي مجدد به شعبه هم عرض ارجاع كه پس از جري تشريفات قانوني پرونده مربوطه به شعبه دوم دادگاه تجديد نظر استان كهگيلويه و بوير احمد ارجاع و مورد رسيدگي واقع مي گردد . كه در جهت مخدوش بودن اقارير نامبردگان و اظهارات كذب ايشان بايد عرض نمايم :   

 https://telegram.me/legallovers

     1. ابتدائا و در جهت مخدوش بودن اقرار ضارب اصلي پرونده !!! اقاي حم گ بايد عرض نمايم : اسناد ومدارك جديدي!!  كه اقاي عبد ا... به موجب آن تقاضاي اعاده دادرسي نموده و متاسفانه مورد پذيرش ديوان نيز واقع گرديد ، نه تنها جديد نبوده بلكه بموجب اقرارنامه مورخ 22/8/85 (برگ 701 پرونده ) تنظيمي در دفتر خانه 000 دوگنبدان قبلاً نيز در پرونده موجود بوده است كه قطعا اعضاي محترم دادگاه تجديد نظر در صورت توجه دقيق به تاريخ اقرار نامه مزبور و تاريخ صدور دادنامه قطعي شماره 2222-(30/9/85) پي به اين واقعيت بسيار مهم خواهند برد كه قطع به يقين دادگاه محترم تجديد نظر با علم به وجود اين اسناد و شايد به دليل آنكه كذب اقرار نامبرده نزد ايشان اثبات گرديده اقدام به صدور دادنامه شماره 2222 نموده است . مضاف بر انكه پس از ارسال لايحه متهم حم گ خطاب به دادگاه مبني بر انكه موكل توسط ايشان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است و پس از تشكيل جلسه مواجهه حضوري به تاريخ 20/04/82 و تفهيم اتهام ايشان مبني بر شركت در منازعه و ضرب و شتم عمدي م س در مقام دفاع در نزد شعبه ... دادگاه محترم گچساران اظهار مي دارد: ‹...من قبول ندارم توسط عبدا...  اغفال شدم و نامه را عبدا... نوشته ا ست به من گفت كه قبول كنم و عبدا... به من گفت برو سه ماه يا شش ماه در زندان  محكوم مي شوي  و من خودم پرونده ات را درست مي كنم شب همان لايحه دفاعيه را خودش نوشته بود و صبح به خانه ما آورد چون پسر عمه ی من مي باشد و در دانشگاه درس مي خواند نمي خواهد كه آينده اش خراب شود ... »

رياست و اعضاي محترم دادگاه تجديد نظر؛

آيا اقرار چنين فردي از نظر آن اعضاي محترم مي تواند مؤثر در مقام باشد. شايد به همين دليل باشد

كه قانون گذار ضمن پيش بيني ماده 1276 قانون مدني مقرر مي دارد: اگر كذب اقرار نزد حاكم ثابت شود ان اقرار اثري نخواهد داشت.

2. در جهت اثبات اظهارات سراسر كذب حم گ در جلسه مورخ 30/4/89 آن دادگاه محترم بايد عرض نمايم اولاً ايشان در برگ اول صورت جلسه مورخ 30/4/89  اظهار داشته است : ‹...لكن من با چوب به سر آقاي م س و آقاي عبدا... آن لحظه حضور نداشت ...› در ادامه در برگ دوم صورت جلسه در پاسخ به سوال دادگاه محترم مبني بر اينكه آيا آقاي عبدا.. در درگيري حضور داشت ؟ بيان مي دارد: خير، در درگيري حضور نداشت، منزل ما بود. نكته جالب و شگفت آور آن است كه خود آقاي عبدا... در بازجويي هاي مكرر صورت گرفته در پرونده در جهت تبري خود از اتهام وارده به نقش خود به عنوان ميانجي گري !!! اشاره دارد اما حم گ از اصل ، حضور عبدا... در درگيري را انكار مي كند. قطعا دادگاه محترم با اينجانب هم عقيده خواهد بود كه اظهارات و پاسخ هاي حم گ ضرب المثل معروف" قسم حضرت عباس و دم خروس" را به اذهان متبادر مي نمايد.

ضارب اصلي پرونده !!! در ادامه در برگ دوم صورتجلسه در پاسخ به سوال به چه دليل اقاي م س را زدي؟ اظهار مي دارد: ‹چون ايشان را اشتباهي جاي اقاي ا ن گرفتم ... آقاي ن متلك به خواهرم گفته بود ... چون ايشان را نمي شناختم (اشتباه گرفتم )› كه در جهت كذب بودن اين اظهارا ت نيز بايد عرض نمايم اتفاقاً حم گ در اكثر بازجويي ها در تشريح در گيري اظهار داشته است كه: ‹ ... در درگيري كه در منطقه .... به وقوع پيوست كه منجر به مجروح گشتن م س گرديد اينجانب با نامبرده و ا ن كه در چندين مورد براي خواهرم ايجاد مزاحمت نموده اند با نامبرده درگير شدم... » همچنين سع گ در آخرين باز جويي خود در نزد خود قضات محترم شعبه ... دادگاه تجديد نظر استان در مورخ 30/4/89 در برگ دوم صورت جلسه در تشريح ماجرا اظهار مي دارد: ‹حم با آقاي ا ن و آقاي م س در خيابان با هم در گير شدند... '

اعضاي محترم ملاحظه مي فرمايند كه  حم و سع گ هر دو به درگيري با ا ن و م س اشاره دارند  كه اتفاقا اين اظهارات قرينه و دليلي است دال بر شناخت كافي از م س و     اظهارات ايشان مبني بر عدم شناخت م س نيز كذب محض است.

  3. نكته جالب آنكه (به شرح برگ 449 پرونده) آقاي عبدا... جهت صلح و سازش و پرداخت ديه آقاي  ا ر (از بزرگان بويراحمد) را نزذ موكل فرستاده است كه آقاي ت ط وكيل محترم عبدا... در بند 2 لايحه تقديمي خود به تاريخ 11/11/85 ضمن انكار اين موضوع اظهار داشته است: ‹... آقاي  ا ر حاضر است به دادگاه مراجعه و شهادت دهد كه اظهارات وي در جلسه مربوطه به غير از ادعاي شاكي بوده است ... › كه در جهت اثبات صحت و سقم اظهارات هر يك از طرفين از محضر ان دادگاه محترم خواهشمند است آقاي ار به محضر دادگاه احضار تا حقيقت ماجرا كشف گردد. چرا كه در صورت صحت ادعاي موكل انجام چنين عملي از سوي اقاي عبدا... مي تواند قرينه اي دال بر ارتكاب ضرب و جرح از ناحيه خود ايشان باشد.

 4. همچنين لايحه تقديمي ن گ خواهر حم و سع گ خطاب به رياست محترم دادگاه تجديد نظر استان كهگيلويه و بويراحمد كه به نوعي در تضاد با اظهارات سع و حم گ مي باشد نيز خود مي تواند قرينه اي دال بر صحت اظهارات موكل باشد ضمن آنكه خود آقاي عبدا... در يكي از لوايح تقديمي (ص 4 بند 6 لايحه) در برگ 660 پرونده پس از صورتجلسه مواجهه حضوري حم گ  در مورخه 27/3/82 بيان داشته است: ‹ايشان (حم گ ) فردي شرور و باج گير كه داراي سابقه هاي متعددي در اداره زندان شهرستان گچساران است ...› كه همه اين اظهارات دلالت دارد بر كذب اظهارات و اقارير حم گ و لذا چنين اقراري از سوي فردي كه بنا به گفته خود آقاي عبدا...  از افراد شرور و باجگير مي باشد نمي تواند مؤثر در مقام باشد چرا كه قطعاً اين اقارير با محتويات پرونده در تعارض محض مي باشد.

5. از همه مهمتر آنكه قاضي محترم اجراي احكام كيفري دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان گچساران در يكي از نامه هاي ارسالي به شماره 87-0000 مورخ 03/11/86 خطاب به معاونت اطلاعات انتظامي شهرستان گچساران با موضوع محكوم عليه عبدا... اظهار داشته است: ‹... حسب اخبار واصله رسمي و غير رسمي نامبرده فردي با نفوذ بوده و تاكنون به علل مختلف در مكان هاي متفاوت بسر مي برد ... با توجه به اينكه نامبرده در مراجع مختلف از جمله برخي از مراجع انتظامي داراي اقوام و خويشان نسبي و سببي مي باشد كه شايد به همين علت باشد كه بعد از گذشت حدود نه سال حكم فوق اجرا نشده است ...› كه قطعاً ارسال چنين نامه هايي از سوي مراجع قضايي جهت حفظ اقتدار نيروي انتظامي و دستگاه قضايي در محكوميت مجرمين مي باشد. مضافاً آنكه ارسال اين نامه و كلاً محتويات پرونده نيات دروني شخص عبدا... را بر همگان آشكار خواهد ساخت.

https://telegram.me/legallovers

رياست و اعضاء محترم دادگاه؛ موكل كه كمر همت بسته بود تا در شهرستان گچسارات تحصيلات عاليه را به اتمام برساند و براي خود و جامعه مثمر ثمر واقع گردد از بدو وقوع دستگيري تا كنون علاوه بر آن سلامت جسماني خود را از دست داده است عليرغم بي مهري هاي فراوان كماكان منتظر اجراي عدالت است. آنچه مسلم است آنكه قطعاً پرداخت ديه از ناحيه هر شخصي كه باشد نه تنها براي موكل كه قريب به 10 سال از دوران جواني خود را در دادگاههاي مختلف سپري مي كند هيچ ارزشي ندارد بلكه تنها اجراي عدالت است كه مي تواند مرهمي باشد بر روح و جسم خسته وي. كما آنكه موكل همواره ادعا داشته است آنچه برايش مهم است به گردن گرفتن ضرب و شتم صورت گرفته از ناحيه تنها ضارب وي يعني شخص عبدا... است چرا كه ارتكاب چنين اعمالي كه هر از چند گاهي حم گ به علت سابقه هاي متعدد كيفري موضوع ضرب و جرح را به گردن گيرد تا ضارب اصلي در امان باشد تنها نتيجه اي كه مي تواند در پي داشته باشد توهين به شعور شخصي خواهد بود كه با چشمان خويش شايد ضرب و جرح از ناحيه عبدا... بوده است.

لذا نظر به مطالب معنونه تقاضاي صدور حكم شايسته را از محضر آن مقامات محترم خواستارم. قطعاً موكل و همسر جوان وي چشم انتظار به دستان پرعطوفت آن اعضاء محترم دوخته اند.

https://telegram.me/legallovers

منبع:  http://hoghoghfarda.blogfa.com

 

با تشكر و تجديد احترام 

سیروس جوکار